«بسم ربّ الفاطمه»
#فاطمیه
#اذان_بلال
#حقانیت_امیر_المومنین_ع
#سروده_رقیه_سعیدی_کیمیا
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
بخــوان بِـلال ! اذان را به نام پیغمـــبر
بخــوان تو أَشهــد أَنَّ محمّــدی دیگــــر
بخوان دوباره که شاید ، مدینه بر خیزد
مـدال عشـــق علـــی را به سینــه آویزد
بخـوان به أَشهــد أَنَّ علـــی ولـــیُّ الله
که اوست حبل متین و علیست تنها راه
اذان بگو که شهــادت دهــم به نام علــی
بخوان که سجده کند عشق بر مقام علی
بخوان اقامـــه شــــود راز در نمــاز نیاز
بخوان که بشکفد از آن اذان ، گل اعجاز
اذان بگـــو که بشـــوید غبــــار از دلهــا
اذان بگــــو که برویــد بهــــار از دلهـــا
بگـــو دوباره طـــراوت بریزد از بـــاران
اذان بگــو که دلــم را جــلا دهــی با آن
بخوان که روحِ دوباره به جسم برگردد
بخوان که از شب غفلت ،طلسم برگردد
و خواند و فاطمــه محوِ خدای اکبــر شــد
همیـن که نـوبت عطــــر گـــل پیمبــر شــد
دل حبیبــهٔ طاها شکــست و رفت از حال
به لب از این غم هجران سرود شعر ملال:
دریغ و درد ! پیمبـــر چه زود رفت از یاد
سفــــارش ثقلیـــن از زبانتـــان افتـــاد!
چقـــدر فاصــــله دارید از مــرام علـــی
مگر شـــما نشنــیدید از مقـــام علـــی؟!
"أنا مدینـــةُ العلم"و علیـست باب علـوم
چرا شدید از این علم بیکران ، محروم؟
علــی نشــانهٔ اکمـــال دین و قرآن است
علــی نمـــاد عدالت ، نماد میـــزان است
علـی قسیــم بهشت و جهنــم است آری
علـی به کلّ خـــلایق مقــــدّم است آری
علیست اول و آخر ، پیِ چــه می گـردید؟!
علیست با حق و حق با علیست بی تردید
چه گویم از وجناتش که میر جنّت اوست
ولیِّ بر حــقِ روز غـــدیر و حـجت اوست
دریغ ! حـــق و عـــدالت نیــامده به شمــا
همـــای عشـــق و سعادت نیامده به شمــا
کلام منبــر ناحــــق شـــد انتـــخاب شمــا
سکوت بر ستـم و کین شده جواب شمــا
غریب وبا دلِ درخون نشسته خواهم رفت
نفـس بریده و پهــلو شکسته خواهم رفت
حســــاب کار بمــــاند به نــزد پیغمبــــر
که تا خدا چه بخواهد به عرصهٔ محشر
📝رقیه سعیدی(کیمیا)
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
─═༅࿇༅ ❃﷽ ❃ ༅࿇༅═─
#فاطمیه
#شهادت_حضرت_زهرا_س
#سروده_رقیه_سعیدی_کیمیا
─┅═࿇࿐ྀུ༅𖠇࿐ྀུ༅࿇═┅─
"کَلِّمینــی" فــاطمـــه ! دارد تــوانـم می رود
آمــــده جان بر لبــم ، روح و روانم می رود
"کَلّمینــی"دختـر خَیــرُ الوَریٰ ، خَیــر النساء!
