"من از سکوت میترسیدم؛
سکوت دامنهء سخن را میان من و تو به پایان میرساند.
من از دعوا و قهر و دلخوری ناراحت نمیشدم، که وقتی آنها بودند یعنی هنوز علاقه در آیینه داستان ما انعکاس پیدا میکرد.
اما...
وقتی دیگر هیچ کدام از آنها نبودند من میترسیدم؛ چون دیگر قرار نبود خاطره ای در داستان ما رقم بخورد...
و آخر سکوت کار خود را کرد؛
من دیگر تو را دوست نداشتم؛ 🥀"
[اَفکارِ مَن]
Ruby
Reza Sadeghi @RozMusic.comReza Sadeghi - Bishtar Az Eshgh.mp3
زمان:
حجم:
9M
انقد میخوامت به همه میگم، من و این شما همه...!
Ruby
«تمام ثانیه هایی که این جهان از خود گذرانده است، شاهدند؛
شاهد تمام لحظه هایی که غم سُلطه میتلبید و جلو میآمد.هر قدم، بیشتر غمی در مویرگ های قلب ها ته نشین میشد.
در همان روز هایی که خورشید دیگر طلوع نمیکرد؛ همان روز هایی که دیگر عکسی در آلبوم ها ثبت نمیشد و..؛
همان روز ها بود که نور محبتت پرده تاریک زندگیم را شکافت.
همان روز ها بود که دوباره محبت در آیینه زندگیم انعکاس پیدا کرد.
روز هایی که دیگر نگذاشتی، در جنگ دنیا شکست بخورم.
تو همان کسی بودی که باعث شد بتوانم هنوز بازی زندگی را ادامه دهم.
نه برای اینکه خاطراتم با تو فقط نقاب غم داشته باشند؛
که تو جلوه شادی به خاطراتم میدهی؛
در شبی که لبخندت ماندگار است، امیدوارم روزی جز شادی، در چشمانت چیزی نبینم؛
امیدوارم قلبت خالی از تمام دلتنگی های روزگارت باشد؛
و شعر هایی که زندگیت را رقم میزند، عطر مهربانی هایت را داشته باشد؛
و نبض شادی همیشه ضربان قلبت را به صدا در آورد؛
به رسم ادب،
" تولدت مبارک(: "