eitaa logo
دانلود
"پِیوَست"
"شیطان پرادا می‌پوشد ۲" فقط ماست‌مالی و لاپوشونی کل شوق و انگیزه‌ی اصیل فیلم اول بود. در فیلم اول د
بعد آخه جالبه که اسم فیلم هست شیطان پرادا می‌پوشه، بعد آخرسر اندی هم‌دست شیطان و نوچه‌هاش می‌شه 😂 چه عقب‌گردی کارگردان، دست مریزاد. 👏
+ https://eitaa.com/PostScript/1285 معلومه که میخونیم (من که خوندم) فیلم رو ندیدم ولی این بلایی عه سر خیلی از فیلما میارن. نسخه ی اول پر فروش بوده پس یه جورایی فروش دومی هم تضمینی عه پس میان و یه چیز آبکی میسازن چون داستان خاصی ندارن (فیلما و انیمیشن های الان به سختی پیش میاد داستان خوبی داشته باشن، معمولاً اکثر کارگردان ها و نویسنده ها ایده جدید نمی‌دن) و میان با چیزهای الکی فیلم رو جذاب کنن یه مشت عقیده هالیوودی و اینا هم میچپونن توش و میشه اینجوری (البته نظرات شخصی خودمه) ~ ممنون که می‌خونی و آره واقعاً همین‌طوره چندسال اخیر تجدید یه فیلم قدیمی برای شماره دومش خیلی رواج پیدا کرده و اکثراً هم به خوبی اولی نیستن.
+ https://eitaa.com/PostScript/1284 موافقم. برای یه بار دیدن و محض سرگرمی فیلم جالبی بود ولی به عنوان یه بازسازی غیرمنتظره از ایده‌ای که ۲۰ سال پیش مطرح شده واقعا یه شکست بود. شکاف بزرگی بین قسمت اول و قسمت دوم وجود داشت و انگار از نو یه فیلم جدید ساخته بودن. فقط با این تفاوت که گویا چندتاشون تصادفا همو می‌شناسن. تو فیلم اول زندگی شخصی اندی نقش مهمی داشت. تقریبا کل فیلم و نصف درگیری اون تحت تاثیر رابطه‌ش با اطرافیانش بود. ~ واقعاً همینه، چه خوب گفتی که شکافشون چه به لحاظ زمانی و چه داستانی اون‌قدر زیاد بود که انگار فیلم جدیدی با آشنایی‌های تصادفیه.
+ ولی تو فیلم دوم کلا اون بخش رو ریختن دور و فقط یکی از دوستای قدیمیش رو در حد چند تا صحنه نگه داشتن و جدیدها هم حضور کاملا سطحی‌ای داشتن. شخصیتا کاریکاتوری‌تر شده بودن و کیفیت داستان و باورپذیریش کمابیش در حد این رمانای بی‌سروته اینترنتی بود. از اون فیلمایی بود که کاش می‌ذاشتن خاطره‌ی نسخه‌ی اول دست نخورده بمونه. نه چون اون شاهکار بود. چون این دومی علی‌رغم اینکه با پیشرفت تجهیزات و تجربه قرار بود نسخه‌ی بهتری باشه حتی به تصویر اولی هم ضربه زد. ~ دقیق + این‌که یه فیلم دل‌خواه تسلی‌بخش (comfort movie) رو بعد از این‌همه سال تجدید کنی ولی به میراثش وفادار نمونی خیلیه.
یه طوری فیلم اول رو وارونه کردن که انگار مسئول آرشیو یهو چشمش به این خورده و این‌جوری شده که وا ما بر علیه خودمون فیلم ساختیم که! بعد هم اومدن شماره دو رو به نحوی ساختن که بگن اون چیزایی که نشون دادیم یادتونه؟ نه نه اشتباه گفتیم از دوباره بیاین ببینین اگر همون شخصیت بزرگ‌تر می‌شد (منفعت‌طلب‌تر) اون‌کارا رو نمی‌کردا. 😔
+ https://eitaa.com/PostScript/1285 اتفاقا داشتم فکر میکردم عجب نقدی ~ اختیار دارین💘
+ https://eitaa.com/PostScript/1285 بله! ~ مرسی! ✨
+ آره میخونیم ~ با تشکر ☁️
فیلم اسپایدرمن و دراما رو دیدم بمونه که بیام یه چیزایی بگم.
"پِیوَست"
فیلم اسپایدرمن و دراما رو دیدم بمونه که بیام یه چیزایی بگم.
: brand new day درمورد "اسپایدرمن: روز از نو" باید بگم که اشاره‌های ژنتیکیش واقعاً جالب بود و اون بخش که ام‌جی به خاطرش نیاورد غم‌انگیز، به طور کلی فیلم رو نتونستم به اندازه قبلی دوست داشته باشم چون واقعاً چی می‌تونه رو دست ملاقات سه تا اسپایدرمن از سه تا دنیای موازی بزنه؟ ولی خب این‌طور هم نبود که بگیم دیدنش خالی از لطف بوده، معرفی استعداد جدید تله‌پاتی که احتمالاً مأموریت اصلی فیلم بود به خوبی انجام شد و حقیقتاً می‌تونست ترس به دلت بندازه، یکی دوتا مبارزه خیلی عالی رو هم تماشا کردیم که مو به تن آدم راست می‌کرد. پیشنهاد می‌‌شه.
اون بخش که دوست قبلیش با دست‌دادن مخصوصشون به خاطرش آورد هم واقعاً جالب بود چون به مفهوم حافظه‌ی رویه‌ای (procedural) یعنی نحوه خاص دست‌دادن و حافظه‌ی بدنی (kinetic) یعنی خاطره‌ و احساس پشت این دست‌دادنه اشاره می‌کرد.
"دراما" هم که ترجمه نشه بهتره، به خاطر ریتینگ pg بالاش با سانسور نگاه کردم و چیزی از مفهوم فیلم از دست نرفت. از این جهت جذابیت داشت که به راحتی می‌تونست در زندگی هرکسی ترجمه بشه. درحالی‌که به یک موضوع خاص یعنی تیراندازی در مدرسه (school shooting) می‌پردازه، می‌تونه درمورد تمام تجربیات بد یا حتی نیات شومی که هرکس ممکنه در طول زندگیش داشته باشه صدق کنه. نقطه عطف (plot point) داستان اون‌جاییه که چهارنفر یه چالش می‌ذارن که هرکدوم بدترین کاری که در زندگی کردن رو بگن و دختری که قراره چندروز دیگه عروس بشه بقیه رو از قصد اجرایی (implementation intention) که سال‌ها پیش داشته و حتی عملیش نکرده آگاه می‌کنه و از اون‌جاست که قطار فیلم از فضای کمدی رمانتیک (rom-com) با سرعت زیاد به ژانر ترسناک روان‌شناختی (psychological thriller) برخورد می‌کنه و وارد یه ترن هوایی از انکار، سردرگمی، گفت‌وگو و رنج می‌شه. سوال این‌جاست؛ آیا باید کسی که قراره باهاش زندگی کنی رو به تمام گذشته‌ت آگاه کنی؟ البته مشخصاً بهتره جوری زندگی کنی که ازش شرمنده نباشی تا اگر قرار بود همه بفهمن هم اذیت نشی، اما بازم اگر مسئله‌ای پیش اومد که می‌دونستی با اعتراف بهش خودت و دیگران رو دچار عذاب می‌کنی چی؟