¹⁴⁰²'⁷'¹⁴
- خنده ی تلخ من از گریه غم انگیز تر است؛
کارم از گریه گذشته است به آن میخندم
-
-
کپی از محتوا ؟! نمیپسندم.
پنجره صحبت با ما:
https://6w9.ir/Harf_9417475
«چیزهایی هستند که هرگز نمیتوانیم به دست فراموشی بسپاریم؛
و خاطراتی هستند، که هرگز نمیتوانیم
محوشان کنیم.
اینها همیشه مثل یک سنگ آسیاب
روی سینهمان سنگینی میکنند... 🥀
[اَفکارِ مَن]Ruby
- از اشک بدم نمیاد، ولی از بغض خیلی بدم میاد. .
اشک، آرامش بعد دردِ
اما بغض خود درد
خود همهء حرفای نگفته.
خود تموم غصه هایی که هيچيکی نفهمید.
خود حس تنگی نفس، اشک، غم
خود حسی که همیشه و همه حال به سراغم میاد. . .
[اَفکارِ مَن]Ruby
"نمیگفت حرف بزنیم؛
میگفت بنویسیم. . .
در نظرم، خیلی زیبا بود اینطور گفتنش.
خواستم بگویم من هنوز هم مینویسم؛
انقدر بدون تو نوشتم، که نویسنده شدم. . . "
[اَفکارِ مَن]Ruby
"غمخوار من به خانه غمها خوشآمدی؛
با من، به جمع مردم تنها خوشآمدی. . .
بین جماعتی که مرا سنگ میزنند؛
میبینمت برای تماشا خوشآمدی. . . ❤️🩹"
[فاضل نظری]Ruby