یه هفتمه از ناکجا اباد ظاهر شد گفت نقاشی میکشی زرت دفترو از زیر دستم کشید بعد داشت ورق میزد به یکی از انجین و نائلا رسید و اینجوری نگام کرد که
"Руби Похоронное бюр"
یه هفتمه از ناکجا اباد ظاهر شد گفت نقاشی میکشی زرت دفترو از زیر دستم کشید بعد داشت ورق میزد به یکی ا
چرا حس میکنم اون نقاشیه بودکه انجین نائلو بغلیده بعد میخواد ماچش کن_🚶♀
"Руби Похоронное бюр"
چرا حس میکنم اون نقاشیه بودکه انجین نائلو بغلیده بعد میخواد ماچش کن_🚶♀
درواقع همونی بود که بوثبوثیش کرده بو_