بهش گفتم بزار درمورد اون زخما بهت کمک کنم
اینم اینجوریه که: چیمیگیزبونبسته
(چرا علامت قلب اون بالا اومد-)
اوه مای فاکینگ گاد
حالا باشد بشینم زخماشم درمان کنم مرتیکه-
(صحنه زیشت است و من هم بشدت مودب، نمیزارمش*)
الآنم که نشسته زخماشو اوکی کنم دستمو گرفت
نمیزاره
نکن مرتیکه مگه تو همونی نبودی که کنار اومدی گفتی باشه کمک کن؟
اون اول کارمو با این یارو دیوید خراب کردم ولی بقیه اش داره خوب پیش میره خداروشکر