eitaa logo
•ریرا و باغچه آفتاب گردون•
227 دنبال‌کننده
373 عکس
189 ویدیو
0 فایل
دفترچه خاطرات ریرا و دوستان✨ ورود آقایان ممنوع [ارزشی/معتاد به گربه/بستنی فن/کیدرامر] https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1g6t1km&btn=.ریرا.
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از فاموتیدین.
یادگاری : یک روز ارتباطاتمون قطع شد، و‌ما برای ارتباط از سنجاق کردن پیام استفاده کردیم ~
https://eitaa.com/strawberryiy نظرتون راجبه سر زدن به دیلی من چیه خانمیا😉؟ تازه درستش کردم.. نبود تلگرام باعث شده کم حرف بشم😔😂
هدایت شده از Somma
~ من که میدونم اگر شما تو زندگیم نبودی، الان مُرده بودم. من که میدونم بهترین روزهای زندگیم روزهایی بود که با چائ‌روضه شما جون می‌گرفتم من میدونم امام حسین با اینکه روسیاه بودم اما بازهم منو تو خیمه‌ت راه دادی. از تهِ دلم آرزو دارم تا آخر عمرم عاشقت بمونم امام‌حسین(ع)' سوم شعبان ۱۴۴۷
هدایت شده از بزرگ‌سال|🇮🇷
مسخره کنید قبل از اینکه مسخره ی دیگران شوید.
هدایت شده از درباره ی ما
https://eitaa.com/sitaloopram/315 سر شب بود از سرکار برمیگشتم وارد محله مون که شدم کرکره همه مغازه ها پایین بود، بخاطر بسته بودن مغازه ها خیابون کم نور شده بود و جمعیت زیادی به مقصدی که نمیدونستم کجاست میرفتن. همه جور ادم بینشون پیدا میشد کاسب ها و فروشنده هایی که میشناسم، میوه فروش های محل، چند تا از همسایه ها،یه پدر دست دوتا بچه هاشو گرفته بود و یه پیرزن در حالی که چادر با دندون نگه داشته بود پشت سر جماعت میدوید نمیدونستم از کی تجمع کردن اما نیروهای نظامی و انتظامی با گاز اشک اور سعی میکردن متفرقشون کنن به پیرزنه گفتم حاج خانوم برو خونه خطرناکه گفت شکم گُشنه خانه چه میفهمه؟ به سختی از کوچه پس کوچه ها ازبین جمعیت رد شدم و به خونه رسیدم و بعد از اون شب محله مون تبدیل شده بود به یکی از کانون های تجمعات به جرات میتونم بگم اون شب از کثرت؛ انتهای جمعیت دیده نمیشد و همه شون چیزی جز مردم نبود‌. اما از دو سه شب بعد اوضاع فرق کرد مخصوصا از شب هجدهم که اجتماع دیگه یه راهپیمایی اعتراضی معمولی با حضور مردم نبود فردای اون روز هیچ چراغ راهنمایی و رانندگی دوروبر خونمون سالم نبود، هیچ بانکی، حتی به ترانس برق رحم نکرده بودن و چون لگدمال شده بود تا نیمه هایی از شب برق رفته بود. املاکی سر کوچه میگفت ما عمریه اینجا داریم کار میکنیم همه محلو میشناسیم اینا مال این محل نیستن، معلوم نیست از کجا میان سرو صورت ها پوشانده شده، با لباسهای تیره و بعد از ساعت ۱۲ وقتی صدای تیرو ترقه ها و فحش و شعارها فروکش میکرد صدای ماشین هایی از تو کوچه میومد که مثلا یه ماشین دو نفرو سوار میکرد و به سرعت میرفتن تا فردا..جمعیت شب به شب کمتر و کمتر میشد اما خشونت شب به شب بیشتر اینو از تخریب هایی که صبح روز بعد میدیم به راحتی میشد متوجه شد چیز دیگه ای که کاملا ملموس و محسوس دیدیم مدارای پلیس بود هدف متفرق کردن بود نه کشتن حتی اون شبی که از طرف اجتماع بهشون تیراندازی شد. اینارو نوشتم چون این روزا انواع روایت وارونه بیرون میاد همه رو کلمه مردم تاکید میکنن اما مردم همونی بود که شب اول بود بعد از اون چیزی که لااقل اینجا داشت اتفاق میوفتاد اوباش بود اگه وقایعی که با چشم دیدیم و کنار گوشمون رخ داده رو نگیم بجامون روایت میکنن روایت های نادرست و غیر منصفانه شماهم اگه چیزایی دیدین بنویسید و انتشار بدین حتما اجازه ندین کلمه مقدس مردم؛ همون چیزی که توی قران دست خدا به همراهشه مهجور شه تحت های و هوی یه مشت اوباش
https://eitaa.com/strawberryiy نظرتون راجبه سر زدن به دیلی من چیه خانمیا😉؟ تازه درستش کردم.. نبود تلگرام باعث شده کم حرف بشم😔😂
این ماه فقط جشن جشن جشن
•ریرا و باغچه آفتاب گردون•
این ماه فقط جشن جشن جشن
سوم ولادت امام حسین چهارم ولادت حضرت عباس پنجم امام سجاد یازدهم حضرت علی اکبر پونزدهم هم امام زمان