eitaa logo
★𝓡𝓮𝓭 °☆°𝓢𝓽𝓪𝓻★
239 دنبال‌کننده
2.3هزار عکس
63 ویدیو
18 فایل
▀▄▀▄▀▄ خوش اومـבین~★ خوشحال میشم با حضورتون اینجا رو متبرک کنین =) ▄▀▄▀▄▀
مشاهده در ایتا
دانلود
https://eitaa.com/linkyay بچه ها کانال لینک گزارش خورده تا اطلاع ثانوی بیاید اینجا
هدایت شده از یتیم خانه بی چنلان
بچه ها بیاید از اینا برید هر فندومی که دوست دارید بعد لوگو یا هرچی اسمشه روبزارید روش بفرست برام @BABAQORI
خوابم گرفت-
واقعا باید برم گمشم بخوابم
شما: ادامه‌ی داستان اوسیت رو بزار من: چشم چشم🤣🫂 ☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆ شما: کاشکی منم استعداد تو رو داشتم. کاشکی مثل تو دوست هایی داشتم که از من خوششون می‌اومد و دوسم داشتن. آها راستی. نقاشی های کاغذیت رو خیلی دوست دارم،کار هات فوق‌العاده هستن هلن. امیدوارم موفق باشی دختر. من: سلام خانمم~! توی گفتن همچین حرفایی حقیقتا ناتوانم اما بدون که هرکسی یچیزی داره و یچیزی نداره ^^ مطمئن باش شما هم نقطه قوت های زیادی داری که یادت رفته بهشون توجه کنی و دوست هایی که نمیدونی اطرافت هستن =) در ظمن، خیلی خیلی ممنون منم همین آرزو رو برای شما دارم~
من درحال آرت زدن روی هر ناکجاآبادی که کاغذ سفید باشه: (با تشکر از رفرنس های زیبای کیم خونه*)
★𝓡𝓮𝓭 °☆°𝓢𝓽𝓪𝓻★
یه آقای نظامی که توی میدون جنگ هزاران کار کثیف و آدم و آدم کشی های وحشتناک انجام داده و الآن برگشته خونه با خانم گوگولیش وقت بگذرونه ^^ (اصلا هم روانی نیست که ماهرانه خودشو سالم جلوه میده*)
واقعا محض یک ایده ای این آرت رو زدم، دوست دارم تعریف کنم
اهم خب بنظرم زمان قضیه برای دوره جنگ شوروی (روسیه*) با نازی ها (آلمان*) اوکی باشه. اون دوره ای که آلمانی ها از سرمای روسیه یخ زدن مردن- آره خلاصه این آقا یکی از سربازای روسی توی جنگ بوده که اونجا میزنه یه عالمه کار کثیف میکنه و آدم و آدم کشی و دراما و غیره و خلاصه روانش روانی اینم بگم که از قبل توی یسری قتل ها دست داشته و یکی از دوستاش که از این کاراش ترسیده بود زوری میفرستتش جنگ آری خانمش هم کلا از اول زندگیش یه دختر نحیف و ظریف و شیشه ای بود که خیلی بدن سالم و اوکی نداشت و اکثرا گیر سردرد و مریضی و ایناس ولی خیلی ناز و قانع و گوگولیه خلاصه بعد این آقایی از جنگ که برمیگرده بعد از چندین سال میخواد با خانمی اش وقت بگذرونه و اینا منتهی! هنوزم به آدم کشی های کثیفش و غیره ادامه میده و درمورد اینکه چرا شبا دیر میاد خونه به خانومش دروغ میگه خانومه هم باور کرده کار شوهرش شبا طول میکشه و اصلا هم دنبال آدم کشی نمیره- بعد یه مدت کم کم یه چیزایی براش لو میره و شروع میکنه شک کردن به شوهر عزیز و مثلا آدم حسابیش. (ببینید عشق اینا صد از صد، قدرتمند و قوی! اصلا یه چیزی که خیلی گوگولیه ولی یه طرفه یاندره است-) بعد این شوهره ام کم کم شروع میکنه ریختن دارو های عضله شل کن و آرام بخش توی چایی بابونه همسرش و کم کم به یه حالتی از ضعف دائمی میرسونتش که نه بتونه در بره نه خیلی حال و حوصله شک کردن و تحقیق و اینا داشته باشه- آره تا اینجاشو در نظر گرفتم