چشم خود وا کن ببیــن اشک روانم می رود
پــر مــزن از آشیـــــانم ای پرستـــوی علـــی
زندگانــی ، دلخوشــی ، از آشیـــانم می رود
با نفسهایی که سنگین می شود درسینه ات
خنـــــده از روی لبـــان کـودکــانـــم می رود
صحبت از رفتن نکن آتش به قلبم می زنی
تیر داغت دم به دم بر استخــوانم می رود
با وصیــت های تو دنیــا به چشمم تیره شد
قبلِ تو با چشم خود دیدم که جانم می رود
روشنـای چشم من ! باور ندارم نیمـه شب
مـــاه من ، قامتْ کمان از آسمانم می رود
باغبانی خسته ام وقتی که با دست خزان
از بهـــار خــانه ام یــاس جــوانم می رود
آیه آیه التمـــاسم آب شـــد در چشــــم من
از همان وقتی که یاسین بر زبانم می رود
فاطمه! ای کاش هرگزخانهٔ ما ، در نداشت
با همین ای کاش ها آه از نهــــانم می رود
ای تمــامِ لشــکــرم ، تنهـــاترینـــم بعــدِ تـو
می روی همــراه تو گویـا جهـــانم می رود
𖠇࿐ྀུ༅࿇═┅─
✍رقیه سعیدی(کیمیا)
به نام خدا
السلام علیکِ یا فاطمة الزهرا
#غزل_مرثیه
#فاطمیه
#شهادت_حضرت_زهرا_علیها_سلام
#سروده_رقیه_سعیدی_کیمیا
_______________
طاقت نمی آورد کم کم پـشت آن در ، دست
با ضـربِ پا از دَر جــدا شد بــارِ آخـر ، دست
چون در گرفت آتش ، در ازجاکنده شد افتاد
روی سر و سیـنه ، به رویِ پهلـو و بـر، دست
آتش گذشت از دَر ، به روی صورتش چرخید
تا سَر رسید و شد سپر ،بر گیسویِ سر، دست
بـا آه سـردش آتـشِ دَر شــعلـه وَر تــر شــد
وقتی که می بستند آن لحظه ز حیدر، دست
حیــــدر، یدُاللّه است و باشــد فـَوقَ أَیدیـهِم
بوده مگر جز دست او در فتح خیبر ، دست؟
اُفـتان وخــیزان فاطــمه دنبال حــیدر بود
آخـــر رسید و زد گـِـرِه برشال حیدر، دست
در پیـش چشــمان علی ، زهـرا غریب افتاد
دست غـلاف آزُرد از زهــرای اَطــهر ، دست
دیگر شبـیهِ آخـــر مَــــه ، رو به نقصان بود
می پخــت نان ، اما برای چار اَختر ، دست
می ریخــت بار غــم به رویِ شــانهٔ زینــب
وقتی که می زد شانه بر موهای دختر ،دست
پــر زد شــــبانه وقــت پـروازش نـبود امــا
حالا دعایـش را خـداوندش بر آورد سـت
فهمــید مـولا نیمــه شب وقت وداع ِ یاس
مســمارِ در برحال و روز گـل چه آورد ست
یکباره دست از غسل دادن شست با حسرت
وقتـی رسید آن لحظه بر پهلوی مادر، دست
در غربت آن نیــمه شـب بی تاب می لرزید
وقتی کفن می بست برجسم مطــهّر ، دست
یک باغــبان همراه شش تن ، مخفیانه ،شب
می بُرد تابـوت گـلی بر شــانه و بر، دست
غیــر از علـــی ، زهرا ندارد مَحرَمی دیگر
ای کاش می آمـد جلو از یک برادر ، دست
در هـالهٔ نـوری بـرآمــد از درون قبــر
ســوی علی مانند دسـتان پیــمبر ، دست
ای کــاش پیــغـمبر نـپرسد از علی امشب
خورده چرا بر صـورت آیات کوثـر ، دست
دســت عــلی و اهـل بیــتش رازهــا دارد
