eitaa logo
گسترده تبلیغاتی رادین
146 دنبال‌کننده
668 عکس
165 ویدیو
0 فایل
❤️بسم الله الرحمان الرحیم❤️ 👇🏾👇🏿رزرو تبلیغات 👇🏻👇🏻 @EJRA_RADIN 🤩گسترده رادین با بیش از ۲ سال سابقه در حوزه تبلیغات در فضای مجازی 🤩
مشاهده در ایتا
دانلود
•●♥بسْمِ اللَّهِ الرحْمَنِ الرَّحِیمِ•●♥ تبلیغ شماره :795 مورخ:29/بهمن/1403 پست آزاد:😍❤️ قیمت :کایی
جنبه داری بزن رو فلفل ها 😂🔞 آخر خندستتتت ؛بچه مچه نیاد خواهشاً 🙈😈👇🏻 🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶 🤣اگه از بابات نمیترسی بیا🔥⛔️☝️🏻 عضو شو تا پاک نشدههههه❌💦🔥
من در ده از حیوانات نگهداری میکنم شوهرم محصولات لبنی میبره شهر میفروشه چند وقت پیش شوهرم برام قرص خریده بود میگفت زنهای شهری میخورن مریض نمیشن منم باور کردم هرروز غروب یدونه میداد منم میخوردم بعدش نمیفهمیدم چی میشه از خواب بیهوش میشدم بعد چند هفته شک کردم وقتی شوهرم قرص داد نخوردم خودمو زدم به خواب یه ساعت بعد که شوهرم از خواب من مطمعن شد پاشد رفت بیرون منم دنبالش رفتم دیدم رفت طویله.. با خودم گفتم چرا این موقع میره طویله ؟! آروم رفتم در طویله رو باز کردم دیدم ....😱😱‌https://eitaa.com/joinchat/3833463402C6bee390666
•●♥بسْمِ اللَّهِ الرحْمَنِ الرَّحِیمِ•●♥ تبلیغ شماره :796 مورخ:29/بهمن/1403 پست آزاد:😍❤️ قیمت :کایی
از هیجان دست و پاهام یخ زده بود به وحید گفته بودم که امشب خونه مامانم میمونم اما قبل از اینکه تایم کاریش تموم بشه اومدم خونه تا سوپرایزش کنم و بهش بگم که داره پدر میشه. از سر کوچه ماشینش رو که دیدم سریع چراغ هارو خاموش کردم و دوربین رو روشن کردم و خودم پشت مبل قایم شدم حس میکردم الاناست که از هیجان زیاد سکته کنم ، چند دقیقه بعد در باز شد و وحید وارد خونه شد اما قبل از اینکه خودم رو نشون بدم صدای آشنای زنی رو‌ شنیدم که .… 😱🔥😱🔥😱🔥😱 https://eitaa.com/joinchat/1941308184C18baec0390باورم نیست سرگذشت زندگیم آنقدر تلخ باشه☝️⛔❌
•●♥بسْمِ اللَّهِ الرحْمَنِ الرَّحِیمِ•●♥ تبلیغ شماره :797 مورخ:30/بهمن/1403 پست آزاد:😍❤️ قیمت :کایی
وقتی که پنج سالم بود مادرم سر زا برادرم مرد😢 بعد چند سال که پدرم به اصرار مادر بزرگم رفت ودختر عموی بیوش گرفت منو خیلی اذیت میکرد میگفت از تو بدم میاد. یه روز که خان گیلان برای خرید دخترا؛برای کلفتی اومده بود،نامادریم با یه حیله ای که پسر همسایه حیثیت منو به باد داده،پدرم هم باور کردومنو به خان گیلان فروخت🥺 وقتی اومدم گیلان خدا رو شکر جای بدی نبود بهتر از خونه خودمون بودولی ای دل غافل پسر خان عاشق من شده بود،یه دختر که یکی از کلفتای اونجا بود با همکاری کلفتای دیگه نقشه یشومی برای من کشیدن وبه خان گفتن که مابا با چشمای خودمون دیدیم که مهرو با کاوه تو انبار کاه داشتن..😱🔥 اونا کاری کردن زندگی من به تلاطم شدیدی افتاد اگه میخوای زندگی واقعی منو بشنوی بیا اینجا🔥🔥👇👇 https://eitaa.com/joinchat/1681130232C6cea3095f2
•●♥بسْمِ اللَّهِ الرحْمَنِ الرَّحِیمِ•●♥ تبلیغ شماره :798 مورخ:30/بهمن/1403 پست آزاد:😍❤️ قیمت :کایی
❌خیانت دردناک سمانه😔❌ چهار سال پیش توسط همکلاسی دانشگام با ی پسرِ لات که اهل اسلحه و مشروب و.... بود، آشنا شدم. من ی نازک نارنجی بودم ک اگ یکی حتی سرم داد میزد زرتی اشکام میریخت.🥺 ولی خیلی بامرام بود از اینایی ک جونشونو در راه عشق فدا میکنه،بخاطر همین رابطمو ادامه دادم. عاشقم بود و جونش رو واسم میداد💔. قسم خورده بود تا عقد نکردیم حتی دستمو نگیره‌.😶‍🌫 انقد این مدت برام تکیه گاه بود ک من بزرگترین راز زندگیم رو براش فاش کردم خیلی حالش بد شد و رفت.فرداش فهمیدم.......😰💔🔪👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/2898002232C2fb5f1eb03 نباید این راز رو میگفتم،با گفتنش جونم به خطر افتاد📛🖤👆
•●♥بسْمِ اللَّهِ الرحْمَنِ الرَّحِیمِ•●♥ تبلیغ شماره :799 مورخ:1/اسفند/1403 پست آزاد:😍❤️ قیمت :کایی
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
خدایا گناه دختر نه ساله چیه؟؟ بعد از این که پدرو مادرم منو به زود کنار یه مرد سنو سال دار نشوندن،شیخ دهمون که بعدا فهمیدم صیغه خوند! به من گفتن بگو بله ... منکه چیزی نمیدونستم از این کارا! چون نه سال بیشتر نداشتم،منو زن اون مردکردن؛یه شب بعد اون ماجرا خواهرم به همراه بچش و شوهرش اومده بودن احساس کردم شوهر خواهرم بد جور منو نگاه میکنه😶‍🌫🥶 توجهی بهش نکردم،به خیال خودم که اشتباه حس کردم و کاراما کردم همون شب تو اتاق خوابیده بودم که یکدفعه احساس کردم کسی کنارم دراز کشید....😱😱🔥🔥 شوهر خواهرم به چه آتشی انداخت منو ادامه سرگذشت پر هیجان وعبرت آمیز منو اینجا بیا بخون🔥🔥👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2238644862C21d298c044
•●♥بسْمِ اللَّهِ الرحْمَنِ الرَّحِیمِ•●♥ تبلیغ شماره :800 مورخ:1/اسفند/1403 پست آزاد:😍❤️ قیمت :کایی