eitaa logo
کانال قرآن و اهلبیت علیهم السلام
751 دنبال‌کننده
4.4هزار عکس
1.2هزار ویدیو
19 فایل
ارتباط باما. نـوكــــري كردنِ اين قـوم مرا بالا بُرد با گـداييِّ حسيـن مَنسَب شاهي دارم به حسين بن علي پشت و پناهم گرم است اي خـدا شكر، عجب پشت و پناهي دارم. @Behruz313
مشاهده در ایتا
دانلود
همیشه توبه شکستم، ولی امان دادی برای نوکــری خود به من زمان دادی منـم کـه لال ترینم، میان بـزم غمت برای ذاکــری خود، به من زبان دادی بُـوَد یقـیـنِ مـن اینکه، به روزِ آمدنم خودت به گوش غلامت، دَمِ اذان دادی بساط نوکــری ام را به هم نزن ارباب خودِ تو برکت رزقی به این دکان دادی هـزار مـرتبـه آقـا، حــرم حــرم کردم ولـی برات حــرم را به دیگـران دادی نبـود لایق این حـرفـهــا، ولـی ارباب به چشم غرق گناهم حرم نشان دادی هـزار مـرتبه مُـردَم ز داغ روضـه تان به من دمیده شدی و دوباره جان دادی بـریـدن قـطعـات تـو غـیـر ممـکـن بود خودت اجازه به دستان سـاربان دادی به سینه ی احدی دست رد نزد جسمت لبـاسهـای خودت را به این و آن دادی : خـدا به طالع ما مهر نوکـری زده است به غیر نوکریت نیست کار و بار حسین غلام و نوکر و مـداح و شاعر و خـادم گـذاشتی سر ما اسم مستعـار حسین صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
باید که غزل هم ثمری داشته باشد بر حـال خــرابـم اثـری داشته باشد با شعر فقط عرض ادب می کند این دل بد نیست گدا هم هنری داشته باشد ای کاش که آقای کـریمان دو عـالـم بر نوکر خود هم نظری داشته باشد هرآنکه مشرف به بقیعش شود امشب از غربت او چشم تری داشته باشد حتـی نگـذارند کـه بر قبـر غـریبش صحن و حرم مختصری داشته باشد : درد ما نیز به دست تو دوا خواهد شد گـره کار به چشمـان تو وا خواهد شد حاجت دیدن صحن تو روا خواهد شد در بقیع گنبد و گلدسته بنا خواهد شد صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... (ع)
چه میشود نگهی هم بما کنی آقا مـرا برای غـلامـی سـوا کنـی آقا چه میشود که شبی هم میان خلوت خود فقط بخاطـر زهـرا دعـا کنـی آقا فراق تو همه درد است ای طبیب دلم چه میشود که تو دردم دوا کنی آقا گـرفته ای ز همـان روز ابتدا دستم گرفته ای و محال است رها کنی آقا بدان امید دهم جان که روز رستاخیز میان آن همـه مـن را صـدا کنـی آقا چقدر گریه کنم من میان روضه ی تان کـه زائـر حــرم کــربلا کنـی آقا : روزم شروع میشود آقا به نامتان روزی من شود ،همه جا ذکر نامتان صبح‌علی‌الطلوع سلام‌علی‌الحسین دلخوش منم ،که بشنوم آقا، جوابتان صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
قطعه های غزلم سوی حرم افتاده ست مثنوی در پی ارباب کـرم افتاده ست بیت در بیت غزل پای علم افتاده ست مطلع شعر به دستان قلم افتاده ست بنویسم "دو بیتی" که دل آباد شود  بعد از آن محرم این پنجره فولاد شود در دو بیتی بنویسید دلم تنگ شده ست  باز بین غزل و قافیه ها جنگ شده ست  در حـریمت همه ی قافیه ها پر بارند «ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند» در حریمت همه قافیه ها هوهو شد عالمی مست تماشای خم ابرو شد کار من درهم آن تاب و تب گیسو شد  حرمت با مژه های غزلم جارو شد  گرد و خاک حرمت سرمه چشمانم باد به فدای سرو جانت همه ی جانم باد : غم نيست كه مشهد حضورت دور است يا چشـم من از نديدنت، بي‌نـور است ايمان به تو دارم و خيالـم تخت است وقتي تو طلب كُني، زيارت جور است صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... (ع)