این خانواده دردها دیدست از هر ، دست
در کــربلا هـــم معـــنیِ ایثــار شد تصــویر
وقتــی جـدا شد از ابا الفضل دلاور ، دست
وقـت شفــاعت با خــودش می آوَرَد زهـــرا
یک یادگار از نهر علقم ، روز محشـر ، دست
_____________
✍رقیه سعیدی(کیمیا)
┅═𑁍✿𑁍═┅─
«بسم ربِّ الفاطمـه»
#آغاز_فاطمیه
#شهادت_حضرت_زهرا_علیها_سلام
#سروده_رقیه_سعیدی_کیمیا
فاطمیـــه غربت بی انتهـــای حیدر است
فاطمیــــه سوز آه بی صدای حیدر است
فاطمیـــه نالهٔ دیــوار و مسمـــار و در و
حسرت چشمان پاک بچه های حیدر است
خاطرات کوچه و بغض حسن ،اشک حسین
غربت و بی مادری سهم سرای حیدر است
در هجــوم طعنه های تلخ بعد از فاطمه
چاه ، تنهــا مَحـرَم دردآشنای حیدر است
جمــلهٔ "الجـار ثم الدار" در هر نیمه شب
مثل زهرا در قنوت و ربّنــای حیدر است
کاش قدری درک می کردند آن همسایه ها
نور سبز استــجابت در دعای حیدر است
حیـــدری که هر سلام بی جوابش آه بود
شاهد این غربتش تنها خدای حیدر است
آفتـــاب عــالم آرایی که در اوج کمـــال
هردوعالم ذره ای درزیر پای حیدر است
بوتــرابی که برایش تربت پاک بقیــــع
نیمه شبهــا راز دار با وفای حیدر است
هر کسی شد محرم بزم عزای فاطمـــه
داغدار فاطمه ، تحت لوای حیدر است
✍رقیه سعیدی(ڪیمیا)
─┅═𑁍✿𑁍═┅─
❃﷽❃
#فاطمیه
#غزل_مرثیه
#شهادت_حضرت_زهرا_علیهاسلام
#سرودهٔ_رقیه_سعیدی_کیمیا
─┅═✧❁࿇❁✧═┅─
نبـــــود موســـــم آتش بر آشــیانه زدن
و یا کبــــوتر عــاشـــق ، میـان لانه زدن
دمِ شکفتـــن گلبرگ غنــــچه بود و نبود
زمان سیلـــیِ نیلـــی به یاس خـانه زدن
کبــــوتری که شکسته ست بال پروازش
رواست روی پــرش زخــــم تازیانه زدن؟
غلاف ، قصـهٔ تلخیـست در وِلای علــــی
چه نارواست گلــش را به این بهانه زدن
چه ســـاده بود بر اهــل سقـــیفه با آتش
شـــــرار غـــم به دلِ صاحبِ زمـانه زدن
فقــــط ز دست دو ملعونِ خوار می آمد
دری به پهــــلوی ریحــانه عامدانه زدن
چـــه نارواست به جـای تســــلّیِ خـاطر
هــــزار تیــــر بلا را به دل ، نشـــانه زدن
به خانه ای که دعایش به آستان می رفت
روا نبــــود کــه آتـــش بر آســــتانه زدن
چه خانه ای که در آن کار مادری این بود
به اشـک ، بر نخ تسبیـــحِ نور ، دانه زدن
برای مردم شهــرش قنـــوت پر می شد
به استـجابت سبـــز از دعا ، جوانه زدن
از این به بعد برایش چقــدر سنگین بود
نفس کشیدن و مرهـم به زخم شانه زدن
و سخت ترکه به دستی شکسته مادرنور
به زلفِ آینــــهٔ دلشکــــسته ، شـــانه زدن
تمـــام کـــرد ، رســــالات مـــادری را بـــا
شکسته دست به دستاس و کارِ خانه زدن
چه سخت بود برای علی که دور از چشم
ســـرِ مزارِ عـــزیزی، ســـری شـــبانه زدن
هنوز می رسد از پشت در ، به گوش زمان
صـــدای ناله و فریاد از ایـن زمــــانه زدن
