ارسالی آقای امیرعباس شاهسواری
داشتم می نوشتم روایت هامو، یکهو یکی بهم اینو داد
با کراهت گرفتم
بعد که یک گاز زدم دید همبرگر هستش
و اون لحظه بود که چشم هایم گرد شد
نامبرده بقیه اش را یک لقمه کرد و خورد
اینجا نباید فکر چیزی بکنی
برای غذایی صف بایستی
این جا همه چیز روزی ات می شود
ما رو اینجا دنبال کنین⬇️
🆔@Radio_Taalei
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
ارسالی آقای امیرعباس شاهسواری
«آب پاشی به مثابه خدمت»
اینجا تا میاد
گرمت بشه
یکی بهت آب میپاشه، خیست می کنه، خنک بشی
#خادم_آب_پاش
ما رو اینجا دنبال کنین⬇️
🆔@Radio_Taalei
با عرشیان5.mp3
2.69M
✨با عرشیان✨
🔰 راوی همسر شهید
🔶 مهمان دعوت کرده بودیم اما...
شهید سید علی حسینی
از کتاب ۳۶۵ روز ۳۶۵ شهید
#باشهدا
#شهید
ما رو اینجا دنبال کنین⬇️
🆔@Radio_Taalei
کربلایینریمان_پناهی_مرهم_واسه_چشم_ترم_میخوام_.mp3
9.5M
🥀شبجمعه است یادت نکنم میمیرم🥀
تنظیم #استودیویی
«مرهم واسه چشم ترم میخوام»
کربلایینریمان #پناهی
▪️ ویژه #اربعین
هفت شهر عشق قسمت بیست و ششم.mp3
2.74M
✨هفت شهر عشق✨
قسمت بیست و ششم
💠 نگاهی نو به حماسه عاشورا
#امامحسین
#کربلا
#محرم
ما رو اینجا دنبال کنین⬇️
🆔@Radio_Taalei
التماس دعا.mp3
2.45M
✨التماس دعا✨
🤲 دلم امروز
التماس دعا می خواهد...
🔷 شاید یکی از شما صدایش به عرش برسد
#دعا
#نیایش
ما رو اینجا دنبال کنین⬇️
🆔@Radio_Taalei
🔸روایتگر پیاده روی اربعین باشید🔸
📻 رادیو تعالی افتخار دارد تا در ایام پیاده روی اربعین روایت های متنی، صوتی و تصویری با کیفیت شما رو که برای ادمین کانال به آیدی زیر میفرستین، با نام خودتون تو کانال بارگزاری کنه
@admin_radio_taalei
ما رو اینجا دنبال کنین⬇️
🆔@Radio_Taalei
ارسالی آقای امیرعباس شاهسواری؛
خیلی گرم بود
داشت حالم خراب میشد
چند کیلومتر که رفتم
رفتم لب جاده ماشین بگیرم
ماشین ایست نمی کرد
کنار جاده راه می رفتم که اگر ماشینی بیاد وایسته
که یکهو یک آقایی داد زد بیا اینور
گفتم میخوام ماشین بگیرم
گفت میگم بیا اینور
خجالت نمی کشی
من که مونده بودم، چی داره می گه،
گفت: می خوای امام حسین رو دور بزنی( مشهدی بود )
گفتم نه
گفت پس بیا پیاده بریم.
الان میری پیش رفیقات می گی من پیاده رفتم، بیا حداقل یکم پیاده راه بیا روت بشه به رفیقات بگی ،بیا
بیا امام حسین رو دور نزن
اونقدر محکم می گفت که فکر کردم نمایندگی امام حسین ع در پیاده رویه
گفتم چشم
از خر شیطون پیاده شدم و با او همراه شدم
راننده تاکسی بود
خیلی باحال بود .
گفتم چند سالته گفت :صدای کلنگ کلنگ گورم داره میاد ۵۰ سالمه
گفت ماشینم خراب بود پول نداشتم و کلی مشکل دیگه، فقط از امام حسین خواستم که بیام .خدا رو شکر ماشین درست شد، پول دستم اومد و همه مشکلاتم حل شد ...
ساعت ۶عصر حرکت کردم از مشهد،۶ عصر مهران بودم ...یک کله روندم، یک نفری به عشق امام حسین ع ...
#آدم_های_عجیب
#روایت_اربعین
ما رو اینجا دنبال کنین⬇️
🆔@Radio_Taalei