eitaa logo
کانال قرآن و اهلبیت علیهم السلام
753 دنبال‌کننده
4.4هزار عکس
1.2هزار ویدیو
19 فایل
ارتباط باما. نـوكــــري كردنِ اين قـوم مرا بالا بُرد با گـداييِّ حسيـن مَنسَب شاهي دارم به حسين بن علي پشت و پناهم گرم است اي خـدا شكر، عجب پشت و پناهي دارم. @Behruz313
مشاهده در ایتا
دانلود
چشم مرا پیاله ی خون جگر کنید هر وقت تر نبود به اجبار تر کنید من کمتر از گدای شب جمعه نیستم خانه به خانه دست مرا در به در کنید بدکاره ها به نیمه نگاهی عوض شدند ما را فُضیل فرض کنید و نظر کنید این تحبس الدّعا شدن از مرگ بدتر است فکری برای این نفس بی اثر کنید باید برای سوختنم چاره ای کنم این روزه روزه نیست برایم سپر کنید العفو گفتنم که به جایی نمی رسد ذکر حسین حسین مرا بیشتر کنید در می زنیم و هیچ کسی وا نمی کند پس زودتر امام رضا را خبر کنید : صبحِ خود را به سلامی به تو آغاز کنم جُـز هَـوایِ تـو کجـا باشم و پرواز کنم حَسرَتِ بوسه به شش گوشه‌ی تو مارا کُشت دردمنـدم، به که من دردِ خود ابراز کنم؟ صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
باید غبار صحــن تـو را توتیـا کنند «آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند» هو هوی باد نیست که پیچیده در رواق خـیل مـلائکـند رضــا یا رضــا کنند بازار عـاشقان تو از بس شلوغ شد ما شاعرت شدیم که مارا سوا کنند «هر گز نمیرد آنکه دلش» جَلد مشهد است حتی اگر که بال و پرش را جدا کنند هر کس به مشهد آمد و حاجت گرفت و رفت او را به درد کــرب و بـلا مبتلا کنند دردی عظیم و سخت که آن درد را فقط با یک نگاهِ گوشه ی چشمت دوا کنند از آن حــریم قـدسی‌ات آقای مهربان! «آیا شود که گوشه ی چشمی به ما کنند» : سائلی در به درم دارم به لب ذکر رضا در میان روضه‌ها با اذن سلطان آمدم گفتم آقا کربلا میخواهم از دست شما چشم وا کردم حریم شاه عطشان آمدم صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... (ع)
تا نفس هست و ز الطاف شما دم باقیست دل مـا می تپـد و یاد تـو هـر دم باقیست دم روح القدسی خاص "حسین" گفتن ماست تا مـسیحـا بشود عیسـی مـریـم باقیست هر کجا می نگرم نام تو بر لب جاریست رحمت واسعه ات بر سر عـالـم باقیست زائـرانت هـمـه زوار خـدا می باشند تا خداوند بُـوَد کـرب و بلا هم باقیست ذره ای از شرر روضه ی تو کم نشود تا محبان تو هستند مــحــرم باقیست نظر فـاطـمـه معطـوف شود بر جایی که در آن نام تو بر سینه ی پرچم باقیست : شـاعـــر و خـــادم و مــداح ندارد فرقی اینکه یک نوکـرِ ناچیز و حقیـرم کافیست مـن اگر با کـرم و لـطـفــ و عـطایت آقــا حاجتِ دیدنِ "شش گوشه" بگیرم کافیست صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
دست خـودم نبود اگـر عاشقت شدم باور نمی کنم! نه؛ مگر عاشقت شدم؟ سینی به دست رد شدم از نونهالی ام در هیئت محل به نظر عـاشقت شدم از سفـره های نـذری مـادر شروع شد با عکسی از ضریح قمر عاشقت شدم سینه به سینه عشق تو را ارث برده ام من از دعـای خیـر پـدر عـاشقت شدم آقــا زهــیـــر دیگـــری امــروز آمــده دست مرا بگیر و ببر، عـاشقت شدم خون گریه می کنم ز فراق تو، حق بده من جای دل ز راه جگر عاشقت شدم برطالعم نوشته شده «عاشق الحسین» دست خودم نبود اگـر عـاشقت شدم : لطف حسین بوده که اهل سحر شدم شکر خدا که شیعه ی اثنی عشر شدم مـدیون لطف حضرت زهـرا و حیدرم سینـه زنه امـام شـهـیـدان اگـر شدم صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