شود چه خوب ، به همراه مهدیِ زهرا
ســـری به تربت بانوی بی نشــــانه زدن
─┅═✧❁࿇❁✧═┅─
✍رقیه سعیدی(کیمیا)
۱۴۰۲/۹/۸
[بِسْمِ رَبِّ الْفٰاطِمَه]
#فاطمیه
#زبانحال_امیرالمومنین_علیه_السلام
#درشهادت_حضرت_زهراعلیهاسلام
#سرودهٔ_رقیه_سعیدی_کیمیا
─═༅࿇༅❖༅࿇༅═─
ماهم چـــرا یک هاله بر رخســـار دارد
دریای چشـــمش گریهٔ خونبـــــار دارد
داغی به قلبـــم می زند با قامتــی خم
وقتی که دست خـــویش بر دیوار دارد
من اولیـــن مظلـــــوم عــالم هستم اما
این روزهـــا او غـــــربــت بسیـــار دارد
گـــم می شود راه نفس در زخـــم سینه
وقتی نگاهــــی سمــت آن مســمار دارد
وقتی دعایش این شـده : "عَجِّل وَفاتی"
یعنــــی بــرای رفتنــــش اصــــرار دارد
از بــس شـــــده دلتنگ دیـــدار پیمـبــر
در حـــوض کــوثر ، وعـــدهٔ دیـدار دارد
درکوچه هاحیدرسلامش بی جواب است
جــز فاطمـــه او محــرم اســــرار دارد؟
با ســردیِ همــسایه هایش باز هـر شب
در زیــرِ لب "اَلجـــار ثـُـمَّ الـــدّار "دارد
دارد به زیر لب ، ســـفارشــــها به زینب
حــــرفی از عاشــــورا و یک پیکار دارد
دیگر خیالش راحت از باب حسین است
وقتی حسینش خواهــری غمخوار دارد
آتش زدن ، شش ماهه کشتن از مدینه
تا کــربلا این روضــه ها تکـــرار دارد
صاحب عزای روضه ها فرزند زهراست
او کــه نشــــان از حیــــدر کـــرّار دارد
بر انتقــــامی ســـخت می آید بــزودی
با دشمنــــان مـــادر خــــود ، کــار دارد
─═༅࿇༅❖༅࿇༅═─
✍رقیه سعیدی(کیمیا)
۱۴۰۲/۹/۱۶
─═༅࿇༅❖༅࿇༅═─
(بسم رب الفاطمه)
#فاطمیه
#غزل_فاطمی
#شهادت_حضرت_زهراعلیهاسلام
#سروده_رقیه_سعیدی_کیمیا
استقبال از #مطروحه حضرت استادمحمدعلی مجاهدی#پروانه👇
(به دعا دست خود که برمیداشت
بـذر آمیـن ، در آسمــان میکاشت)
𖠇𖠇𖠇𖠇𖠇𖠇𖠇𖠇𖠇𖠇𖠇𖠇𖠇𖠇𖠇
بر زبان هر زمان که یاسین داشت
آسمان را به سجـده وا می داشت
خــانه را عطــــر یاس پر می کرد
مــادر آن را بهشـــت می پنداشت
ســــورهٔ قــدر و نـــور می بــارید
تا قدم سمت عرش بر می داشت
اســـتجابت میـــان دسـتـش بود
در میان قنــوت ، گــل می کاشت
دست گلچین به سمت گل چرخید
آن گلـــی کـه جــوانه در بر داشت
سوخت یاس علــی ، ولــی هــرگز
پرچــم عشــق را زمیــن نگـذاشت
ماه حیــدر خمیده می شــد چون
در دلـش بار غصـــــه می انباشت
خانه را دســت زینبــش مــی داد
چونکه کوچکتــرش نمی انگاشت
پیش چشــمش قیــام زینب بود
پرچم نهضـــتی که می افراشت
در شبی رفت و بعد از آن هر شب
خانه اش عطریاس ویاسین داشت
𖠇𖠇𖠇𖠇𖠇𖠇𖠇𖠇𖠇𖠇𖠇𖠇𖠇𖠇𖠇
✍رقیه سعیدی(کیمیا)
۱۴۰۲/۹/۶
𖠇𖠇𖠇𖠇𖠇𖠇𖠇𖠇𖠇𖠇𖠇𖠇𖠇𖠇𖠇
─═༅࿇༅ ❃﷽ ❃ ༅࿇༅═─
#فاطمیه
#زمزمه_نوحه
#شهادت_حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#کانال_اشعار_رقیه_سعیدی_کیمیا
#سبک:به سمت گودال از خیمه دویدم من....
