eitaa logo
کانال بستجی♨️
5هزار دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
47 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
♦️قانونى داريم كه هميشه ثابت است: "ما به محيطمان عادت ميكنيم" اگر با آدم‌های بدبخت نشست و برخاست کنید، کم کم به بدبختی عادت می‌کنید و فکر می‌کنید که این طبیعی است. اگر با آدم‌های غرغرو همنشین باشید عیب جو و غرغرو می‌شوید و آن را طبیعی می‌دانید. اگر دوست شما دروغ بگوید، در ابتدا از دستش ناراحت می‌شوید ولی در نهایت شما هم عادت می‌کنید به دیگران دروغ بگویید و اگر مدت طولانی با چنین دوستانی باشید، به خودتان هم دروغ خواهید گفت. اگر با آدم‌های خوشحال و پر انگیزه دمخور شوید شما هم خوشحال و پرانگیزه می‌شوید و این امر برایتان کاملا طبیعی است. "تصمیم بگیرید به مجموعه افراد مثبت ملحق شوید وگرنه افراد منفی شما را پایین می‌کشند و اصلا متوجه چنین اتفاقی هم نمی‌شوی" 📚 راز شاد زیستن 👤 اندرو متیوس 🔹@Postchi1
✨انسان‌های موفق همواره ۲ چیز بر لب دارند: لبخند و سکوت... "مارک زاکربرگ" 🔹@Postchi1
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
مخور صائب فریب زهد از عمامه زاهد که در گنبد ز بی‌مغزی صدا بسیار می‌پیچد.. 👤 صائب تبریزی 🔹@Postchi1
♦️در کتاب فیه ما فیه مولانا داستان بسیار تأمل‌برانگیزی به صورت شعر درباره جوان عاشقی است که به عشق دیدن معشوقه‌اش هر شب از این طرف دریا به آن طرف دریا می‌رفته و سحرگاهان باز می‌گشته و تلاطم‌ها و امواج خروشان دریا او را از این کار منع نمی‌کرد. دوستان و آشنایان همیشه او را مورد ملامت قرار می‌دادند و او را به خاطر این کار سرزنش می‌کردند اما آن جوان عاشق هرگز گوش به حرف آن‌ها نمی‌داد و دیدار معشوق آنقدر برای او انگیزه بوجود می‌آورد که تمام سختی‌ها و ناملایمات را بجان می‌خرید. شبی از شبها جوان عاشق مثل تمامی شب‌ها از دریا گذشت و به معشوق رسید. همین که معشوقه خود را دید با کمال تعجب پرسید: «چرا این چنین خالی در چهره خود داری!» معشوقه او گفت: «این خال از روز اول در چهره من بوده و من در عجبم که تو چگونه متوجه نشده‌ای.» جوان عاشق گفت: «خیر، من هرگز متوجه نشده بودم و گویی هرگز آن را ندیده بودم.» لحظه‌ای دیگر جوان عاشق باز هم با تعجب پرسید: «چه شده که در گوشه صورت تو جای خراش و جراحت است؟» معشوقه او گفت: «این جراحت از روز اول آشنایی من با تو در چهره‌ام وجود داشته و مربوط به دوران کودکی است و من در تعجبم که تو چطور متوجه نشدی!» جوان عاشق می‌گوید: «خیر، من هرگز متوجه نشده بودم و گویی هرگز آن جراحت را ندیده بودم.» لحظه‌ای بعد آن جوان عاشق باز پرسید: «چه بر سر دندان پیشین تو آمده؟ گویی شکسته است!» معشوقه جواب می‌دهد: «شکستگی دندان پیشین من در اتفاقی در دوران کودکی‌ام رخ داده و از روز اول آشنایی ما بوده و من نمی‌دانم چرا متوجه نشده بودی!» جوان عاشق باز هم همان پاسخ را می‌دهد. آن جوان ایرادات دیگری از چهره معشوقه‌اش می‌بیند و بازگو می‌کند و معشوقه نیز همان جواب‌ها را می‌گوید. به هر حال هر دو آنها شب را با هم به سحر می‌رسانند و مثل تمام سحرهای پیشیین آن جوان عاشق از معشوقه خداحافظی می‌کند تا از مسیر دریا باز گردد. معشوقه‌اش می‌گوید: «این بار باز نگرد، دریا بسیار پر تلاطم و طوفانی است!» جوان عاشق با لبخندی می‌گوید: «دریا از این خروشان‌تر بوده و من آمده‌ام، این تلاطم‌ها نمی‌تواند مانع من شود.» معشوقه‌اش می‌گوید: «آن زمان که دریا طوفانی بود و می‌آمدی، عاشق بودی و این عشق نمی‌گذاشت هیچ اتفاقی برای تو بیافتد. اما دیشب بخاطر هوس آمدی، به همین خاطر تمام بدی‌ها و ایرادات من را دیدی. از تو درخواست می‌کنم برنگردی زیرا در دریا غرق می‌شوی.» جوان عاشق قبول نمی‌کند و باز می‌گردد و در دریا غرق می‌شود. مولانا پس از این داستان در چندین صفحه به تفسیر می‌پردازد؛ مولانا می‌گوید تمام زندگی شما مانند این داستان است. زندگی شما را نوع نگاه شما به پیرامونتان شکل می‌دهد. اگر نگاهتان‌، مانند نگاه یک عاشق باشد، همه چیز را عاشقانه می‌بینید. اگر نگاهتان منفی باشد همه چیز را منفی می‌بینید. دیگر آدم های خوب و مثبت را در زندگی پیدا نخواهید کرد و نخواهید دید. دیگر اتفاقات خوب و مثبت در زندگی شما رخ نخواهد داد و نگاه منفی‌تان اجازه نخواهد داد چیزهای خوب را متوجه شوید. اگر نگاه عاشقانه از ذهنتان دور شود تمام بدی‌ها را خواهید دید و خوبی‌ها را متوجه نخواهید شد. نگاهتان اگر عاشقانه باشد بدی‌ها را می‌توانید به خوبی تبدیل کنید. 🔹@Postchi1
ما پول نداریم دندون خرابمون رو بکشیم اونوقت ملت میرن دندون سگشون رو ارتودنسی میکنن 😐 🔹@Postchi1
فکرش را می‌کردید چهار آلمان در داخل ایران داشته باشیم؟! اولین آلمان، روستایی در استان آذربایجان شرقی، به‌نام «آلمان قدیم» است. دومین مورد هم روستایی نسبتاً کوچک در اطراف ارومیه، در استان آذربایجان غربی ایران، بنام «آلمان آباد» است. سومین و چهارمین مورد مربوط به روستاهایی در اطراف رشت و در اطراف شلماش در شمال غرب ایران هستند. البته از آنجاکه کلمه‌ی «آلما» در زبان ترکی به معنی «سیب» است، نام این دو روستایی که در آذربایجان قرار دارند احتمالاً از «سیب» گرفته شده باشند و ارتباطی با کشور آلمان ندارند. 🔹@Postchi1
وقتی این لاکپشت بچه بوده یک تسمه پلاستیکی دور لاکش گیر میکند و به مرور زمان به این روز می افتد اگر انسان هستید!آشغال نریزید توی طبیعت 🔹@Postchi1
بیایم وهمه‌مون «چای ایرانی» بخریم بجای چای بی‌کیفیت خارجی که تو بازاره مدیر اجرایی سندیکای کارخانه‌های چای شمال گفته که حدود ۱۰۰۰تن برگ سبز چای روی دست کشاورزان مانده و کارگرا دارن بیکار میشن. چرا؟ چون بازار از چای خارجی اشباع شده این وسط واقعا طفلک اون کشاورزی که چای میکاره... 🔹@Postchi1
بدون وجود باران هیچ چیز رشد نمی کند. گاهی لازم است که طوفان های زندگیمان را در آغوش بگیریم. 🔹@Postchi1
هر فرد به صورت متوسط 13 راز را در دل خود نگه می‌دارد و 5 مورد را هرگز به کسی نمیگوید،این بدین معناست شما حتی با شناخت کامل یک فرد حدود 40% زندگی اش را هرگز نخواهید فهمید ! 🔹@Postchi1
ما وقت نداریم که دائما زندگی کردن، مثل این و آن را تمرین کنیم. جرات این را داشته باشید که پیرو قلب و ادراک خودتان باشید… 🔹@Postchi1