3.46M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پرویز امینی از میزان تحمل رییس مجلس از انتقادات نسبت به او می گوید:
وقتی به رئیس مجلس انتقاد میکنید، انگار به خدا انتقاد کردهاید!
🌐 Roshangari.ir
🆘 @Roshangari_ir
2.18M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 فیلم لحظات قبل از #اعدام حمیدرضا #باقری_درمنی
❌ حمیدرضا باقریدرمنی مفسد بزرگ اقتصادی صبح امروز به دار مجازات آویخته شد.
🌐 Roshangari.ir
🆘 @Roshangari_ir
1.29M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 اتفاقی جالب در حاشیه #رزمایش_سپاه
🔺یکی از فرماندهان نیروی زمینی سپاه، متوجه میشود در یکی از روستاهای نزدیک منطقه رزمایش، #عروسی برپاست ..!☝️
#روستای_سلخ
🌐 Roshangari.ir
🆘 @Roshangari_ir
⛔️دادگاهی در پاریس شرکت نفت و گاز توتال را بهدلیل پرداخت رشوه به مقامات ایرانی در سال ۱۹۹۷ (۱۳۷۶) با هدف کسب قراردادهای نفت و گاز در ایران به پرداخت ۵۷۳ هزار دلار محکوم کرد.
🔻توتال متهم شده 60 میلیون دلار رشوه تحت پوشش قرارداد مشاوره پرداخت کرده تا قرارداد توسعه میدان گازی پارس جنوبی در ایران را بدست آورد.
🔺بیبیسی فارسی و سایر خبرگزاریهای خارجی ادعا کردن که این مقام ایرانی مهدی هاشمی پسر مرحوم هاشمی رفسنجانی بوده
🌐 Roshangari.ir
🆘 @Roshangari_ir
1.48M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بیادبی ولی ملکی نماینده مردم مشگین در برخورد با یک شهروند:
من دکتر ملکی هستم نه آقای ملکی؛ بشین سرجات!!
فیلمهای بی ادبی و گستاخی نمایندههای مجلس باید منتشر بشه تا در دور بعد صلاحیتشون توسط شورای نگهبان رد بشه
🌐 Roshangari.ir
🆘 @Roshangari_ir
3.38M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اینجا نه اروپاست، نه بلژیک و سوئد!
همین تهران، بالای کوه کلکچال، کنار مزار شهدا!
خوراکی ها را چیدهاند تا هر کسی که خواست بردارد، و پولش را هم در جعبه کنار خوراکیها بگذارد.
حتی اگر پول هم نیاز داشت میتواند از آن جعبه بردارد.
در این دشواریها هم خوبی هست، اگر بخواهیم که ببینیم.
🌐 Roshangari.ir
🆘 @Roshangari_ir
1.38M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از قدیم می گفتن دروغگو رسوا می شه ، باورم نمی شد تا اینکه دولت روحانی رو دیدم
دست به دست کنید هم خودش ببینه هم مردمی که فریب خوردند #تجربه_فریب
امام علی علیه السلام : دروغگويى عيبى رسوا كننده است!
🌐 Roshangari.ir
🆘 @Roshangari_ir
2.28M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📌حماسه ای دیگر از یک نماینده مجلس!
📌عقب مانده خواندن مراجعه کننده توسط نماینده #ایذه، دکتر #خادمی..
🌐 Roshangari.ir
🆘 @Roshangari_ir
❌ خاطرهای تکان دهنده از جشن تکلیف دختر ۹ ساله !
👇👇
🍃 در سال 1362 قرار شد برای ما، در مدرسه جشن تکلیف بگیرند. مدیر خوب مدرسه ما که خودش علاقه زیادی به بچهها داشت و تنها معلمي بود كه سر وقت در مدرسه با بچهها نماز مي خواند، به کلاس ما آمد و گفت: «بچهها برای دوشنبهي هفتهي آینده جشن تکلیف داریم؛ وسائل جشن تكليف خودتان را آماده کنید و به همراه مادران خود به مدرسه بیاورید.»
🍃 من همان جا غصهدار شدم چون در خانه ما به اين چيزها بها داده نميشد و خبري از نماز نبود.
🍃 روزهای بعد، بچهها یکییکی وسایل خودشان را شاد و خرم با مادرانشان به مدرسه ميآوردند.
مدیر مدرسه مرا خواست و گفت: «چرا وسایل خود را نیاورده ای؟» من گریهکنان از دفتر بیرون آمدم.