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
به سمت زهــرا تا به ســــر دویدم من
آتیــــش جلــوتر بود دیر رسیـــدم من
بیـــن در و دیــوار فاطمـــه پـرپـر شــد
دیــدم که قـــرآنــم بـدون کــوثــر شــد
زهــرای مظلــــــومه(۴)
میــونِ اون آتیش محشـــر کبـــریٰ بود
نــوای "یا مهــــدی" رو لب زهــــرا بود
امان از اون وقتی که در به روش افتاد
نالهٔ زهــــرا داشت عرشو تکون می داد
زهــرای مظلــــــومه(۴)
می دید منـــو بردن با دستـــای بسته
دنبـال من بود با پهلـــــوی بشکســـته
چشمـــامو بستـــم تا روی زمین افتاد
غــلاف شمشیــــر و نمــی برم از یــاد
زهـــرای مظلـــــومه(۴)
کاش بجای دستام چشامو می بسـتن
نمی دیدم وقتی بازوشو میشکـســتن
این همه بی رحمی جون به لبـــم آورد
وقتی به جای من زهرا کتک می خورد
زهــرای مظلــــومه(۴)
جـــوون بیمـــارم قصـــد سفـــر داره
نشــونیـــاش امـــا رو در و دیـــواره
میـــره ولــی از این دشمنــــا بیــزاره
سینـــهٔ مجروحش زخمـــــیِ مسماره
زهــرای مظلــــومه(۴)
میگه خـــداحافــظ علــی حـــلالم کن
نبینـم اشکـــاتو رحمــی به حـــالم کن
نــذار دل زینــب بگیـــــــره از غصـــه
یا حسنــم بی من بمیــــــره از غصـــه
مـــراقب اشـک نور دو عیــــنـــم باش
شبــا به فکــــر آب برا حــسینـــم باش
حسیــن مظلـــــومم(۴)
رقیه سعیدی(ڪیمیا)
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
به نام خدا
#زمزمه
#فاطمیه
#شهادت_حضرت_زهرا_علیها_سلام
#رقیه_سعیدی_کیمیا
سبک:دامن کشان رفتی دلم زیر ورو شد....
------------------------------------
(زبان حال امیر المومنین علیه السلام👇)
زهــرا ، حـلالـــم کـن ، (تو یـاس کبــودم۳)
وقتـــی ، زمیــن خوردی( کنـارت نبــودم۳)
ای مـــن فدای اشـــک و آه تــو
عشــــق علــــی بـوده گنــاه تو
(گل یاسـم۲)
دلـم گرفتـــه از همــه (نرو جــانِ حیــدر۲)
یه رحمی کن به حال ما (گل یاس پر پر۲)
_________________
بـی مــن مــرو زهــرا (که یـاری نـدارم۳)
می ســوزه از داغــت ، (دل بـی قرارم۳)
مــرو یـاسِ جــوانِ خــانـهٔ حیــدر
مـرو ای گـرمــیِ کاشــانـهٔ حیــدر
(مـرو زهــرا۲)
مـی دونـی دلشـکســته ام ،(بمـون یاورِ من۲)
تمــوم دلخوشــیِ من ، (تویـی همســر من۲)
_________________
(زبان حال حضرت زهرا علیهاسلام👇)
حیـــدر حــلالـم کن ، (که دارم می میــرم۳)
قـــرآن بخـــون امشــب( که آروم بگیــرم۳)
حـلالــم کن ، علی جان ! زحمـتـت دادم
نِمـــیره غــــربـت و آهِ تــو از یـــادم
(حـلالـم کن۲)
نِمـــیره دســت بســتهٔ (تـو از یـاد زهــرا۲)
