هدایت شده از ♡𝗠𝗮𝗿𝘆𝗮𝗺 𝗸𝗵𝗮𝗷𝗮𝘃𝗶💕☽
🔴 مَحررررمانه ! 🤫
هیچ کس نمیدونه این آقا
چطور انقدر دقیق وقایع آینده رو میگه!
👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/447087054C449ee3efa2
تمام وقایع رو داره زودتر افشا میکنه👆
هدایت شده از تبلیغات گسترده منتخب
جنبه داری بزن رو کاهو ها😂🚷
از شدت خنده سالاد میشی🙈😈👇🏻
🥬🥬🥬🥬🥬🥬🥬🥬
🥬🥬🥬🥬🥬🥬🥬🥬
🥬🥬🥬🥬🥬🥬🥬🥬
🥬🥬🥬🥬🥬🥬🥬🥬
🤣پر از جوکای دَرِ گوشی⛔️☝️🏻
صبـح عروسـی دهـه شصتـی ها🤣🔥
دهنت سرویس از وقتی رفتم تو این کانال فقط میخندم 😂😂🔥
یکم بی ادبه ولی تَه خندس 😂📵🚷👇🏻
https://eitaa.com/joinchat/4053139964C51d02688de
هدایت شده از 𝙖𝙢𝙤𝙝𝙚𝙮𝙙𝙖𝙧 | ماینکرافت
من جهانگیرم!
پسر کوچیک یکی از بازاریای معروف تهران، تازه وارد سن بیست و چهارسالگی شده بودم که برادرم رو توی تصادف از دست دادم.
برادرم دختر هشت ماهه ای داشت، بعد از مرگش، دخترش تنها به من وابسته و پیش من آروم می گرفت طوری که زن داداشم مجبور بود که با ما زندگی کنه.
مادرم وقتی پیشنهاد داد که زن بیوه ی برادرم رو عقدکنم، بهم ریختم و از خونه بیرون زدم.
تا چند روز خونه نرفتم که مادرم خبر داد که زن داداشم وسایلاشو جمع کرده و به شهرستان پیش خانواده اش برگشته.
دوبارهزندگیم رو روال شده بود که خبر آوردن دخترش تب کرده و من و می خواد.
مادرم بهمگفت که عقدش کنم، چون بچه اش گناه داره، ثواب می کنم.
قرار شد شرط بذارن که زن دومبگیرم
براممهم نبود و حسی بهش نداشتم، ولی شب خواستگاری وقتی خطبه رو خوندن و محرمم شد...
https://eitaa.com/joinchat/3838443809C0fc180cfb3
سرگذشت جذاب و واقعی جهانگیر🌸👆