من بریدم دل ز تو، اما خدایی، جان من
سر به بالین مینهی، دردی نداری در دلت؟
_علوی زاده
افرادی که اشتباه تایپی و غلط املایی دارن به علت هوش زیاد و چند بُعدی بودن مغزشون هست. که فرصت چینش حروف رو پیدا نمیکنن.
تا کجا باید سفر کرد؟
تا کجا باید دوید؟
از کجا باید گذر كرد؟
تا به شهر تو رسید...
_ایرج عطایی
گفته بودم بعد ازین باید فراموشش کنم
دیدمش وز یاد بردم گفتههای خویش را
_اخوان ثالث
هیچ وقت بیخیال اون چیزی که از ته دل میخوایی نشو:درسته صبر کردن سخته ولی پشیمونی خیلی سخت تره
شبتون بخیر
اخیرا حوصلهی گلایه کردن ندارم. یعنی اینطوری که از یک شخص ناراحت میشم، تو ذهنم باهاش دعوا میکنم، قیدش رو میزنم و درنهایت تمام این اتفاقات یادم میره و با اون آدم مثل همیشه برخورد میکنم.و حتی ممکنه از زندگیم حذفش کنم.
مذهبی بودن ما دردسری شد که نگو
من ملک بودم و فردوس برین اما او
بوسه داد بهم عرش خدا ریخت بهم
وارد مسجد شدی،
چشمانت نمازم را شکست...
قبله ات را گم کردم
و خیر العمل شد دیدنت:)
مادر بزرگم میگفت
درو که کامل نبندی،
نمیدونی باد بعدی که بیاد میبندتش یا بازش میکنه این میشه بلاتکلیفی...
تو زندگیت همیشه یا برو بیرون یا بیا تو و بعدش درو محکم ببند..
اجازه نده هیچکس بلاتکلیف نگهت داره.
من شیفتهی اینهاییام که میگویند: چه دستهای زیبایی، چه چشمهای گیرایی، چه لبخندی و چه صدای قشنگی داری،
اینهایی که به آدم میرسند و بهترین بخشهای وجود آدم را یادش میاندازند.
اینهایی که سخاوتمندانه، در سمت درستِ خلقت ایستادهاند و به همه چیز و همه کس، از زاویهی عمیق و انسانیاش نگاه میکنند.