نِمـــیره بُغــض خســتهٔ (تـو از یـاد زهــرا۲)
_________________
جـــانِ تـو و جــانِ ( یتــیمــان زهـــرا۳)
مـولا ! ببــین حــالِ ( پــریــشان زهـــرا۳)
سپــردم من به زینـب خـانه داری رو
بگــیر از قلــب زینـب بـی قــراری رو
(علــی جانم۲)
دارم مــیرم ولــی بدون ! (به فکر حسینم۲)
نذار بخوابه تشــنه لب ،( شبـی نور عیـنم۲)
(حسیــن جانم۲)
------------------------------------
✍رقیه سعیدی (کیمیا)
─┅═𑁍✿𑁍═┅─
«بسمِ ربّ الفاطمـه»
#فاطمیه
#سینه_زنی
#کانال_اشعار_رقیه_سعیدی_کیمیا
#سبک:سلامٌ عَلیٰ ساکن کربلا ┅┅┅┅┅┅┅┅┅┅┅┅┅
سلامٌ عَلـیٰ بنت خَیــرُالوَریٰ
سلامی به بانوی خیرُالنســا
سلامٌ علـیٰ غــربت فاطمــــه
بر آن بی نشان،تربت فاطمـه
____________
(سلامٌ عَلــیٰ کوثر مصطفــیٰ
سلامٌ عَلــیٰ یار شیــر خــدا)۲
___________
سلامی به تاجِ سرِ قدســیان
به زهـرا ترین زهرهٔ آسمـــان
سلامی به اولْ فـدای ولـــی
بر آن یــاور با وفــای علـــی
____________
(سلامٌ عَلــیٰ کوثر مصطفــیٰ
سلامٌ عَلــیٰ یار شیــر خــدا)۲
___________
سلامی به یاس جــوان علی
بر آن بانوی قــدکمـــان علی
ســلامـی به تنهــاییِ زینبین
به داغِ دلِ مجتبی و حسین
____________
(سلامٌ عَلــیٰ کوثر مصطفــیٰ
سلامٌ عَلــیٰ یار شیــر خــدا)۲
____________
سلامی به پهلوی بشکسته ات
به ســوزِ دعاهای پیوستـه ات
بر آن غربت بیتُ الاَحزانِ تو
به اشــک و به آهِ یتیمــان تو
____________
(سلامٌ عَلــیٰ کوثر مصطفــیٰ
سلامٌ عَلــیٰ یار شیــر خــدا)۲
____________
جفا از زمین و زمان دیده ای
ستـم های نامردمان دیده ای
زده آتش کین به جانت شـَرر
که پرپر شدی بین دیوار و در
____________
(سلامٌ عَلــیٰ کوثر مصطفــیٰ
سلامٌ عَلــیٰ یار شیــر خــدا)۲
____________
فدا شد که باشد حرم، بر قـرار
به راه علی شد چنین جان نثار
دفــاع ازحــریم ولایت خوشست
در این راه زیبا شهادت خوشست
____________
(سلامٌ عَلــیٰ کوثر مصطفــیٰ
سلامٌ عَلــیٰ یار شیــر خــدا)۲
____________
سلامی به شور آفرینان عشق
سلامی به بانوی شهـر دمشق
ســلامی به لب تشنــهٔ کــربلا
به شــاه شهیـــدانِ بی ادعـــا
____________
ســلامٌ عَلـیٰ ســاکن کــربـلا(۲)
امیری حسینٌ و نِعـمَ الامیر(۲)
____________
✍رقیه سعیدی(ڪیمیا)
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
به نام خدا
#سینه_زنی
#فاطمیه
#سردار_سلیمانی
#سروده_رقیه_سعیدی_کیمیا
سبک:[این گل را به رسم هدیه ، تقدیم نگاهت کردیم]
________________________
از داغِ غمت یا زهرا / قلب آسمان می سوزد
