eitaa logo
•یادداشت های حقوقی •
571 دنبال‌کننده
157 عکس
39 ویدیو
36 فایل
دفترچهٔ عدالت | تخصصی‌ترین یادداشت‌های حقوقی_قضایی - تحلیل مواد قانونی 📜 - راهنمای حقوق شهروندی 👥 - نقد آراء قضایی 🔍 ✅ جهت استفاده جامعه حقوقی و عموم مردم ❤️ اشتراک = گسترش عدالت 📩 ارتباط مستقیم: @Young_legal_notes ✍️ محمد ابراهیم
مشاهده در ایتا
دانلود
📘 خاطرات یک قاضی دادگستری از مدتها قبل دردی در معده‌اش احساس می‌کرد 🤕، اما همیشه با کمی غذا خوردن بهتر می‌شد. اما امروز... درد امانش را بریده بود. هیچ قرص و شربتی افاقه نکرد 💊❌. با وجود مشغله فراوان، قاضی پناهی مجبور شد مسیرش را عوض کند و به بیمارستان برود 🏥. پزشک پس از معاینه، دستور آزمایش و سونوگرافی داد 🔬🩺. او را با ویلچر به بخش رادیولوژی بردند ♿. قاضی با ابهتی که تا دیروز بر مسند نشسته بود، حالا از شدت درد به خود می‌پیچید 😖. «خدایا این چه مصیبتی بود...» 🙏 در همین حال، ناله‌هایش در میان بگو‌مگوهای دختر و پسری که کمی آن‌طرف‌تر بودند، گم شد 🗣️👥. پسر با صدای آرام گفت: «هیچکی متوجه نشد. جایی انداختمش که عقل جن هم بهش نمیرسه...» 😶‍🌫️ دختر با نگرانی پرسید: «حالا کجا بردی؟» 😨 ــ «روستای... پشت مدرسه ابتدایی کنار رودخونه...» 🌧️🌲 «نگران نباش... از دیروز تا حالا حتما مرده و حیونا خوردنش...» 🐺❄️ قاضی پناهی که تا چند لحظه پیش از درد ناله می‌کرد، حالا با دقت گوش می‌داد 👂. شاید حس عدالت‌خواهی‌اش بر درد غلبه کرده بود ⚖️🔥. 📱 موبایلش را درآورد و از آن دو عکس گرفت. بعد از سونوگرافی، تصمیم گرفت به کارش برگردد. اما قبل از آن، با اداره آگاهی تماس گرفت 📞👮‍♂️. دستور داد فوراً به آدرس داده‌شده بروند و دنبال جسد نوزاد بگردند 🧭. هوا سرد و بارانی بود 🌧️، و ۲۴ ساعت گذشته بود... امکان زنده بودن نوزاد؟ تقریباً صفر 🕯️ اما... ماموران جسد نوزاد را پیدا کردند. پارچه‌ای خیس، بند ناف، خون... 🩸🧵 اما جسد سالم بود. حیوانات وحشی به آن آسیب نزده بودند 🙌 استوار کمالی دستکش پوشید و جسد را برداشت 🧤. ناگهان... لب نوزاد تکان خورد 😳 باورکردنی نبود. یعنی ممکنه زنده باشه؟ ✨ کمالی با سرعت کاپشنش را درآورد و نوزاد را پیچید 🧥⚡ با کمک همکارانش، نوزاد را به بیمارستان رساند 🚑💨 👮‍♀️ حکم بازداشت دختر و پسر صادر شد. قبل از خروج از بیمارستان، بازداشت شدند. و آن نوزاد... زنده ماندن یک نوزاد نارس، یک شبانه‌روز بدون شیر، در هوای سرد و بارانی... کمتر از معجزه نبود 🌈🍼 حالا اسمش «باران» است. دختر زیبا و شیرین‌زبان سه‌ساله‌ای که زندگی‌اش با یک گوش دادن ساده نجات پیدا کرد 💖👧 📍 عضویت در کانال: ⚖ @Rights_ir
تو تیم خودش باش ....mp3
زمان: حجم: 656.3K
☁️🖇✨ شب بخیر 🌙 🟢 با عضویت در کانال یادداشت های حقوقی از حقوق خود و دیگران آگاه شوید. 📍 عضویت در کانال: ⚖ @Rights_ir
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
پنج‌شنبه – پرسش و پاسخ حقوقی ⚖️ ❓ سوالات حقوقی خودتون رو اینجا بپرسید. ✅ پاسخ به مسائل رایج با زبان ساده. منتظر سوالات شما هستیم.👇 @Young_legal_notes 📍 عضویت در کانال: ⚖ @Rights_ir
