⁻ᴿᵘᵇʸ's HoUsE
ᯓ#Challenge این پیام رو فور کنید و جواب بدید؛ آخرین عکس تو گوشیت کسیه که کشتی، آخرین پیامی که تو ا
- سم وینچسترو کشتم ( میرم پناهگاه الان دین میکشه منو 😂 )
- بهش گفتم مرسی؟! ( با قلب... )
- آهنگ sunsetz ( چه مرگ آرومی... )
- با ظرف شیشه ای کشتمش
⁻ᴿᵘᵇʸ's HoUsE
چـالش ²² روزه؛ اگه شمام دوست داشتین توی چنلاتون فور بدین و انجامش بدین🌀☁️ «خرت و پرتام» روز¹←یک فیلم
روز ⁴
کتاب بیمار خاموش
یادمه سوار تاکسی شده بودم و رادیو داشت در مورد این کتاب صحبت میکرد و توجهمو جلب کرد:
آلیسیا و گابریل یه زن و شوهر کاملا خوشبخت و عادی بودن، تا اینکه یه روز آلیسیا میاد خونه و پنج بار به صورت همسرش شلیک میکنه. و بعدش که دستگیر میشه، دیگه هیچ حرفی نمیزنه و ساکت میشه.
در این بین، تئو فیبر رواندرمانگری هست که سعی میکنه با آلیسیا که توی تیمارستان بستری شده ارتباط بگیره و کاری کنه آلیسیا دوباره حرف بزنه و بگه چه اتفاقی افتاده.
اما مشخصا کتابای جنایی یه سورپرایز بزرگ دارن.
این کتاب لحن آرومی داره، همزمان با تئو داستان رو پیش میبریم و درگیر این میشیم که پازل ها چی بوده، چرا آلیسیا دست به قتل زده.
همینطوری که غرق خوندن بودم، اصلا فکر نمیکردم یهو راز داستان به این زیرکی برملا بشه. واقعا نویسنده رو بابتش تحسین میکنم.
- فقط دو تا کتاب بود که من نتونستم حدس بزنم مجرم اصلی کیه... یکی سنگ کاغذ قیچی، و بیمار خاموش.