eitaa logo
𝙋𝙍𝙄𝙈𝙀 𝙈𝙀𝙈𝙀
9.6هزار دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
3.3هزار ویدیو
0 فایل
࣪𓏲 ּ ֶָ 𝗜𝗇︎ 𝗧𝗁︎𝖾 𝖭𝗮𝗆︎𝖾 𝗢𝖿︎ 𝗚𝗈d خوش اومدی به پرایم میم کارگاه میم پزی و انتشار بهترین میم های موجود🧪☠️ خفن ترین میم هارو همینجا ببین🎟 مدیریت : #SB -ּ ִ֗‌𔓕 𝙏𝘢𝘣𝘭𝘪𝙜𝘩𝘢𝘵 : -
مشاهده در ایتا
دانلود
🚨مشهد چخبررره؟! هم اکنون آسمان مشهد👇 https://eitaa.com/joinchat/3366585695Cf971320cd6
៹៹ ៹៹ 🌵𝖩𝗼𝗂𝗇︎𝗧𝗁︎͟͟𝗲 ¦⇾@Prime_meme
🔴 پیمان طالبی 👆 .... ✍از هموطنان عزیز دعوت میکنم در کانال اصلی «طب ایرانی» عضو شوند تا از جدیدترین مطالب طب سنتی/ایرانی به رایگان بهره‌مند شوند👇 https://eitaa.com/joinchat/2495742208Ca66702eb2e 👌دمش گرم عجب نکات ریزی میگه☝️
🔴 ترفندی که از کتاب قانون ابن‌سینا بیرون اومده 🤫 🌱باعث شده هر بیماری راحت درمان بشه ❌ هیچوقت در دسترس عموم نبوده و ما هم مجبوریم زود پاکش کنیم 👇 https://eitaa.com/joinchat/2495742208Ca66702eb2e
‌🤕سردرد ، اضطراب ، افسردگی داری؟👈🏻باید اینو استفاده کنی 🤮 دل درد ، ترش‌کردن ، نفخ داری؟ ‌. باید اینو استفاده کنی 🦿دیسک ، گرفتگی ،سیاتیک داری؟ ‌ ‌👈🏻باید اینو استفاده کنی 🍶 برا همه‌چی راهکار داره👇 https://eitaa.com/joinchat/2544959632C431da444a7
‌ 🤬 حاجی من هرررر مریضی‌ای داشتم اینجا راهکارشو بلد بود ... دیگه واقعا نمیدونم چی بگم😒👇 https://eitaa.com/joinchat/2544959632C431da444a7
آموزش های زناشویی بدون تعارف🫂👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/1731264529C6b7f30c3c7 https://eitaa.com/joinchat/1731264529C6b7f30c3c7 بدون سانسور مخصوص متاهلین⛔️☝️ 💯توضیح با عکس و فیلم و متن👆🏻
⭕️نقشه شوم زن زیبارو برای پسر نوجوان 🔥 در بلخ زنی جوان و خوش چهره وجود داشت، زن به قدری زیبا بود که هر مردی را به گناه آلوده میکرد. روزی زن زیبا برای خرید پارچه به مغازه پارچه فروش رفت، چشمش به پسرکی که در مغازه بود افتاد و از او خوشش آمد. از پسرک خواست پارچه ها را تا خانه حمل کند. هنگامی که به خانه رسیدند درب خانه را قفل کرد و به پسر جوان گفت: میخواهم امشب...‼️ ادامه داستان بازشود ➡️
من یه و که بعد مدتها تو مراسم فوت پدربزرگم که همه فامیل دور هم جمع بودن پسرعمه‌م هیربد رو دیدم. از همون دیدار اول کل‌کل‌هامون شروع شد و هرجا همدیگرو تنها گیر آوردیم از خجالت هم درومدیم. این دعواها تا جایی ادامه پیدا کرد که دیگه ازش بیزار شده بودم. تااینکه یه شب که قرار بود خونواده‌ی عمو بزرگم برا خواستگاری واسه پسرشون مرتضی به خونمون بیان خواست چیزی بهم بگه که باز کارمون به دعوا کشید و اجازه حرف زدن بهش ندادم. وقتی رسیدم خونه مهمونا اومده بودن، داشتم آماده می‌شدم برم پیش مهمونا که هیربد زنگ زد. با فریادی که پشت گوشی سرم زد و چیزی که گفت از حال رفتم.😱😭🥺👇 https://eitaa.com/joinchat/2031682960C5f1ba3a698 با حرفی که زد ‌کل سرنوشتم عوض شد😔