📌فردا آخرین مهلت ثبت‌نام آزمون قضاوت 🔸 ثبت‌نام داوطلبان آزمون قضاوت ۱۴۰۴ (جذب عمومی) از روز چهارشنبه ۲۹ مردادماه آغاز شده و تا هفت شهریور ادامه دارد. 🔸زمان برگزاری آزمون برای همه داوطلبان نیمه دوم آبان است اما تاریخ دقیق آن متعاقباً اعلام می‌شود. 🔸 قرار است این آزمون صرفا به شکل تستی برگزار شود. 🔸همچنین مدرک تحصیلی قابل پذیرش برای داوطلبان به شرح زیر است: الف- مقطع کارشناسی رشته حقوق در هر یک از گرایش‌ها، فقه و حقوق، الهیات با گرایش فقه و مبانی حقوق اسلامی و علوم قضایی. ب- مقطع کارشناسی ارشد پیوسته رشته الهیات، معارف اسلامی و حقوق در یکی از گرایش‌ها یا معارف اسلامی و ارشاد با گرایش فقه و مبانی حقوق اسلامی. ج- مقطع دکتری رشته حقوق. د- سطح دو حوزوی یا بالاتر. 🔗 متن کامل آگهی آزمون قضاوت را در اختبار بخوانید: https://www.ekhtebar.ir/?p=122339 📍 عضویت در کانال: ⚖ @Rights_ir
🕊 شَبِ جُمعه | فَرصَتِ نِگاه به آسمان یادی از: • استادانِ فَرزانه‌ای حقوق ایران که قلم‌هاشان مَشعَلِ دانش بود • شُهیدانِ سپیدپوشی دستگاه قضایی ایران که رُخشان بر تَختِ عدالت جاودانه شد • قاضیانِ آزاده، وکلای انصاف‌جو و همه‌ی امنای حَق 🌙 خدایا! رَفتگان را با شُهدا محشور کن و ماندگان را یارایِ اَمانَت‌داری عطا فرما 🌹 سه صَلَوات هدیه به روانِ پاکشان: 🍃 اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد 🍃 اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد 🍃 اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد ✍️ به عِشقِ همه‌ی آنان که "حَق‌گُذاری" را فريضه می‌دانند 📍 عضویت در کانال: ⚖ @Rights_ir
الحمدلله 🙏 با یاری خداوند، به تعداد زیادی از پرسش‌های حقوقی شما عزیزان پاسخ داده شد. ⚖️ همچنان پنج‌شنبه‌ها منتظر سوالات جدید و چالش‌های حقوقی شما هستیم. 📅 🟢 با عضویت در کانال یادداشت های حقوقی از حقوق خود و دیگران آگاه شوید. 📍 عضویت در کانال: ⚖ @Rights_ir
امروز یه روز متفاوته اره دقیقا همینقدر بی مقدمه... فقط باورش کن خودت بسازش 📍 عضویت در کانال: ⚖ @Rights_ir
📝داستانی که حتما باید خواند...! "میگویند که در ایام قدیم،در یکی از پاسگاه‏های ژاندارمری سابق،ژاندارمی خدمت‏ می‏کرد که مشهور بود به سرجوخه جبّار. این سرجوخه جبار،مانند بسیاری از همگنان و همکاران خودش در آن روزگار،سواد درست حسابی نداشت ولی تا بخواهی زبل و کارآمد بود و در سراسر منطقه خدمت او،کسی را یارای نفس‏ کشیدن نبود. از قضای روزگار،در محدوده خدمت‏ سرجوخه جبار،دزدی زندگی می کرد که به راستی، امان مردم را بریده و خواب سرجوخه جبار را آشفته گردانیده بود. سرجوخه جبار،با آن کفایت و لیاقتی که‏ داشت،بارها، دزد را دستگیر کرده،به‏ محکمه فرستاده بود ولی،گردانندگان‏ دستگاه، هربار به دلایلی و از آن جمله‏ فقد دلیل برای بزهکاری دزد یاد شده،او را رها کرده بودند، به گونه‏ای که،گاهی،جناب دزد، زودتر از مأموری