شما: ادامهی داستان اوسیت رو بزار
من: چشم چشم🤣🫂
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
شما: کاشکی منم استعداد تو رو داشتم.
کاشکی مثل تو دوست هایی داشتم که از من خوششون میاومد و دوسم داشتن.
آها راستی.
نقاشی های کاغذیت رو خیلی دوست دارم،کار هات فوقالعاده هستن هلن.
امیدوارم موفق باشی دختر.
من: سلام خانمم~!
توی گفتن همچین حرفایی حقیقتا ناتوانم اما بدون که هرکسی یچیزی داره و یچیزی نداره ^^
مطمئن باش شما هم نقطه قوت های زیادی داری که یادت رفته بهشون توجه کنی و دوست هایی که نمیدونی اطرافت هستن =)
در ظمن، خیلی خیلی ممنون منم همین آرزو رو برای شما دارم~
#ناشناس
من درحال آرت زدن روی هر ناکجاآبادی که کاغذ سفید باشه:
(با تشکر از رفرنس های زیبای کیم خونه*)
#helen
★𝓡𝓮𝓭 °☆°𝓢𝓽𝓪𝓻★
یه آقای نظامی که توی میدون جنگ هزاران کار کثیف و آدم و آدم کشی های وحشتناک انجام داده و الآن برگشته خونه با خانم گوگولیش وقت بگذرونه ^^
(اصلا هم روانی نیست که ماهرانه خودشو سالم جلوه میده*)
اهم خب بنظرم زمان قضیه برای دوره جنگ شوروی (روسیه*) با نازی ها (آلمان*) اوکی باشه. اون دوره ای که آلمانی ها از سرمای روسیه یخ زدن مردن-
آره خلاصه این آقا یکی از سربازای روسی توی جنگ بوده که اونجا میزنه یه عالمه کار کثیف میکنه و آدم و آدم کشی و دراما و غیره و خلاصه روانش روانی
اینم بگم که از قبل توی یسری قتل ها دست داشته و یکی از دوستاش که از این کاراش ترسیده بود زوری میفرستتش جنگ
آری
خانمش هم کلا از اول زندگیش یه دختر نحیف و ظریف و شیشه ای بود که خیلی بدن سالم و اوکی نداشت و اکثرا گیر سردرد و مریضی و ایناس ولی خیلی ناز و قانع و گوگولیه خلاصه
بعد این آقایی از جنگ که برمیگرده بعد از چندین سال میخواد با خانمی اش وقت بگذرونه و اینا
منتهی! هنوزم به آدم کشی های کثیفش و غیره ادامه میده و درمورد اینکه چرا شبا دیر میاد خونه به خانومش دروغ میگه
خانومه هم باور کرده کار شوهرش شبا طول میکشه و اصلا هم دنبال آدم کشی نمیره-
بعد یه مدت کم کم یه چیزایی براش لو میره و شروع میکنه شک کردن به شوهر عزیز و مثلا آدم حسابیش.
(ببینید عشق اینا صد از صد، قدرتمند و قوی! اصلا یه چیزی که خیلی گوگولیه ولی یه طرفه یاندره است-)
بعد این شوهره ام کم کم شروع میکنه ریختن دارو های عضله شل کن و آرام بخش توی چایی بابونه همسرش و کم کم به یه حالتی از ضعف دائمی میرسونتش که نه بتونه در بره نه خیلی حال و حوصله شک کردن و تحقیق و اینا داشته باشه-
آره تا اینجاشو در نظر گرفتم
#oc
نظام و نظامی بازی خلاصه
البته این اون آقاهه نیستش، اونی که اوسیم کردمش نیست
(به لطف میوری بهتر شد*)
#helen