★𝓡𝓮𝓭 °☆°𝓢𝓽𝓪𝓻★
؟؟؟؟؟؟؟؟
؟؟؟؟؟؟
از من چه انتظاری داشتند؟ مانند یک سگ مطیع دم تکان بدهم؟ بنشینم و بگذارم تیغ های جراحی شان را همه جای بدنم فرو کنند؟ بگذارم وسیله ای برای آزمایش های بی وقفه شان بشوم...؟
کمکم کن.
یک زمزمه خاموش، پژواکی فراموش شده توی این جهنم سرد.
کمک
هیچکس قرار نبود این رو بشنود. نه تا وقتی که اینطوری بیان میشد.
بمیر
یک آرزوی خام.
که قرار نبود به این زودی به حقیقت بپیونده
میکشم.
این قوی تر بود. خشم و رنج خالص، درد.
تو رو میکشم
تیکه تیکه میکنم
تو رو به یک جسد تکه پاره فراموش شده تبدیل میکنم. تا جایی که فقط چاله ای خون باقی بمونه...