"اون موقع بود که فهمیدم خیلی گرسنه ام. و رغبت نمیکنم چیزی جز جسد نیمه جون و خون آلود رو به روم رو بخورم. شکمم پیچ و تاب میخورد و بزاق دهانم راه افتاده بود. لعنت به تو دکتر، چیکار کردی؟
این بود، غریزه یک گوزن گرسنه همنوع خوار"
من اون رفیقم که اون بلده مثل یه مدل کفش پاشنه بلند بپوشه و راه بره بعد من دو قدم یبار میخورم زمین*
#helen