★𝓡𝓮𝓭 °☆°𝓢𝓽𝓪𝓻★
؟؟؟؟؟ رو پوش سفیدش را که با سواس تمیز شده بود تکان داد و مرتب کرد. " همینطوری ایستاده بود؛ نه یکم تر
؟؟؟؟؟؟
دیگه متوجه نبودم چه دور و برم میگذرد.
با تمام زوری که در عضلات کوچکم داشتم خودم رو روی بدن بزرگتر او انداختم.
صدای فریاد آزاردهنده اش در اتاق خالی طنین انداز شد.
" داری چه غلطی میکنی موجود_"
قطره های عرق از شقیقه اش روان بودند و ناامیدانه نفس نفس میزد. در عوض، احساس کردم بزاق دهانم در حد غیر قابل کنترلی ترشح میشود.
مرد بیشتر دست و پا زد. حتی نمیدونست چطور موفق شده ام بزرگسالی مثل او را روی زمین نگه دارم.
و قسم میخورم نگاه وحشت زده اش وقتی به دندون هایم افتاد...
پر از پشیمانی پوچ بود...
★𝓡𝓮𝓭 °☆°𝓢𝓽𝓪𝓻★
یکی منو بگیرههه تکمیل شد🤌🏻🌚 #helen #دیجیتال_آرت
یادم رف امضاء بزنم😅
اینجوری ام خوبه ها
#helen
#دیجیتال_آرت