eitaa logo
کانال بستجی♨️
5هزار دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
45 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
از مدیر عامل شرکت رولز رویس پرسیدند: چرا تبلیغات شما در تلویزیون به چشم نمیخورد؟ گفت: کسایی که میتونن رولز رویس رو بخرند وقت نشستن پای تلویزیون رو ندارند @Postchi1
🍉 سرکلاس استاد گفت: "پشت یک مرد موفق یک زن بوده..." یکی از بچه ها پرسید: پشت یک زن درمانده و بی پناه چه کسی بوده؟؟ استاد جوابی نداد وبه بهانه ای کلاس را ترک کرد؛ اما جوابش را همه می دانستیم: "یک نامرد"... کسی چه میداند؟؟؟ @Postchi1
+ من بهت ده تومن دادم اون بهت بیست تومن داد تو فک کردی اون بهتره چون بهت بیشتر پول داد! ولی اون صد تومن داشت من فقط همون ده تومن رو داشتم! @Postchi1
اگر خوشحالت میکنه، وقت تلف کردن نیست @Postchi1
لاغر + پولدار = مانکن لاغر + بی‌پول = نی‌قلیون چاق + پولدار = تو پُر چاق + بی‌پول = گامبو @Postchi1
هرچی سطح شعور وعقلت بیشتر باشه کمتر حرف میزنی و گاها شنونده ای و هرچه عقلت و سوادت کم باشه میخوای توهر زمینه ایی اظهار نظر کنی Join @Postchi1
🍉 انسان سرمایه داری در شهری زندگی میکرد اما به هیچ کسی ریالی کمک نمیکرد فرزندی هم نداشت وتنها با همسرش زندگی میکرد در عوض قصابی در آن شهر به نیازمندان گوشت رایگان میداد روز به روز نفرت مردم از این شخص سرمایه دار بیشتر میشد مردم هر چه اورا نصیحت میکردند که این سرمایه را برای چه کسی میخای در جواب میگف نیاز شما ربطی به من نداره بروید از قصاب بگیرید تااینکه او مریض شد احدی به عیادت او نرفت این شخص در نهایت تنهایی جان داد هیچ کس حاضر نشد به تشییع جنازه او برود همسرش به تنهایی او را دفن کرد اما از فردای آن روز اتفاق عجیبی در شهر افتاد دیگر قصاب به کسی گوشت رایگان نداد اوگفت کسی که پول گوشت رامیداد دیروز از دنیا رفت!! ⚜ زود قضاوت نکنیم ⚜ @Postchi1
اینکه دیگران ما را آدم حساب نکنند یک چیز است،اما اینکه ما خودمان را آدم حساب نکنیم، یک چیز دیگر است! Join Us @Postchi1
🍉 روزی شخصی پیش بهلول بی‌ادبی نمود. بهلول او را ملامت کرد که چرا شرط ادب به جا نیاوری؟ او گفت: چه کنم آب و گل مرا چنین سرشته‌اند. بهلول گفت: آب و گل تو را نیکو سرشته‌اند، اما لگد کم خورده است! @Postchi1
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بدترین چیز اینه که محبت مادرو با “هان” و “چیه ؟” جواب بدی ولی زنگ یه غریبه رو با “جانم !” Join Us @Postchi1
🍉 راهبی کنار جاده نشسته بود و با چشمان بسته در حال تفکر بود . ناگهان تمرکزش با صدای گوش خراش یک جنگجوی سامورایی به هم خورد : « پیرمرد ، بهشت و جهنم را به من نشان بده ! » راهب به سامورایی نگاهی کرد و لبخندی زد . سامورایی از این که می دید راهب بی توجه به شمشیرش فقط به او لبخند می زند ، برآشفته شد ، شمشیرش را بالا برد تا گردن راهب را بزند ! راهب به آرامی گفت : « خشم تو نشانه ای از جهنم است . » سامورایی با این حرف آرام شد ، نگاهی به چهره راهب انداخت و به او لبخند زد . آنگاه راهب گفت : « این هم نشانه بهشت ! » Join Us @Postchi1