eitaa logo
دانلود
هدایت شده از ریشه در خاک؛
از امشب می‌خوام تو طول نوروز هر شب یک فیلم ببینم. شب اول | دهلیز
هدایت شده از ریشه در خاک؛
شب دوم | سنتوری
این دوتا هردوتاشون فیلم‌های قشنگی بودن، تو رو شاید درگیر اتفاقات بکنن ولی اونقدرا هم طبق سلیقه من نبود، شاید اونطور که باید نچسبید، و خب سنتوری رو بیشتر از دهلیز دوست داشتم.
هدایت شده از ریشه در خاک؛
شب چهارم | ماهی و گربه
صندوق‌پستی‌زنگ‌زده.
شب چهارم | ماهی و گربه
این فیلم با وجود اینکه خیلی کش میومد ولی تو بعضی از صحنه‌ها تو رو گیر می‌نداخت، حقیقتا خیلی جاها هی می‌خواستم بزنم جلو، انگار یک سری چیزها بی مورد بود و انگار داستان خیلی یک نواخت داشت پیش می‌رفت و بعضی جاها واقعا حوصله سر بر می‌شد ولی همون‌طور که گفتم بعضی جاها یک دفعه تو رو به داستان بر می‌گردوند و مجابت می‌کرد که فیلم رو ادامه بدی و خب از اونجایی که خیلی سردر نمیارم تو این حیطه فکر می‌کنم یک سبک خاصی از فیلم سازی باشه چون نوع فیلمبردای متفاوتی هم داشت.
هدایت شده از ریشه در خاک؛
شب پنجم | فروشنده
هدایت شده از ریشه در خاک؛
شب هفتم | زندگی با چشمان بسته
هدایت شده از ریشه در خاک؛
شب یازدهم | بی همه چیز.
این سه تا فیلم هم تقریبا میشه گفت موضوعی شبیه به هم داشتن با وجود اینکه خیلی تفاوت بینشون بود، همه شون روی موضوع زن و اینکه چطور می‌تونه اینطور قربانی چیزی بشه که دست خودش نبوده، اینقدر راحت قضاوت بشه و همون قضاوت ها خودش و همه چیز رو نابود کنه، برای خودم به شخصه بی همه چیز من رو بیشتر جذب داستان کرد و قشنگ با داستانش رفتم و اومدم ولی خب از لحاظ محتوایی طبیعتا فروشنده و زندگی با چشمان بسته چیزهای بیشتری برای ارائه داشتن.
هدایت شده از ریشه در خاک؛
شب سوم | ماجرای نیمروز
هدایت شده از ریشه در خاک؛
شب هشتم | ملبورن
هدایت شده از ریشه در خاک؛
شب دهم | لیلا