eitaa logo
کانال بستجی♨️
5هزار دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
45 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
بزرگترین بدی این زندگی اینه که ، هیچ وقت اون چیزی رو که میخوای همون لحظه نداریش. یه زمانی بهش میرسی، که دیگه برات مهم نیست! 👤 دیوید سالینجر U will Love Us @Postchi1
تصویری از نوزاد ماهی بادکنکی غذای محبوب مردم ژاپن 😐 U will Love Us @Postchi1
‏زمستون فقط اونجاش که بعدازظهر میخابی بیدار که میشی میبینی شبه بازم میخابی از اون ور صبح بیدار میشی هوا ابری و تاریکه فکر میکنی شبه بازم میخابی خدا این زمستونو از ما نگیر :) U will Love Us @Postchi1
شایدخیلی چیزارودرطول روزفراموش کنیم ولی شب دیگه نمیتونیم ازشون فرارکنیم U will Love Us @Postchi1
🍉 روزی با دوستم از کنار یک دکه روزنامه فروشی رد می شدیم دوستم روزنامه ای خرید و مودبانه از مرد روزنامه فروش تشکر کرد، اما آن مرد هیچ پاسخی به تشکر او نداد. همان طور که دور می شدیم، به دوستم گفتم: چه مرد عبوس و ترش رویی بود.  دوستم گفت: او همیشه این طور است! پرسیدم: پس تو چرا به او احترام می گذاری؟ دوستم با تعجب گقت: چرا باید به او اجازه بدهم که برای رفتار من تصمیم بگیرد؟! U will Love Us @Postchi1
‏زندگی خیلی کوتاهه. بالاخره تموم میشه. هیچ چیز ارزش استرس رو نداره. هر لحظه اش ارزش داره که کامل زندگی بشه. U will Love Us @Postchi1
🍉 ♦️یک زن هنرمند آماتور که اهل انگلستان است 2 ماه قبل از آشنا شدن با مرد رویاهایش در یک سایت همسریابی تصویری از او را به تصویر کشید که پس از دیدن آن مرد از شبیه بودن او به نقاشی اش بسیار شوکه شد. "کول مایو" در سال 2009 و وقتی که هنوز مجرد بود یک نقاشی رمانتیک از یک مرد بلند قامت با ریش های تیره رنگ کشید. "کول" که در آن موقع 31 سال سن داشت زیاد در مورد آن نقاشی فکر نکرد و تنها آن را در گوشه ای از اتاق نشیمن رها کرد. کمی بعد او تصمیم به آشنا شدن با یک فرد مناسب گرفت و از طریق یک سایت همسریابی با فردی به نام مایکل گومن آشنا شد. به نظر می رسید آنها تفاهم بسیاری باهم دارند و پس از 2 ماه تصمیم به ملاقات حضوری گرفتند. به محض آنکه کول چشمش به آن مرد افتاد از شباهت عجیب آن مرد به نقاشی اش در حیرت ماند. از ترس آنکه شاید مایکل تصور کند از قبل او را می شناخته و پنهانی او را ردیابی کرده است نقاشی را از او پنهان کرد و تنها بعد از چند جلسه از آشنایی نقاشی را به مایکل نشان داد . خوشبختانه اگرچه مایکل در وهله اول از این اتفاق گیج شده بود ولی بعد قست جالب این اتفاق را در نظر گرفته و هیچ فکر نامرتبطی نسبت به کول نداشت. 18 ماه پس از نخستین ملاقات آنها با یکدیگر ازدواج کردند و در حال حاضر آن نقاشی را به دیوار خانه شان آویخته اند و دوستانشان نام مایکل را "مرد در نقاشی" خطاب می کنند. ⭐️ ذهنتون قوی تر از اون چیزیه که فکرشو کنید U will Love Us @Postchi1
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
اگه میتونی تصورش کنی، پس میتونی انجامش بدی 🕴Walt Disney U will Love Us @Postchi1
🍉 ♦️پدر: دوست دارم با دختری به انتخاب من ازدواج کنی  پسر: نه من دوست دارم همسرم را خودم انتخاب کنم پدر: اما دختر مورد نظر من، دختر بیل گیتس است پسر: آهان اگر اینطور است، قبول است پدر به نزد بیل گیتس می رود و می گوید: پدر: برای دخترت شوهری سراغ دارم  بیل گیتس: اما برای دختر من هنوز خیلی زود است که ازدواج کند  پدر: اما این مرد جوان قائم مقام مدیرعامل بانک جهانی است  بیل گیتس: اوه، که اینطور! در این صورت قبول است بالاخره پدر به دیدار مدیرعامل بانک جهانی می رود پدر: مرد جوانی برای سمت قائم مقام مدیرعامل سراغ دارم  مدیرعامل: اما من به اندازه کافی معاون دارم! پدر: اما این مرد جوان داماد بیل گیتس است! مدیرعامل: اوه، اگر اینطور است، باشد و معامله به این ترتیب انجام می شود. ⭐️نتیجه اخلاقی: حتی اگر چیزی نداشته باشید باز هم می توانید چیزهایی بدست آورید. اما باید روش مثبتی برگزینید! ⭐️ U will Love Us @Postchi1
قند خون مادر بالاست اما دلش هميشه شور ميزند براي "ما" U will Love Us @Postchi1
@Postchi1 ♦️جوانی می خواست زن بگیرد به پیرزنی سفارش کرد تا برای او دختری پیدا کند. پیرزن به جستجو پرداخت، دختری را پیدا کرد و به جوان معرفی کرد و گفت این دختر از هر جهت سعادت شما را در زندگی فراهم خواهد کرد. جوان گفت: شنیده ام قد او کوتاه است. پیرزن گفت: اتفاقا این صفت بسیار خوبی است، زیرا لباس های خانم ارزان تر تمام می شود. جوان گفت: شنیده ام زبانش هم لکنت دارد. پیرزن گفت: این هم دیگر نعمتی است زیرا می دانید که عیب بزرگ زن ها پر حرفی است، اما این دختر چون لکنت زبان دارد پر حرفی نمی کند و سرت را به درد نمی آورد. جوان گفت: خانم همسایه گفته است که چشمش هم معیوب است. پیرزن گفت: درست است، این هم یکی از خوشبختی هاست که کسی مزاحم آسایش شما نمی شود و به او طمع نمی برد. جوان گفت: شنیده ام پایش هم می لنگد و این عیب بزرگی است. پیرزن گفت: شما تجربه ندارید، نمی دانید که این صفت، باعث می شود که خانمتان کمتر از خانه بیرون برود و علاوه بر سالم ماندن، هر روز هم از خیابان گردی، خرج برایت نمی تراشد. جوان گفت: این همه به کنار، ولی شنیده ام که عقل درستی هم ندارد. پیرزن گفت: ای وای، شما مردها چقدر بهانه گیر هستید، پس یعنی می خواستی عروس به این نازنینی، این یک عیب کوچک را هم نداشته باشد. U will Love Us @Postchi1