من بیقرار روضه و بی تاب کربلا تو حضرت حسینی و ارباب کربلا چون نوکریِ تو ز سرم هم زیاد هست من نوکـر تمامی اصحاب کربلا شش گوشه ات قشنگی دنیای زشت ماست جانم فدای قبله ی جذاب کربلا با مُهرِ تربت تو سفر میکنم به تو پس ساکنم همیشه به محراب کربلا خورشیدِ روی این کره ی خاک، گنبد است گـنبد نگـو، بگـو تو جهـانتـاب کربلا در اشک روضه های تو عکس ضریح توست چشمان خیس من بشود قاب کربلا این قطره های ناب، همه جمع میشوند تبدیل میشوند به سیلاب کربلا من ماهیِ فراتم و صید توام حسین خورده گـره به دل، نخ قلاّب کـربلا حرف دلم خلاصه شده در حروف تو دل داده ام به نقطه و اِعراب کـربلا در خواب، هم زیارت تو بی ثواب نیست رویای صادقه ست همین خواب کربلا : همه ی زندگـی ام لـذّت این نوکری است من شوم نوکر و ارباب شما، خوبتر است مـا نرفتیم پـی غیـرِ تـو ارباب کـرم برسد از تو به ما خیر و عطا خوبتر است صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
از ازل در سر من میل تماشای تو بود داشتم هر چه به دل جمله تمنای تو بود آنچه در وقت نمازم کمرم را خم کرد سجده بر حق به سرِ تربت اعلای تو سرِ بازار جنون رفتم و دیدم با چشم عقل مجنون تو، آشفته و شیدای تو بود عزت هر دو جهان بسته به اشک است حسین نم اشکی که روان جانب دریای تو بود این چه سریست ازل تا به ابد محتاجیم احتیاج همه بر مهر و تولای تو بود تا ابد نوکر تو، نوکر تو خواهد ماند تاج شاهی من از خاک کف پای تو بود شجری دیده ام از سلسله ی نوکری ام ریشه ی آن شجرم در گل بابای تو بود مادرت گفت بنی به دلم صور دمید محشر سینه ی من خشکی لبهای تو بود : ڪاسه ی صبرم شده لبریز از داغ حرم داغدار گنبدم آقـا تسلّایم بده مڹ مگر چیز زیادی از تو میخواهم حسین؟ گوشه ای از صحڹ زیبایٺ مرا جایم بده صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
تمام حاجت ما را به ما خدا داده میان این همه کشور به ما رضا داده دلم هوای طواف دور مرقدش دارد دلم هوای زیارت به مشهدش دارد چه می شود که شبی در رواق و ایوانت تو را ببینم و خود را کنم به قربانت چه می شود که شبی جارو بر حرم بزنم شبی به همره مهدی کمی قدم بزنم دخیل پنجره فولاد تو کنم دل را به پای توست بریزم تمام حاصل را چه می شود که ز سقاخانه ات دهی آبم کمی تو روضه بخوانی برای اربابم کمی تو روضه بخوانی ز حال طفل رباب که شد ز تیر سه شعبه گلوی او سیراب سری که کوچک و بوسیدنی و زیبا بود به روی نیزه چرا در میان سرها بود : چایِ روضہ قَلبِ عاشِق را هَوایی می کُنَد یادِ بی آبی دِلَـم را نِینَوایی می کُنَد غالباً در روضه یِ ارباب مَشهَد می دَهند اکثراً ما را رِضا کَرب و بَلایی می کُنَد صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... (ع)
شب جمعه ست دلم کرببلا میخواهد در حرم حال مناجات و بکا میخواهد شب جمعه ست دلم شوق پریدن دارد بوسه بر پهنه ی ایوان طلا میخواهد حال و احوال دلم خوب نمیباشد چون خفقان دارد و از عشق هوا میخواهد آه ای کرببلا سخت تر از هجران چیست؟ دل من آمده در صحن تو جا میخواهد اغنیا کعبه خود را به تو ترجیح دهند کربلا، حضرت ارباب گدا میخواهد؟ روح مجروح من از نوح حرم کرده طلب مرهمی مرحمتم کن که دوا میخواهد تنگدستم ولی از برکت آقا شاهم بی نیاز است ولی باز مرا میخواهد : با ناله هایِ امشبِ "زهرا" چه میکُنی؟ وقتی که گفت: بر سرِ نِی ها چه میکُنی سرگرمِ روضه هایِ"شبِ جمعه ام" ولی دل تنگِ "کــربلا" شدنم را چه میکُنی؟ صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
