eitaa logo
سکوتِ محض|𝘱𝘶𝘳𝘦 𝘴𝘪𝘭𝘦𝘯𝘤𝘦
1.2هزار دنبال‌کننده
546 عکس
1.4هزار ویدیو
0 فایل
تاریک‌ترین گوشه از ۱۱ ماه و ۳ روز گذشته.🌚✨ اینجا خودمونی‌ترین اعتراف‌هامه؛ یه دفترچه تخلیهٔ احساسات. جذب مخاطب مهم نیست، موندنِ این سنگینی مهمه🗿🤌🏻 _خفن؟شاید، خودمونی؟ قطعا، اینجا فقط برای منه:)))) 💔
مشاهده در ایتا
دانلود
دلم با ماندن بود؛ راه، اما راهِ رفتن… و تو ندانستی چه رنجی‌ست کشاندنِ تنِ خسته‌ای که خواهانِ ماندن بود...!
آدمیزاد تو یه سنی، یه قبر می‌کنه، آرزوهاشو می‌ریزه توش و می‌شینه به نگاه کردن. باور کنید حال سوگواری‌ام نداره. بهت‌زده به مرگ آرزوهاش زل می‌زنه. گیج و منگ. می‌دونه هم که دیگه نمی‌شه. به قول فروغ؛ «چه می‌شود کرد؟ مگر می‌شود دنیا را پاره کرد و از تویش خوشبختی درآورد؟ همین است که هست».
حقیقت تلخ اینه که هیچوقت هیچکدوم از ما آدمای سابق نمیشیم. شاید یه روزی خوب باشیم شاد باشیم و زندگی کنیم. اما دیگه یه تیکه‌ی خیلی بزرگ از قلبمون تا ابد خالیه.
بچه ها اگر لایق باشم و خدا قسمت کنه فردا صبح ساعت های چهار و پنج انشاالله راهی کربلام:))) برم اونجا یکم از دردام بگم به صاحب غم بلکه آروم بشم.. عزیزانی که منو میشناسن و بدی کردم حلال کنید، و اینکه عزیزان یکم شاید فعالیت کم بشه چون میرم خارج از کشور و نت نیست و نمیدونم اینده چی پیش رو داریم با این اوضاع جنگ و اینا میخوام بگم اگر بزرگواری کنید بمونید ممنون میشم چون واقعا برای اومدن تک تکتون و بزرگتز شدن جمع مون تلاش کردم و زحمت کشیدم بمونید انشاالله اگر سالم و زنده رسیدم اون طرف مرز حتما براتون میزارم از لحظه های اونجا اگرم که زنده نموندیم و لیاقت داشتم( که ندارم) که حلال کنید دیگه:)) ✨
سکوتِ محض|𝘱𝘶𝘳𝘦 𝘴𝘪𝘭𝘦𝘯𝘤𝘦
بچه ها اگر لایق باشم و خدا قسمت کنه فردا صبح ساعت های چهار و پنج انشاالله راهی کربلام:))) برم اونجا
البته بگم که برای عمل به قول ایتا باگ داره رفیقم هر ساعت تلاش میکنه که بفرستتش و رفیقم هست بالا سر چنل و فعالیت میکنه ولی خودم نیستم، مراقبت کنید دوستتون دارم خدانگهدار *البته شاید یک ساعت دیگه ناشناس بزارم برای بار اخر و بعدش برم راهی بشم و اگر زنده برگشتم باز فعالیت رو از سر بگیرم و ناشناس بزارم دوست داشتین آنلاین باشین حرف بزنیم 🤌🏻🥲
الان که دارم میرم کربلا خیلی حرفا دارم که باید بنویسمشون از حالم از پارسال این موقع از پارسال اوایل اسفند که رفتیم دوتایی کربلا از همه چی ولی هر کدوم رو ننویسم این که با مداحی" شد شد نشد میرم کربلا پیش عموم ابولفضل میزنم زیر گریه " جلو ضریحش ساعت سه صبح رو دو زانو افتاده بودم و عین مادری که بچش مرده زار میزدم از اون خلوتی عجیب حرم و خلوت منو حضرت ابوالفضل که قسمش میدادم حالم رو خوب کنه مینویسم از معحزشون از همه لطف هاشون حتما به شرط حیات مینویسم:)))) ❤️‍🩹✨
ــ خوبی؟! + آره. فقط یه‌خورده سرم‌ درد می‌کنه. ‌
من درحالِ نگاه‌کردن به نمره‌ی امتحانی که قرار بود معدلمو بالا بیاره:
16.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وبلاخرههههه.. اینم از عمل به قولموننن💅🏼✨ ببخشید دیر شد باگ ایتابود امیدوارم که دیگه اینجوری نشه و بد قول نشم پیشتون🤧🤌🏻 و اینکه بعد از دیدن لف بدی حرومه:!) 🤍
صبح همگی بخیر باشه:)) 🤍
میانه‌ی راه از خودش بپرسید: یعنی تمام زندگی همین است؟ «همین تحمل کردن ‌ها، صبر‌کردن ها، و دوام آوردن‌های اجباری»