«ما همه، توی حالِ گذشتن از رویِ خودمون هستیم؛ مثلِ عبور از یه جادهیِ مهآلود که تهِ اون، هیچ مقصد و هیچ نوری نیست.»
@Reclusive0
«خستگیِ من از راه رفتن نیست؛ خستگیِ من از اینه که هر بار راه میافتم، انگار دارم از خودم دور میشم.»
@Reclusive0
«ما تمام عمرمون رو صرفِ این میکنیم که بقیه فکر کنن ما خوبیم، تا آخرش با همون دروغ، توی تنهاییِ خودمون دفن بشیم.»
@Reclusive0
«بزرگترین تراژدیِ من این نیست که شکست خوردم؛ تراژدی اینه که حتی وقتی دارم میشکنم، هیچ صدایی از خودم در نمیارم.»
@Reclusive0
«مثل یه خونهی متروکه میمونم؛ از دور شاید زیبا به نظر بیام، اما از درون، فقط پر از گرد و غبار و خاطراتِ فراموششده هستم.»
@Reclusive0
«دیگه از هیچچیزی نمیترسم؛ حتی از نبودن. چون وقتی همه چیز رو از دست بدی، دیگه چیزی برای از دست دادن باقی نمیمونه.»
@Reclusive0
«من اون آدمیم که حتی توی خوابهاش هم دنبالِ راهِ برگشت به خودش میگرده، اما راهی پیدا نمیکنه.»
@Reclusive0
«دنیا برای من مثل یه فیلمِ سیاه و سفیده که صداش هم قطع شده؛ فقط تماشایِ بیمعنیِ گذشتِ زمان.»
@Reclusive0