یوسفِ من، این قَدَر چشم مرا دریا نکن پیر کنعـان را اسیر چشم نابینا نکن ضامن من شو ولی مانند آهو نه، بیا با خودت من را ببر، آواره ی صحرا نکن هر که را دیدم به او گفتم تو آقای منی ای همه دار و ندار من، مـرا رسوا نکن من کجا و زائرانت؟ با خودم هم گفته ام: هی خودت را در میان جمع خوبان جا نکن آخرش که حاجت من را اجابت می کنی من که ممنونم ولی امـروز را فـردا نکن : فرش راهت شده چشمان ترم زود بیا بعد تو شکسته شد بال و پرم زود بیا کوچه کوچه همه ی شهر به دنبال توام پشت این فاصله ها خون جگرم زود بیا صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... آدینتون معطر بنام
دوست دارم گدای تو باشم سائل دست های تو باشم مثل بال و پر کبـوترها دائماً در هوای تو باشم دوست دارم که از زمان ازل تا ابد خاک پای تو باشم نیمه شب های ماه ذی الحجه زائـر سـامـرای تو باشم یا دعای قنوت من باشی یا قنـوت دعـای تو باشم ما فقیریم سفره ای وا کن سامـرایی حـوالـه ی ما کن : گلنغمه ی شادی از منادی آمد از سوی مدینه بانگ شادی آمد با آمـدن طنین بال جبریل عطر نفس امام هـادی آمد صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... ولادت امام هادی، امام هدایت و روشنی بر شما عزیزان مبارک🌹
در سینه ام شراره ی غم موج می زند وقتی دلم به سمت حرم موج می زند وقـت نـماز جـای دعـای قنوت هم فکر حرم فقط به سرم موج می زند زیباست رقص پرچم گنبد طلای تو زیباتر آن زمان که علم موج می زند در دستـهـای خالـی من سائلی، ولی در دست تو عطا و کرم موج می زند ایمان و آبرو و شفاعت، شفا و عشق درخاک تو قدم به قدم موج می زند فرقی نمی کند به خدا عشق کـربلا در سینه ی عرب و عجم موج می زند هر وقت نام کرب و بلا می رسد به شعر در دست شاعـر تو قلم موج می زند شوق زیارت تو نه تنها به قلب ما بلکه به قلب فاطمه هم موج می زند : دگـــر از دوری تو پاک شـــدم دیوانــه  آب و نانم شده عکس حرمت، باور کن اربعیــن یا عرفـــه یا که محـــرم، آقا جان ارباب، یکی قسمت این نوکر کن صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
باید که تـو را حـضــرت مـنـان بنویسد در حـد قـلــم نیست کـه قـرآن بنویسد هر دست گدایی که به سوی تو دراز است مفهوم قنوتی است که در بین نماز است سمت حـــرم توست دلـــم بـاز روانه «ای تیر غـمــت را دل عشـاق نشانه» آن چیست که در حج و طواف است نشانه «مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه است» احمـد بخـدا غیر علــی یار نمی خواست پیغمبـر مـا همسفـر غـار نمی خواست رفتند به بیراهه و خوردند به بن بست «تا بوده علـی بوده و تا هست علـی هست» «من کنتُ» که بر حیدر کـرار رسیده است حقّ است و سرانجام به حقدار رسیده است : بـایـد نـوشـت نـام تـو را بـا دوات عشق زیرا که از تـو بوده همیشه حیات عشق پنهان شده به سایه ی عشق تو ذات عشق پس اهـدنا صـراط علـی شد صـراط عشق صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... ، بـر همه ی شما مبارکباد🌹