هدایت شده از -دَرخودگُم!
- از قوی بودن خستهام ؛ نیاز دارم کسی دستان ِلرزانم را بگیرد و بگوید من کنارت هستم نترس ؛ دستانت را محکم میگیرم تا از این ورطه به سلامت عبور کنی .
نیاز دارم مثل بچهای کوچک و معصوم، پناه ببرم به کسی .
[]🍂[]
«آنقدر زخم ها به سرعت و پیاپی از راه می رسند؛ که فرصتی برای التیام و بهبود آنها به دست نمیآورم. شاید هم بعضی زخم ها برای التیام نداشتن، به وجود آمدهاند. انگار زخم های من، از همین نوع است. شوقی برای تمام کردن و رسیدن نمانده و چندوقتی هست که همه چیز در من ناتمام میماند. . 🚶♀»
[امیرمحمد عبداللهی]
Ruby