eitaa logo
کانال شهدایی ماه من
389 دنبال‌کننده
15.8هزار عکس
3.5هزار ویدیو
7 فایل
یا صاحب الزمان ادرکنی ✹﷽✹ 🔮 بالاتر از نگاه منی آه #ماه_من دستم نمی‌رسد به بلندای چیدنت ای #شهید ...🌷کاش باتو همراه شوم دمی...لحظه ای #اللهم_عجل_لولیڪ‌_الفرج #ما_ملت_شهادتیم مدیرکانال👇 @Khadim1370 آی دی کانال👇 Ravie_1370
مشاهده در ایتا
دانلود
🌹هیچ وقت از روی ظاهر کسی رو قضاوت نکنید...خدا به ظاهر نگاه نمیکند.دل را بو می‌کند...و بهترین ها را با شهادت برای خود گلچین می‌کند... . 🌷 ویژه ۲۵ 🌷سردار شهید حاج حسین بصیر🥀 🌷سردار شهید ذبیح اله عالی🥀 🌷سردار شهید حاج جعفر شیرسوار🥀 . https://eitaa.com/Ravie_1370🦋🦋
🌹شهادت به خون و تیر و ترکش نیست ، آن روز که خدا را با همه چیز و در همه جا دیدیم و نشان دادیم ، شهید شده ایم .... . 📸 لحظات اولیه یوسف پورتقی از ویژه ۲۵ 📆 سی مهر ۱۳۶۲_ چهار ... . https://eitaa.com/Ravie_1370🦋🦋
🌷 معرفی شهید 🍃نام : 🍃تاریخ تولد: ۱۳۶۸/۴/۱۰ 🍃محل تولد:تهران 🍃 تاریخ شهادت: ۱۳۹۴/۱۰/۲۱ 🍃محل شهادت:خان طومان_سوریه 🍃محل مزار شهید: بهشت زهرا تهران 🍃روحشان شاد ویاد ونامشان گرامی🕊✨🌹 《 اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم 》 https://eitaa.com/Ravie_1370🦋🦋
💠خصوصیات اخلاقی شهید عباس آسمیه 💠 🍃عباس خیلی اهل هیئت ومسجد بود.واز هر فرصتی برای حضور در مجالس اهل بیت استفاده می‌کرد. او می‌گفت: زنده بودن من ‌ماه وصفر است.بیشتر وقت ها به یاد امام حسین علیه السلام روضه می‌خواند. وبر سینه می‌زد. 🍃عباس چندان موافق محیط دانشگاه نبود همیشه دوست داشت برود حوزه وهمیشه کتب عربی و حوزه را می‌خواند. عباس همیشه با وضو بود ومراقب رفتارش با دیگران به خصوص نامحرمان بود.هیچ گاه اخم نمی‌کرد. بسیار با اخلاق وبا تقوا بود.در امور دینی ، فقهی،سیاست ومسائل دیگر بسیار مطلع بود.چرا که با مطالعه بسیار خود تلاش می‌کرد معلومات خود را بالا می‌برد. آرام وخاموش کارهایش را می‌کرد وهیچگاه خود را مطرح نمی‌کرد. اخلاق ورفتارش همیشه زبانزد خاص وعام بود🌹🌹🌹🌹 🌹 https://eitaa.com/Ravie_1370🦋🦋
🌹 💠نصف حقوقش را صرف خیریه میکرد💠 عباس نصفی از حقوق ماهانه‌اش را صرف امور خیریه می‌کرد. در واقع او بخشی از حقوقش را به دو خانواده‌ای می‌داد که یکی‌شان بیمار سرطانی و دیگری بچه یتیم داشتند. باقی حقوقش را هم بخشی صرف امور روزمره‌اش  و بخشی را خرج هیئات و مراسم مذهبی می‌کرد. در طول ماه شاید 20 روزش را روزه می‌گرفت و غذایی که محل کارش به او می‌دادند، به خانواده‌های مستمند می‌داد. یکبار که می‌خواست به مأموریت برود، دو، سه غذا توی خانه گذاشت و به پدرمان گفت شما برای فلان خانواده ببر. بابا گفت من خجالت می‌کشم دو غذا دستم بگیرم و ببرم. اما عباس اصرار داشت که اگر کم هم باشد باید به مردم کمک کرد و باری از دوش کسی برداشت. راوی:خواهر شهید 🌹 ✨❤ https://eitaa.com/Ravie_1370🦋🦋