🍃 فردا مدیر مرا به دفتر برد و گفت: «دخترم! این چادر نماز و سجاده و عطر را مادرت برای تو آورده.»
ولی من میدانستم در خانه ما از این کارها خبری نیست.
🍃 بالأخره روز جشن تکلیف فرا رسید و حاج آقای بسیار خوشکلامی برای ما سخنرانی کرد و گفت: «بچهها به خانه که رفتید در اولین نمازتان در خانه، از خداي خود هر چه بخواهید خداي مهربان به شما میدهد.
آن روز خیلی به ما خوش گذشت.
🍃 به خانه آمدم شب هنگام نماز مغرب، سجادهام را پهن کردم تا نماز بخوانم، مادرم نگاهي به سجاده كرد و با حالتي خاص اصلاً به من توجهی نکرد.
🍃 من كه تازه به سن تكليف رسيده بودم انتظار داشتم مورد توجه قرار گيرم كه اينگونه نشد.
اما وقتی پدرم به خانه آمد و سجاده و چادر نماز من را ديد، عصبانی شد، سجاده مرا به گوشهای انداخت و گفت: برو سر درسات، این کارها یعنی چه؟!
🍃 بغضم ترکید و از چشمانم اشک جاری شد و با ناراحتی و گریه به اتاقم رفتم. آن شب شام هم نخوردم و در همان حال، خوابم برد.
🍃 اذان صبح از حسینیهای که نزدیک خانه ما بود به گوش میرسید، با شنیدن صدای اذان، دوباره گریهام گرفت، ناگهان صدای درب اتاقم مرا متوجه خود كرد.
🍃 پدر و مادرم هر دو مرا صدا میکردند، درب اتاق را باز کردم دیدم هر دو گریه کردهاند، با نگراني پرسيدم: چه شده؟! كه يكدفعه هر دو مرا در آغوش گرفتند و گفتند دیشب ظاهراً هر دو یک خواب مشترک دیدهایم.!
🍃 خواب ديديم ما را به طرف پرتگاه جهنم میبرند، میگفتند شما در دنیا نماز نخواندهاید و هيچ عمل خيري نداريد و مرتب از نخواندن نماز از ما با عصبانيت سؤال ميكردند و ما هم گریه میکردیم، جیغ میزدیم و هر چه تلاش میکردیم فایدهای نداشت، تا به پرتگاه آتش رسیدیم.
🍃 خیلی وحشت كرده بوديم. ناگهان صدایی به گوشمان رسيد كه گفته شد: «دست نگه دارید، دست نگه داريد، دیشب در خانهی اینها سجاده نماز پهن شده، به حرمت سجاده، دست نگه دارید.»
🍃 آن شب پدر و مادرم توبه کردند و به مدت چند سال قضای نمازها و روزههای خود را بجا آوردند و در يك فضای معنوی خاصی فرو رفتند و خداوند هم آنها را مورد عنايت قرار داد.
این روند ادامه داشت، تا در سال 74 هر دو به مکه رفتند و بعد از برگشت از حج تمتع، در فاصله چهل روز هر دو از دنیا رفتند و عاقبت به خیر شدند.
🍃 اولین سال که معلم شدم و به كلاس درس رفتم، تلاش كردم تا آن مدیرم که آن سجاده را به من داده بود پیدا کنم. خیلی پرس و جو کردم تا فهمیدم در یک مدرسه، سال آخر خدمت را میگذراند.
🍃 وقتی رفتم و مدرسه را در شهرستان کیار استان چهار محال و بختیاری پیدا کردم، دیدم پارچهای مشکی به دیوار مدرسه نصب شده و درگذشت مدیر خوبم را تسلیت گفتهاند.
🍃 یک هفتهای میشد که به رحمت خدا رفته بود. خدا او را که باعث انقلابی زیبا در زندگی ما شد بیامرزد.
🍃 حال من ماندهام و سجاده آن عزیز که زندگی خانوادگی ما را منقلب کرد. حالا من به تأسي از آن مدير نمونه، مؤمن و متعهد، سالهاست معلم كلاس سوم ابتدايي هستم و در جشن تكليف دانش آموزان، ياد مدير متعهد خود را گرامي ميدارم و هر سال که میگذرد برکت را به واسطهی نماز اول وقت در زندگی خود احساس میکنم.
خواهر کوچک شما ـ التماس دعا
📚 کتاب پر پرواز ص 122
🌐 Roshangari.ir
🆘 @Roshangari_ir