✍️امام جعفر صادق (علیه السلام) :
✅هرگاه خداوند بندهای رادوست بدارد،
بہ او الهام مےکند کہ بہ هشت
خصلت عمل نماید:
۱》چشم پوشیدن از(صحنہ هاے)حرام
۲》تـرس از (نافرمانی) خــداوند
۳》شـرم و حیــا
۴》عهد و پیمان
۵》صبر و شکیبایے
۶》(رعـایت) امانتدارے
۷》صدق و راستے
۸》و سخاوتمندے و بخشندگے
📚احادیث الطلاب ۲۷۴۸
💠 @RoozieHalal 💠
.
آیا کار کردن در کارخانه کنسرو گوشت خوک یا کابارههای شبانه و یا مراکز فساد جایز است؟ و درآمد حاصل از آن چه حکمی دارد؟
ج: اشتغال به کارهاى حرام مثل فروش گوشت خوک، شراب، ايجاد و اداره کابارههاى شبانه، مراکز فساد و فحشا و قمار و شرابخوارى و مانند آن، جايز نيست و کسب درآمد از طريق آنها حرام است و انسان، مالک اجرتى که در برابر آن مىگيرد نمىشود.
💠 @RoozieHalal 💠
⚪️سرّ غمگینی وشادی بی جهت انسان
✅ابی عبدالرحمن می گوید:
به امام صادق علیه السلام گفتم :
گاهی اندوهگین یا شاد میگردم در حالی که هیچ یک از اهل و مال و فرزند منشاء آن نیستند،علت چیست؟
☀️حضرت فرمودند:
باهرانسان ،فرشته و شیطانی هست.سرور انسان از نزدیک شدن فرشته واندوه او از نزدیک شدن شیطان به وی است و
دلیل آن فرموده ی حق تبارک و تعالی است که می فرماید:
💥(شیطان به شما وعده ی فقر و حق تعالی به شما وعده ی آمرزش و احسان می دهد،او رحمت بی منتها و داناست).
☀️(بقره268)
🍃🍂🍁🍃🍂🍁🍃🍂🍁🍃
📚ترجمه ی علل الشرایع،ص229
💠 @RoozieHalal 💠
#احکام_خمس
باغ پدری از طریق بخشش یا ارث به پسرش منتقل شده است، آن باغ هنگام هدیه یا انتقال به او بابت ارث، قیمت زیادی نداشت، ولی در حال حاضر قیمت آن هنگام فروش با قیمت قبلی آن تفاوت زیادی کرده است، آیا به آن مقدار زیادی که بر اثر افزایش قیمت حاصل شده، خمس تعلّق میگیرد؟
ج: ارث و هبه و پول فروش آنها خمس ندارد، هرچند قيمت آنها افزايش يافته باشد، مگر اينکه نگهدارى آن به قصد تجارت و زياد شدن قيمت باشد؛ که در اين صورت، پس از فروش بنا بر احتياط واجب بايد خمس ارزش افزوده آن پرداخت شود.
💠 @RoozieHalal 💠
✅با این سه ذکر با خدا صحبت کنید
✍️مرحوم حاج اسماعیل دولابی:
➊ همین که گردی بر دلتان پیدا میشود،
↞یک سبحان الله بگویید، آن گرد کنار
میرود.
➋ هر جا هم فیضی و نعمتی به شما رسید،
↞الحمدلله بگویید، چون شکرش را به جا
آوردی گرد نمیگیرد.
➌ هر وقت خطایی انجام دادید،
↞استغفرالله چارہ است.
💠با این سه ذکر با خدا صحبت ڪنید.
صحبت کردن با خدا غم و حزن را از بین میبرد
💠 @RoozieHalal 💠
🔔 از دنيا به حدّ كفاف بطلب
❇️ حديث
✍🏻 امام زين العابدين (عليه السلام) مى فرمايد:
«پيغمبر اکرم در بيابانى از کنار ساربانى که مشغول چراى شترهايش بود گذشت از او مقدارى آب (يا شير) خواست.
آن مرد که مى خواست طفره برود گفت:
آنچه در پستانهاى اين شترهاست صبحانه قبيله است، و آنچه در ظرفهاست شام قبيله!
⚜️پيغمبر فرمود :
خداوندا ، مال و فرزندانش را افزون کن❗️
🔹از آنجا گذشت و به چوپانى رسيد همين درخواست را از او کرد،
چوپان آنچه در پستان گوسفندان بود دوشيد، و آنچه در ظرف داشت نيز بر آن ريخت (و با خوشحالى) خدمت رسول الله فرستاد و گوسفندى هم به عنوان هديه بر آن افزود و عرضه داشت:
اين چيزى است که نزد ما حاضر بود و اگر دوست داشته باشى باز بر آن بيفزايم؟!