تو در بینِ آتش امّا/حیدر بی امان می سوزد
یازهرا
رفتـــی و زدی ، شَــرَر بر جـانــش
بی کـوثر شـده ، علــی ، قرآنــش
می بارد از این غــم ، چشـمانــش
یا زهــرا مــدد (۴)
زهــرا شد فدای حیدر ، تا یارِ ولایت باشد
پرپر شد که تا آل الله، در اَمـن و سلامت باشد
یا زهــرا
درحــفـظ حــرم ، ســپر شد زهـــرا
از جــانـش گذشــت ، بـرای مــولا
دارد غــصـهٔ حســین و عـاشــورا
یا زهرا مـــدد(۴)
زیر پرچمِ یا زهرا/ عـــهدی با خدا می بندیم
در راه هدف چون قاسم/پیمان وفامی بندیم
یا زهرا
حالآٓٓ که هــمه عَـــلَـم بــر دوشـــیم
در راهِ هـدف ، به جان می کوشـــیم
مـا هــم جامــهٔ شــهادت می پوشــیم
یا زهرا مـــدد(۴)
حفظ حُرمت آل الله/ سرمشقِ سلیمانی هاست
تا دشـمن بداند زینب/ نام نهضتش پا برجاست
یا زینب
جــآٓٓن مـا هــمه فــدای زینـــب
دلهــــا می تپـــد بـرای زینـــب
تحــتِ پرچــم و لِــوای زینــب
یازینب مـــدد(۴)
_________________________
رقیه سعیدی(ڪیمیا)
─═༅࿇༅ ❃﷽ ❃ ༅࿇༅═─
#زمزمه_نوحه
#فاطمیه
#شهادت_حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#کانال_اشعار_رقیه_سعیدی_کیمیا
#سبک:شور عرب :خدا مادرم را کجا می برند...
زبانحال امیرالمومنین (ع)با حضرت زهرا (س)
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
مــرو از بَـرَم یاس نیلـــوفــری
تــو نــورِ امیـــد دل حیــــدری
بمـون جـان حیـدر/ عـزیز پیمبــر/ مرو فاطمه
مرو فاطمه جان/مرو فاطمه جان/مرو فاطمه
بدونِ تو گــریونه چشمـــای من
مـرو بـی تو تاریکــه دنیــای من
دلم بیقــراره /غمت زد شـراره / به جان علـی
مرو فاطمه جان/مرو فاطمه جان/مرو فاطمه
فدایی شـدی در دفاع از حـرم
فــدای تو ای بهتـــرین یــاورم
شهیـد ولایت / بشم مـن فدایت / مرو فاطمه
مرو فاطمه/جان مرو فاطمه/جان مرو فاطمه
علی بی تو دیگه نداره خوشی
تو با رفتن خود منـو می کشی
تو رفتی زدستم/ز داغت شکستم/مرو فاطمه
مرو فاطمه/جان مرو فاطمه/جان مرو فاطمه
مــرو زوده یاس جــوان علی
بمــون بــانوی قـد کمــان علی
خزان شد بهارم/ کسی رو ندارم / مرو فاطمه
مرو فاطمه/جان مرو فاطمه/جان مرو فاطمه
بمــون مادری کن برا زینبـین
نذار غم ببینه چشای حسین
حسن بیقراره / غـم کوچـه داره / مرو فاطمه
مرو فاطمه/جان مرو فاطمه/جان مرو فاطمه
قــرار مــن و تو ، باشــه کربلا
تو صحرای خونین و دشت بلا
حسینو صداکن/عزایش به پا کن/تو گودال خون
تو شام غریبان / به همراه زینب / بُنَـــیَّ بخون
حسینم حسینم/حسینم حسینم/حسینم حسین
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
✍رقیه سعیدی(ڪیمیا)