eitaa logo
𓆝 ִֶָ ࣪𝐏𝐞𐇽𝐚𝐫𝐥^᪲
146 دنبال‌کننده
189 عکس
476 ویدیو
4 فایل
:: ‌ ‌ ‌࿒࿚᷎᷈᷁݃ั𝙁᪾࣪𝗂ꨲllҽ‌‌ɗ۫ꨲ 𝗂ꨲ𝗇ꨲ ᨳ @preall 𝘾llctiᤢ𑂳݁ꨲ݁ꨲ݁ꨲ݁ꨲ݁ꨲ݁ꨲ݁ꨲᤢn 𖫲ٜ࣪ ꨴֵ᷃‌ᩘ‌ᮬ📞ᤢ𑂳݁ꨲ݁ꨲ݁ꨲ݁ꨲ݁ꨲ݁ꨲ݁ꨲᤢ𑂳݁ꨲຼ᪶ 𐨍 ‌ּꩌׄ۫𝗥𝗂ꨲ𝗀ꠥҽ‌‌𝗌ꨲte݁ꨲ݁ꨲ݁ꨲ݁ꨲ݁ꨲ݁ꨲ݁ꨲᤢ𑂳݁ꨲᤢ𑂳ɗ۫ꨲ 𝗳ɾ𝃛𝗈ꨲm᪾ᩛᮢຼ @lala_chan 𝃨 ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
داستان: باشگاه میرود و با دوستانش وقت میگذراند. خانواده اش از او راضی هستند و ان را بیشتر از خواهرش دوست دارند و خواهرش با کلمه"تو برادر به درد نخوری هستی"همیشه از او استقبال میکند اما او همچنان خواهرش را دوست دارد. زندگیش روبه روال است و سعی میکند همه چیز را بهتر کند اما حیف که زمان به او اجازه نمیدهد و او در یک تصادف جان خود را از دست میدهد.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
داستان: مجسمه سازی که بدون هدف مجسمه میسازد و از مدل هایش استفاده میکند. مردم میگویند مجسمه های ان یک الهام و یک شاهکار است ولی او نسبت به مجسمه هایش همچین فکری نمیکند. اما روزی میرسد که زنی را میبیند، ان زن خودش هنر بود و دلم میخواست من هنرمندش باشم. روز ها با او گذشت و مرده مجسمه ساز عاشق ان زن می شود. به عنوان اخرین کارش ان زن را انتخاب میکند،به نظر او شاهکار واقعی ان مجسمه بود. موقع ارائه کارش خبر میرسد که زن بر اثر بیماری فوت کرده و تنها چیزی که از ان باقی مانده مجسمه سنگی ان است.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
داستان: به چشمانش که نگاه میکردی چیزی جز تاریکی نمی دیدی. همانقدر سرد و بدون امید. انگار چیزی را از دست داده که دیگر قابل بازگشت نیست. چیزی درونش کشته شده بود. اخرین کلماتش را پشت تلفن گفت وقتی که بالای پشت بام ایستاده بود؛ لحنش ارام بود"دیگر برایم مهم نیست چه اتفاقی می افتد. به هر حال من مرده ام، چه در این دنیا چه در هر دنیای دیگری." و خودش را رها کرد.