که او را مجلوبا و مغلولا به‏ مرکز دادگستری برده بود،به محل بازمی‏گشت، و برای دلسوزانی سرجوخه جبار،مخصوصا چندبار هم،از جلو پاسگاه رد می‏شد و خودی‏ نشان می‏داد یعنی که بعله... یک روز،سرجوخه جبار،که از دستگیری و اعزام بیهوده دزد سیه کار و آزادی او به ستوه آمده بود،منشی‏ پاسگاه را فراخواند و به اودستور داد که قانون‏ مجازات را بیاورد و محتویات آن را،برای‏ سرجوخه بخواند. منشی پاسگاه،کتاب قانونی را که‏ در پاسگاه بود،آورد و از صدر تا ذیل،برای‏ سرجوخه جبار خواند. ماده 1...ماده 2...ماده 3...الخ... سرجوخه جبار،که در تمام مدت خوانده‏ شدن متن قانون مجازات خاموش و سراپا گوش‏ بود، همین‏که منشی پاسگاه آخرین ماده قانون‏ را،خواند و کتاب را بست،حیرت زده و آزرده‏دل،به منشی گفت: اینها که همه‏اش ماده بود،آیا این کتاب، حتی یک«نر»نداشت؟😂 آنگاه سرجوخه جبار،به منشی گفت: ببین در این کتاب،صفحه سفید هست؟ منشی کتاب را گشود و ورق زد و پاسخ داد: قربان!در صفحه آخر کتاب،به اندازه‏ نصف صفحه،جای سفید باقی‏مانده است. سرجوخه جبار گفت: قلم را بردار و این مطالب را که می‏گویم‏ بنویس و چنین تقریر کرد: «نر»سرجوخه جبار:هرگاه یک نفر،شش‏ بار به گناه دزدی،از طرف پاسگاه دستگیر و به محکمه فرستاده شود و در تمام دفعات، از تعقیب و مجازات معاف گردد و به محل‏ بیاید و کار خودش را از سر بگیرد،برابر«نر سرجوخه جبار»،محکوم است به اعدام! پس از اتمام کار منشی،سرجوخه جبار، نخست،آنرا انگشت زد و مهر کرد و پس از آن،دستور داد دزد را دستگیر کنند و به پاسگاه بیاورند.آنگاه او را،در برابر جوخه آتش قرار داد و فرمان اعدام را، درباره‏اش اجرا کرد. گویا خبراین ماجرا،به گوش حاکم وقت‏ رسانده شد و حاکم دستور داد سرجوخه جبار را، به حضورش ببرند. هنگامی که سرجوخه جبار،به حضور حاکم‏ رسید، پرخاش‏کنان از او پرسید چرا چنان‏ کاری کرده است. سرجوخه جبار پاسخ داد: -قربان!من دیدم در سراسر قانون‏ مجازات،هرچه هست،ماده است ولی حتی یک‏ «نر»توی آن همه ماده نیست و آن‏وقت‏ فهمیدم که عیب کار از کجا است و چرا دزدی‏ که یک منطقه را،با شرارت‏هایش جان به سر کرده است،هربار که دستگیر می‏شود،بدون‏ آن‏که آسیبی دیده باشد،می‏شود و به محل‏ باز می‏گردد. این بود که لازم دیدم درمیان‏ «ماده»های قانون مجازات،یک«نر»هم باشد. این است که خودم آن نر را به قانون اضافه و دزد را طبق قانون،اعدام کردم و منطقه را از شرّ او آسوده گردانیدم!" حق با سرجوخه جبار بود با این ماده ها نمی شود بافساد مبارزه کرد،نر می خواهد. 📍 عضویت در کانال: ⚖ @Rights_ir
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
شنبه – نکته‌خوانی 📌 نکته آموزشی برای دانشجویان حقوق. 📚 امروز با یک پی دی اف کاربردی_حقوقی و اطلاع از ماجرای یک پرونده ... همراهمان باشید. 📍 عضویت در کانال: ⚖ @Rights_ir
آیین دادرسی مدنی .pdf
حجم: 735.5K
📚خلاصه ارزشمند "آیین دادرسی مدنی" 📝ویژه جمع‌بندی در آزمون‌های جامع و دانشگاهی 📍 عضویت در کانال: ⚖ @Rights_ir