#بسماللهالرحمنالرحیم
وَنُفِخَ فِي الصُّورِ فَصَعِقَ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَمَن فِي الْأَرْضِ إِلَّا مَن شَاء اللَّهُ ثُمَّ نُفِخَ فِيهِ أُخْرَي فَإِذَا هُم قِيَامٌ يَنظُرُونَ (68)
وَأَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا وَوُضِعَ الْكِتَابُ وَجِيءَ بِالنَّبِيِّينَ وَالشُّهَدَاء وَقُضِيَ بَيْنَهُم بِالْحَقِّ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ (69)
/زمر
و در صور دميده شود، پس هر كه در آسمان ها و هر كه در زمين است، بى هوش شده (و مى ميرد،) مگر آن كه را خدا بخواهد؛ سپس بار ديگر در آن دميده شود، پس ناگاه آنان (زنده شده،) به پا خيزند و (به اطراف) نظر مى كنند.
و (در آن روز) زمين به نور پروردگارش روشن گردد و نامه ى اعمال را در ميان نهند و پيامبران و شاهدان را حاضر سازند و ميان آنان به حقّ داورى شود، در حالى كه بر آنان ستم نمى رود.
🌺🌺🌺
تفسير نور:
طبق صريح اين آيه، پايان عمر دنيا و آغاز رستاخيز، از طريق نفخه است. اين نفخه گاهى به صورت دميده شدن در صور و شيپور: «نُقِر فى النّاقور»(70) و گاهى با تعبير «القارعة»(71) به معناى كوبنده وگاهى با تعبير «الصّاخة»(72) به معناى صداى هول انگيز و گاهى با تعبير «صيحة»(73) آمده است.
به هم ريختن نظام هستى ونابودى طبيعت از طريق ايجاد صداى وحشتناك، براى كسانى كه در جبهه صداى موج انفجار يا شكسته شدن ديوار صوتى را شنيده اند باور كردنى است.
روايات، مسئول دميدن در صور را فرشته اى به نام اسرافيل دانسته اند.(74)
تمام انسان ها به هنگام نفخه ى صور مى ميرند، پس مراد از استثنا در جمله ى «الاّ مَن شاء اللّه» بيان قدرت الهى است. يعنى دست خداوند بسته نيست و در آن زمان كه همه مى ميرند اگر خدا بخواهد، افرادى را زنده نگاه مى دارد. چنانكه در بعضى روايات نام جبرئيل و اسرافيل و ميكائيل يا شهدا به عنوان كسانى كه زنده مى مانند آمده است.(75)
مراد از «نور ربّ»، يا نور حقّ و عدالت است كه خداوند در آن روز زمين را با آن نورانى مى كند يا مراد نورى است غير از نور خورشيد و ماه كه خداوند در آن روز مى آفريند. البتّه مرحوم علامه طباطبايى در تفسير الميزان مى فرمايد: مراد از «نور ربّ» كشف اسرار و حقايق در قيامت است، سپس براى تأييد نظر خود آيه ى 22 سوره ى ق را گواه مى گيرد: «لقد كنت فى غفلة من هذا فكشفنا عنك غطاءك»
در تفسير اطيب البيان مى خوانيم: چون در قيامت نور خورشيد و ماه گرفته مى شود، مراد از «نور ربّ» نورى است كه از مؤمنان بر مى خيزد. سپس اين آيه را به عنوان شاهد ذكر مى كند: «يوم ترى المؤمنين و المؤمنات يسعى نورهم بين ايديهم»(76)
76) حديد، 13 ؛ تحريم، 8.
-----
70) مدّثر، 8 .
71) قارعه، 1.
72) عبس، 23.
73) يس ، 53 .
74) تفسير نورالثقلين.
75) تفاسير الميزان، نورالثقلين و درالمنثور.
🌺🌺🌺
- مرگ و رستاخيز همه ى انسان ها، براى خداوند آسان و همچون دميدن در شيپور است. «نُفخ - صَعق»
- وقوع قيامت را قطعى بدانيد. (با آنكه قيامت در آينده واقع مى شود، امّا افعال مربوط به آن، به صورت ماضى به كار رفته كه نشانه ى قطعيّت آن است.) «نفخ - صعق - ينفخ»
- رستاخيز، تنها مربوط به انسان ها و ساكنان زمين نيست. «مَن فى السموات و مَن فى الارض»
- ميان نفخه ى اول و دوم قيامت، زمانى طولانى است. «نفخ... ثُمّ نفخ»
- رستاخيز، ناگهانى و دفعى است. «فاذا هم» نشانه ى ناگهانى بودن است.