در مدح تو باید كه ببندیم دهان را وقتـی كه بریدند ادیبـانه زبان را بازار سر زلف تو از بس كه شلوغ است انگشت به لب كرده زلیخا صفتان را وصف مژه ها و خم ابروت مرا كشت زحمت نده صیاد دگر تیر و كمان را با تكـه كـلافی به وصـال تو رسیدم زهرا به حسابم زده این سود كلان را تا سفره ی احسان كرم خانه تان هست سائل نخورد ثانیه ای غصه ی نان را ما بهتر از این روضه بهشتی نشناسیم بهتر كه بچسبیم همین نقد جهـان را با طشت نگو كوچه ی غم خون جگرت كرد ترسـم كه به زینب برساند جریان را : وقـتـی خــدای عــزوجـل از نـمِ بهشٺ خاڪِ وجـودِ شیعـه ی آلِ علی سرشٺ یڪ گوشه از دلِ همه را ڪربلا گذاشٺ یڪ گوشه از دلِ همه دارالحسن نوشٺ صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... دوشنبتون امام حسنی (ع)
دوباره عرض ادب عرض احترام از دور دوباره سهم یکی می شود سلام از دور سلام حضرت سلطان، مرا نمی طلبی؟ ببین چقـدر فـرستاده ام پیام از دور منی که دست به سینه گذاشتم هر صبح سلام داده ام از روی پشت بام، از دور نگاه نافذ تـو آهــوی خیـال مـرا به یک اشاره ی کوتاه کرده رام از دور به رغم فاصله، گلدسته های تو انداخت کبوتر دل تنگ مرا به دام از دور دلم هوایی دیدار توست از نزدیک اگرچه لطف تو بوده است مستدام از دور : رسیده اند به تو خیل زائران و هنوز منم که خیره به این راه مانده چشم ترم دلم گرفته برایم فقط همین کافیست که سیر گریه کنم روی شانه های حرم صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... (ع)
ﺭﺣﻤﺖ ﺑﺮ ﺁﻥ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻣﺮﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﺮﺩ پیش ﺧـﺪﺍ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﻣـﻦ ﺁﺧـﺮ ﺛـﻮﺍﺏ ﮐﺮﺩ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﻧـﻮﮐــﺮﯼ به خـدﺍ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﻡ ﺑﻪ ﺍﻭﺝ ﭼـﻮﻧﮑـــﻪ ﻣـﺮﺍ ﺑﻪ ﻣَـﻘـﺪَﻡِ ﺁﻗـﺎ ﺗُـﺮﺍﺏ ﮐﺮﺩ ﮔـﻔﺘﻢ ﺣﺴﯿﻦ، ﻣـﻮﺝ ﮔـﻨﻪ ﻗﻄـﺮﻩ ﺍﯼ شُدُ ﻧﺎﻣـﺶ ﺗﻤـﺎﻡ ﭼـﺸـﻢ ﻣـــﺮﺍ ﭘـﺮ ﺯِ ﺁﺏ ﮐﺮﺩ ﺷﯿﻄﺎﻥ ﺑﻪ ﻭﻗﺖ ﻭﺳﻮﺳﻪ ﺁﻣﺪ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﻣﻦ ﻧﺎﻣـﺖ ﮐـﻪ ﺑﺮﺩﻡ ﺍﺯ ﻧـﻈــﺮﺵ ﺍﺟﺘﻨﺎﺏ ﮐﺮﺩ ﺩﺳﺖ ﺧــﻮﺩﻡ ﻧﺒـﻮﺩ ﮐـﻪ ﮔـﺸﺘﻢ ﮔــﺪﺍﯼ ﺍو ﻣــﺮﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﺮﺩ : چـشـم نمـور و درد فـراوان و روی زرد امـن یجیب و یک دل نـومـیـد وآه سرد باحال و روز عاشق درمانده ات چه کرد خواب وخیال آن منحصر به فرد صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
غربت هیچ کسی مثل تو آقا نشود گوشه ی حجره کسی بی کس و تنها نشود جگرت سوخته از زهرو دلم می سوزد جگر سوخته با خنده مداوا نشود به لب تشنه ی تو همسر تو می خندید طعنه می زد که دگر ابن رضا پا نشود بازهم شکر که با نیزه نخوردی به زمین خاطرت جمع سرِ راس تو دعوا نشود هلهله بود به دور تو ولی حرمله نه به روی سینه ی تو پای کسی وا نشود دور ناموس تو را جمع حرامی نگرفت دخترت در ملاعام تماشا نشود : از سینه ی پر سوز زمان خون می ریخت در باور خاک بی امان خون می ریخت از زهر جفا تشنه چو جان داد جواد از گوشه چشم آسمان خون می ریخت صلي الله عليک يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام و عرض ادب... صبحتون بخير... شهادت مظلومانه ی نهمین بحر کرامت، ابن الرضا، باب المراد، حضرت جواد الائمه، محضر حضرت حجت(عج) و همه عشاق حضرتش تسلیت باد.