⚜️ پيغمبر در حق او دعا کرد و عرضه داشت:
«اَلْلهُم ارْزُقْه الْکَفاف!»
خداوندا ، به اندازه کفايت به او روزى ده❗️
🔹بعضى از ياران عرض کردند:
اى رسول خدا!
آن کس را که دست رد بر سينه تو گذاشت و بخل کرد مشمول دعايى ساختى که همه ما به آن علاقه داريم، و به آن کس که سخاوتمندانه نياز شما را برآورد، دعايى کرديد که همه ما از آن کراهت داريم!
⚜️پيغمبر (صل الله علیه وآله) در پاسخ آنها اين جمله بسيار پرمعنى را فرمود:
✨«اِنّ مَا قَل و کَفَى خَيْر مِمّا اَکْثَر و أَلْهى; اَللّهُم ارْزُق مُحَمَّدا وَ آل مُحَمَّد الْکَفاف»✨
💠 «مقدار کم که براى زندگى انسان کافى باشد بهتر است از مقدار زيادى که انسان را از خدا غافل کند، خداوندا محمد و آل محمد را به اندازه کفايت روزى بده»❗️
📚 شرح نهج البلاغه، علاّمه خويى، جلد 4، صفحه 249
💠 @RoozieHalal 💠
.
آیا فروش و هدیه کردن شراب یا گوشت خوک و یا هر چیزی که خوردن آن حرام است به کسی که آن را حلال می داند، صحیح است؟
ج: فروش و هديه کردن چيزى که خوردن يا آشاميدن آن حرام است، اگر به قصد خوردن و آشاميدن باشد و يا انسان بداند که خريدار آن را براى خوردن و آشاميدن مصرف مىکند جايز نيست، هرچند خريدار خوردن آن را حلال بداند.
#احکام_معاملات
#استفتاءآت_مقام_معظم_رهبری
💠 @RoozieHalal 💠
🌱حکایت بهلول
روزي بهلول از راهی می گذشت. مردي را دید که غریب وار و سر به گریبان ناله می کند.
بهلول به نزد او رفت سلام نمود و سپس گفت :
آیا به تو ظلمی شده که چنین دلگیر و نالان هستی.
آن مرد گفت :
من مردي غریب و سیاحت پیشه ام و چون به این شهر رسیدم، قصد حمام و چند روزي استراحت نمودم و چون مقداري پول و جواهرات داشتم از بیم سارقین آنها را به دکان عطاري به امانت سپردم و پس از چند روز که مطالبه آن امانت را از شخص عطار نمودم به من ناسزا گفت و مرا فردي دیوانه خطاب نمود.
بهلول گفت:
غم مخور . من امانت تو را به آسانی از آن مرد عطار پس خواهم گرفت.
آنگاه نشانی آن عطار را سوال نمود و چون او را شناخت به آن مرد غریب گفت من فردا فلان ساعت نزد آن عطار هستم تو در همان ساعت که معین می کنم به دکان آن مرد بیا و با من ابداً تکلم نکن.
اما به عطار بگو امانت مرا بده.
آن مرد قبول نمود و برفت.
بهلول فوري نزد آن عطار شتافت و به او گفت:
من خیال مسافرت به شهر هاي خراسان را دارم و چون مقداري جواهرات که قیمت آنها معادل 30 هزار دینار طلا می شود دارم، می خواهم نزد تو به امانت بگذارم تا چنانچه به سلامت بازگردم آن جواهرات را بفروشم و از قیمت آنها مسجدي بسازم.
عطار از سخن او خوشحال شد و گفت :
به دیده منت .
چه وقت امانت را می آوري ؟
بهلول گفت:
فردا فلان ساعت و بعد به خرابه رفت و کیسه اي چرمی بساخت و مقداري خورده آهنی و شیشه در آن جاي داد و سر آن را محکم بدوخت و در همان ساعت معین به دکان عطار برد.
مرد عطـار از دیدن کیسه که تصور می نمود در آن جواهرات است بسیار خوشحال شد و در همان وقت آن مردغریب آمد و مطالبه امانت خود را نمود.
آن مرد عطار فوراً شاگرد خود را صدا بزد و گفت :
کیسه امانت این شخص در انبار است. فوري بیاور و به این مرد بده .
شاگرد فوري امانت را آورد و به آن مرد داد و آن شخص امانت خود را گرفت و برفت و دعاي خیر براي بهلول نمود.
💠 @RoozieHalal 💠