- ارائه ى نامه ى اعمال و احضار انبيا و گواهان و داورى به حقّ در قيامت، از امور قطعى است. (كلمات «قُضِىَ»، «وُضِعَ» و «جاى ءَ» در قالب ماضى مجهول آمده است).
- در قيامت گواهان متعدّدى در كار است. (انبيا، امامان، فرشتگان، اعضاى بدن، زمين، زمان و...). «الكتاب - النبيّين - الشهداء»
- تمام رفتار و كردار انسان در دنيا تحت نظارت گروهى شاهد و گواه قرار دارد زيرا شرط گواهى دادن در قيامت، حضور و نظارت بر اعمال در دنيا است. «و جيى ءَ بالنبيّين و الشهداء»
- گرچه در قيامت انبيا نيز مورد سؤال قرار مى گيرند «و لنسئلن المرسلين»(77) ولى احضار انبيا در اين آيه، به دليل آنكه در كنار كتاب و شهداء قرار گرفته، براى گواهى بر اعمال امّت خودشان است. «و جيى ءَ بالنبيّين و الشهداء»
- قضاوت و داورى خداوند بر پايه مستندات پرونده اعمال و گواهى پيامبران و شاهدان است. «وضع الكتاب وجيى ء بالنبيّين و الشهداء و قُضِىَ»
-----
77) اعراف، 6.
#اللهمصلعلیمحمدوآلمحمدوعجلفرجهم
✨﴾﷽﴿✨
🌙🌱ثروت و ثروتمندی از دیدگاه امام علی علیه السلام
اِنّما لَکَ مِنْ مالِکَ ما قَدَّمْتَهُ لِآخِرَتِک و ما أخَّرْتَهُ فَلِلْوارِثِ؛
فقط مالی که برای آخرتت از پیش فرستاده ای برای توست و آنچه در دنیا باقی گذاشته ای برای وارث است
🤲اللهم عجل لولیک الفرج
🇵🇸 رهپویان بصیرت🇮🇷
🌳شجره آشوب« قسمت شصت و سوم » 📌بررسی نفوذی های بنی امیه در حکومت امیرالمومنین علیه السلام 🔻 علت این
🌳شجره آشوب« قسمت شصت و چهارم »
📌بررسی نفوذی های بنی امیه در حکومت امیرالمومنین علیه السلام
🔻«جندب بن زهير ازدى مىگويد: وقتى كه خوارج از على- عليه السّلام- جدا شدند، آن حضرت براى جنگ به سوى آنان رفت، ما با او روانه شديم و به لشكرگاه آنان رسيديم و ديدم كه گروه گروه مانند كندوى زنبور صداى قرائت قرآن به گوش مىرسد و ميان آنان كسانى بودند كه لباس كلاهدار (خشن) پوشيده بودند و زانوانشان مانند زانوى شتر پينه بسته بود! وقتى كه اين حالت را از آنان ديدم شكّ بر من عارض شد، به گوشهاى رفتم و از اسبم پياده شدم و نيزهام را به زمين زدم و زرهام را گذاشتم و لباس جنگى را در آوردم و برخاستم و نماز خواندم و دعا كردم و گفتم:
🔻 «بار خدايا! اگر رضايت تو در جنگ با اين مردم است، پس به من نشان بده كه اين حق است و اگر غضب تو در آن است مرا از آن برگردان!».» بعد از این ماجرا، حضرت با نشان دادن ذوثدیه که علامت خوارج بود شک را از جندب برطرف کرد.
🔻بنابراین بی علت نیست که حضرت امیر دستور داد تا بعد از ایشان با خوارج نجنگند و کسی نیز جرئت چنین کاری نداشت و بعد از نبرد نیز اموال و مجروحان آن ها را نیز بازگرداند.
📚 کتاب شجره آشوب
💬 نویسندگان: آقایان یوسفی و آقامیری
↩️ ادامه دارد...