آنقـدر آلــوده ام که بار خفت میکشم با خودم این درد را تا بی نهایت میکشم یابن زهرا من برای اینکه راضی ات کنم از نماز صبح تا هیئت ریاضت میکشم بسکه گریه کرده ای از دیدن پرونده ام هر کجا نام تو می آید خجالت میکشم تا نگاه مهـربانت قسمت من هم شود لحظه لحظه ازدوتاچشم تو منت میکشم جای تو با نفس امـاره رفاقت کرده ام هر چه دارم می کشم از این رفاقت میکشم می شود گاهی نگاهی هم به حال من کنی هر چه باشد من در این خانه زحمت میکشم با همه آلــودگی هر طـور ممکن که شده هر شب جمعه خودم را سمت هیئت میکشم می روم یک گوشه ای در روضه هق هق میکنم آخـرش در روضـه های کـــربـلا دق میکنم : صبحِ خود را به سلامـی به تو آغـاز کنم جُــز هَــوایِ تــو کجـا باشم و پـرواز کنم حَسرَتِ بوسه به شش گوشه‌ی تو مارا کُشت دردمندم، به کـه مـن دردِ خـود ابراز کنم؟ صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
همیشه توبه شکستم، ولی امان دادی برای نوکــری خود به من زمان دادی منـم کـه لال ترینم، میان بـزم غمت برای ذاکــری خود، به من زبان دادی بُـوَد یقـیـنِ مـن اینکه، به روزِ آمدنم خودت به گوش غلامت، دَمِ اذان دادی بساط نوکــری ام را به هم نزن ارباب خودِ تو برکت رزقی به این دکان دادی هـزار مـرتبـه آقـا، حــرم حــرم کردم ولـی برات حــرم را به دیگـران دادی نبـود لایق این حـرفـهــا، ولـی ارباب به چشم غرق گناهم حرم نشان دادی هـزار مـرتبه مُـردَم ز داغ روضـه تان به من دمیده شدی و دوباره جان دادی بـریـدن قـطعـات تـو غـیـر ممـکـن بود خودت اجازه به دستان سـاربان دادی به سینه ی احدی دست رد نزد جسمت لبـاسهـای خودت را به این و آن دادی : خـدا به طالع ما مهر نوکـری زده است به غیر نوکریت نیست کار و بار حسین غلام و نوکر و مـداح و شاعر و خـادم گـذاشتی سر ما اسم مستعـار حسین صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
باید که غزل هم ثمری داشته باشد بر حـال خــرابـم اثـری داشته باشد با شعر فقط عرض ادب می کند این دل بد نیست گدا هم هنری داشته باشد ای کاش که آقای کـریمان دو عـالـم بر نوکر خود هم نظری داشته باشد هرآنکه مشرف به بقیعش شود امشب از غربت او چشم تری داشته باشد حتـی نگـذارند کـه بر قبـر غـریبش صحن و حرم مختصری داشته باشد : درد ما نیز به دست تو دوا خواهد شد گـره کار به چشمـان تو وا خواهد شد حاجت دیدن صحن تو روا خواهد شد در بقیع گنبد و گلدسته بنا خواهد شد صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... (ع)
چه میشود نگهی هم بما کنی آقا مـرا برای غـلامـی سـوا کنـی آقا چه میشود که شبی هم میان خلوت خود فقط بخاطـر زهـرا دعـا کنـی آقا فراق تو همه درد است ای طبیب دلم چه میشود که تو دردم دوا کنی آقا گـرفته ای ز همـان روز ابتدا دستم گرفته ای و محال است رها کنی آقا بدان امید دهم جان که روز رستاخیز میان آن همـه مـن را صـدا کنـی آقا چقدر گریه کنم من میان روضه ی تان کـه زائـر حــرم کــربلا کنـی آقا : روزم شروع میشود آقا به نامتان روزی من شود ،همه جا ذکر نامتان صبح‌علی‌الطلوع سلام‌علی‌الحسین دلخوش منم ،که بشنوم آقا، جوابتان صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام