¹⁴⁰²'⁷'¹⁴
- خنده ی تلخ من از گریه غم انگیز تر است؛
کارم از گریه گذشته است به آن میخندم
-
-
کپی از محتوا ؟! نمیپسندم.
پنجره صحبت با ما:
https://6w9.ir/Harf_9417475
'هرگز نمیتوانست از انتهای وجودش غریبه شدن کسی را که قلبش را لمس کرده بود بپذیرد؛
به همین خاطر اغلب از آدمها فاصله میگرفت؛ آدمهای جدید او را به یاد زخمهای قدیمیاش میانداختند.❤️🩹'
[احمد شاملو]Ruby
«میدونی درد سرد شدن کجاست؟
اینکه در خاطرات بیشتر باهم صمیمی هستین تا حال تون؛
اینکه تعداد روزای گذشته قشنگتون بیشتر از روزای قشنگ الانتون؛
سرد شدن خیلی بدتر از رفتن.
[اَفکارِ مَن] Ruby
«من در این سالها احساساتی را فهمیدم، و در خود حمل میکنم که توان بیانشان را ندارم.
ذهنیتی نسبت به مفاهیم و پدیدهها در من است که نمیتوانم همهاش را بگویم و بنویسم. من برای بیان حس و درکم نسبت به پیرامون کلمه کم میآورم»
[فروغ فرخزاد]Ruby
؛ 🔗
«در خلوت روشن با تو گریستهام؛ برای خاطر زندگان...
و در گورستان تاریک با تو خواندهام؛ زیبا ترین سرود ها را؛
زیرا که مردگان این سال، عاشق ترین زندگان بودهاند. . . . 💔»
[احمد شاملو]Ruby