eitaa logo
𝙍𝙪𝙗𝙮
449 دنبال‌کننده
206 عکس
35 ویدیو
0 فایل
¹⁴⁰²'⁷'¹⁴ - خنده ی تلخ من از گریه غم انگیز تر است؛ کارم از گریه گذشته است به آن میخندم - - کپی از محتوا ؟! نمی‌پسندم. پنجره صحبت با ما: https://6w9.ir/Harf_9417475
مشاهده در ایتا
دانلود
بعضی اوقات حس عذاب وجدان زیاد بغض گلومو میشکنه... عذاب وجدان بخاطر کارایی که خودم مقصرش بودم. Ruby
"پاییز اما چیزی نیست جز خلوتی برای تعمق؛ در آنچه از عمرمان فرو افتاد . . ." [محمود درويش] Ruby
«گفتم: می‌دانی بدترین درد دنیا چیست؟ گفت: نرسیدن؟ گفتم: دیر رسیدن... تو یک‌بار اگر دیر رسیده باشی؛ و خیره مانده باشی به دیوارهای خالی یک خانه؛ قدرِ هرگز نرسیدن را می‌دانی تو اگر یک‌بار به‌جای کسی؛ به جای خالی‌اش رسیده باشی می‌فهمی که دردهای بدتری از نرسیدن وجود دارند👩‍🦯 باور کن. این حرف‌ها را از خودم درنیاورده‌ام. یک‌بار که دیر برسی؛ دیگر هیچ‌گاه قدم تند نخواهی کرد. هیچ رسیدنی دیگر ارزش نخواهد داشت. خواهی ایستاد بر کران جاده‌ها و تماشا خواهی کرد آمدن‌ها و رفتن‌ها را؛ بی‌ آنکه احساسی در تو برانگیخته شود.... و معنی این را کسی مثل شاملو خوب فهمید که گفت.... "زود آشنای دیر یافته!"» ... 🫀 [اَفکارِ مَن] Ruby
عشـــق . . . ‌آن‌بغضِ‌عجیبی‌ست‌که‌ازدوری‌یار؛ نیمه‌شب‌بینِ‌گلومانده‌وجان‌میگیرد..! [فهیمه‌تقدیری]
_ کجـٰارواست‌کِ ازدستِ‌دوست‌هم‌بِکشد؟ دل‌ـی‌کِ این‌همه‌ازدستِ‌روزگـٰارکشیده است🥀؟ [شهریار] Ruby
"مراقب من باش! از من فقط تو مانده‌ای ... :)" [افشین صالحی] Ruby
که‌ گفته‌ است‌ نشان رضایت‌ ست‌ سکوت؟! سکوت؛ حوصله ی قلب‌ های ویرانست'! 👩‍🦯 [شهریار] Ruby
گفتنی‌نیست‌ولی ؛ بی‌تــوکمـٰاکـٰان‌درمن ، نفسی‌هست ، دلی‌هست‌ولی‌جـٰانی‌نیست ..!🍂 Ruby
هدایت شده از 𝙍𝙪𝙗𝙮
اشک‌ها را پشت لبخندی‌ مخفی‌ می‌کنیم که خیلی درد می‌کند... و هیچکس نمی‌فهمد ما را درد همین‌نفهمیدن ها می‌کشد؛ نه زخم ها :) 👩‍🦯 [ احمد شاملو] Ruby
«آنقدر دوستت دارم که خودم هم نمی‌دانم چقدر دوستت دارم؛ هربار که می‌پرسی چقدر؟ با خودم فکر می‌کنم دریا چطور حساب موج‌هایش را نگه دارد» 🫀:) [نزار قبانی] Ruby
Haamim ~ Music-Fa.ComHamim - Raze Shab (320).mp3
زمان: حجم: 3.4M
تورو قد چشام دوست دارم... نه، اشتباه شد قد چشام دوست داشتم؛ اما خودت نخواستی! Ruby
"اگر‌ نویسندگان نباشند کلمات تنها اشکالی بهم ریخته اند؛ ما زندگی را سطر به سطر مدیون انسان هایی هستیم که با جوهر وجودشان، این تاریخ را با غم هایش و رنج هایش نوشتند.. به راستی چه زیباست؛ اندیشه ای که در مقابل قلم زانو زد و واژه هایی که به خدمت بیان حق در آمدند. روز نویسنده، بهانه کوچکی است برای گرامی داشت از کسانی که با قلم جادویی شان ، ما را در واژگان غرق کردند. نویسندگانی که بیشتر عمر خود را به تنهایی سپری کردند. نوشتن می‌تواند دشوار باشد و ممکن است، دلیلش تمام درد ها و غم هاییست که نویسندگان تجربه می‌کنند. درک کردن و در مفاهیم غرق شدن؛ در رنج زندگی کردن؛ عاشقی کردن با درد؛ خو گرفتن با درد؛ درد جامعه؛ درد فرهنگ؛ درد فساد . . نوشتن دردناک است. یک دردناک دوست داشتنی. نوشتن یک لذت غمگین است؛ نوشتن یک هنجار شکنی جسورانه است و تو پنهانی از عشق مینویسی و می‌خوانی. با عشق لبخند در صورتت می دمد و اشک از چشمانت می بارد و فکر میکنی؛ شاید عشق همان ناجی بزرگ باشد که مارا نجات می‌دهد 🌱 نوشتن؛ دردناک دوست داشتنی است که زنده مان نگه می‌دارد. باید عاشق باشی تا بتوانی به کلمات روح ببخشی.. نویسندگی یک شغل نیست؛ یک هنر است! دوست دارم چیزی بنویسم، اما وقتی تمام جملاتی که به ذهنم خطور میکنند به رنج ختم میشود؛ وقتی باید درد را قلم بزنم، بهتر است بگویم «روز نوشتن بر تمام نویسندگانی که مزه عشق را چشیدند و با قلمشان، چند ورق زیبایی به کتاب تلخ زندگی بخشیدند، مبارک :) "» [اَفکارِ مَن] Ruby