براى آخرين بار
با چشمانى غمبار به او نگريست
و توانست با آخرين نفسش به او بگويد:
فقط خدا مى داند
که چقدر تو را دوست داشتم...
هر چی فکر میکنم میبینم من این نبودم، اینی که الان زندگی شو ول کرده و تو جریان زمان پیش میره نبودم، اینقدر بیخیال و تهی نبودم.
کلا دیگه کم حرف شدم حوصله حرف زدنو ندارم،دوست ندارم دیگه به کسی توضیحی بدم و حتی هیچ توضیحی از دیگران و کسی نمیخوام.
در پایان نامه نوشت:
زندگی کردن برای آدمهایی که
زیادی به همهچیز اهمیت میدهند،
سختتر است.