★𝓡𝓮𝓭 °☆°𝓢𝓽𝓪𝓻★
شما: هلن خانوم؟ 😔 قرار نیست ادامه ی بقیه داستان اوسیتونو بنویسین؟ من: اوه؟ ایباب_ خب... فکر نمیکردم
بابا داستان اوسیته از زبونه یه نویسنده شاهکارم هست چرا نخوایممممم*
★𝓡𝓮𝓭 °☆°𝓢𝓽𝓪𝓻★
*فرض کنید صبح شنبه اواسط زمستونه. طبق معمول از خواب بیدار میشی بری سر کار چون امروز یه پرونده مهم دا
واییییییییینلسیلبپبپبپشببنبننس