eitaa logo
سلسبیل | SALSABIL
2.9هزار دنبال‌کننده
12 عکس
1 ویدیو
0 فایل
سلسبیل؛ ✅پنجره‌ای برای تحلیل شناختی مسائل دین و دنیای انسان امروز ✅بستری برای رهنمودهای زیست مؤمنانه ✅راهی برای رسیدن به نور #علوم_شناختی #سلسبیل 🧑‍💻پشتیبانی: @Salsabilhub_Admin 🌐سلسبیل هاب را دنبال کنید: WWW.SALSABILHUB.COM
مشاهده در ایتا
دانلود
🔘شهید آوینی: ▪️«در بَلا همواره حکمتی است که بلازدگان از آن غفلت می‌کنند... بَلا فولاد وجود انسان را آبدیده می‌کند و صفات فطری و شئون ذاتی او را به فعلیت می‌رساند. پس همچنان‌که جنگ تحمیلی ما را پرورش داد و زیباترین و باشکوه‌ترین صفات فطری انسان را ظاهر کرد، تهاجم فرهنگی دشمن نیز چه از طریق ویدئو و چه از طریق ماهواره، ما را علی‌رغم این واقعیت که قربانی‌های بسیاری از ما خواهد گرفت به تعالی خواهد رساند.» 📓 کتاب رستاخیر جان 📌در ادامه با ما همراه باشید... 🎓سلسبیل | SALSABIL @Salsabilhub
🔲: سرمایه و دارایی من، این است که مانند ترک‌های پشت کوه، صاف و بی‌غل و غش، به حضرت ابوالفضل العباس (علیه السلام) ارادت و ایمان دارم. 📖ز مهر افروخته، ص۲۳۲؛ نقل از علی معجزاتی در خورشید اهل دل، ص۱۲۴ 📌در ادامه با ما همراه باشید... 🎓سلسبیل | SALSABIL @Salsabilhub
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
11.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
▪️ ماجرا از ظهر عاشورا شروع شد 📝حضرت آیت‌الله العظمی شهید خامنه‌ای: اخلاص، موقع‌شناسی، پاشیدن بذر یک حرکت فزاینده‌ی تاریخی، از خصوصیات مهم عاشوراست. ماجرا فقط در ظهر عاشورا تمام نشد؛ در واقع از ظهر عاشورا یک جریانی در تاریخ شروع شد، که همچنان رو به افزایش و گسترش است. بعد از این هم همین خواهد بود... 🏴 «مثْلِي لاَ يُبَايِعُ مِثْلَهُ» 📌در ادامه با ما همراه باشید... 🎓سلسبیل | SALSABIL @Salsabilhub
💢اریکسن و کربلا (1) 🔸این متن، بخشی از نوشته‌ی توماس هایلند اریکسن، انسان‌شناس برجسته‌ی نروژی است. او در اینجا از دریچه‌ی انسان‌شناسی به واقعه‌ی کربلا به عنوان یک اسطوره‌ی زنده و پویا نگاه می‌کند که در طول تاریخ توسط جوامع شیعه برای شکل‌دهی به هویت و کنش‌های خود، بازآفرینی و تفسیر شده است. 🔻ادامه تحلیل و گزارش کتاب در پست بعد تقدیم خواهد شد. 📌در ادامه با ما همراه باشید... 🎓سلسبیل | SALSABIL @Salsabilhub
💢اریکسن و کربلا (۲) 🏛 زمینه: اسطوره از نگاه انسان‌شناسی 🔹اریکسن در این نوشته، به مفهوم اسطوره از منظر عادات و سنت‌ها می‌پردازد و واقعه‌ی کربلا را به عنوان مطالعه‌ی موردی خود انتخاب کرده است. 🔸رویکرد او نشان می‌دهد که اسطوره، روایت‌های ثابتی نیستند، بلکه ابزاری پویا برای درک جهان و توجیه کنش‌های اجتماعی هستند. این نوشته با اشاره به کتاب‌های مرجعی مانند «اسلام شیعی» و «تشيع زنده» نشان می‌دهد که این نگاه، بخشی از یک سنت علمی گسترده‌تر است که به بررسی ابعاد جامعه‌شناختی و آیینی باورهای شیعی می‌پردازد. ⚔️ کربلا: یک اسطوره در حال ساخت مهم‌ترین نکته‌ای که در تحلیل اریکسن و پژوهش‌های مشابه به چشم می‌خورد، فرایند اسطوره‌سازی واقعه‌ی کربلا است. 🔹این نگاه نشان می‌دهد که واقعه‌ی تاریخی کربلا، هرچند یک درگیری کوچک‌تر در بستر تاریخی خود بوده، به مرور زمان به روایتی بنیادین برای هویت شیعه تبدیل شده است . 🔸این دگرگونی، واقعه را از یک رویداد تاریخی صرف، به نبردی کیهانی میان خیر و شر ارتقا داده است. به این ترتیب، شکست تاریخی امام حسین(ع) به پیروزی‌ای ابدی برای مؤمنان تعبیر می‌شود . 🔻ادامه دارد... 📌در ادامه با ما همراه باشید... 🎓سلسبیل | SALSABIL @Salsabilhub
💢اریکسن و کربلا (۳) 🎭 کاربرد: اسطوره به مثابه ابزار کنش اریکسن و دیگر پژوهشگران نشان می‌دهند که این اسطوره، در عمل و برای کنش‌های جمعی بسیار مهم است: 🔸الگوی عاطفی و آیینی: اسطوره‌ی کربلا، آیین‌هایی چون عزاداری محرم را شکل می‌دهد و گریه بر مصیبت امام حسین(ع) را به وظیفه‌ای دینی و مایه‌ی پاک‌کننده‌ی گناهان تبدیل کرده است . زنان نیز با الگوگیری از حضرت زینب(س) به عنوان شاهد واقعه و آغازگر سنت عزاداری، نقشی کلیدی در تداوم این آیین‌ها دارند . 🔹ابزار تفسیر و اعتراض: جالب‌تر اینکه، اسطوره‌ی کربلا در طول تاریخ، دستمایه‌ی تفسیرهای سیاسی و اجتماعی متناقضی بوده است : 🔸در دوران انقلاب اسلامی ایران، روشنفکرانی مانند علی شریعتی، این واقعه را به عنوان الگویی برای مبارزه و اعتراض علیه ظلم بازتعریف کردند و از آن به عنوان سلاح ایدئولوژیک علیه رژیم شاه استفاده کردند . 🔹به بیان دیگر، از نگاه انسان‌شناسانی مانند اریکسن، قدرت اسطوره‌ی کربلا در این است که نه یک روایت کهنه و منجمد، بلکه یک چارچوب معنایی زنده و در دسترس است که هر نسل می‌تواند آن را به زبان حال خود بازخوانی کرده و برای درک و تغییر جهان پیرامونش از آن بهره گیرد. 🎓سلسبیل | SALSABIL @Salsabilhub
💢 شهید چمران: 🔸«من اعتقاد دارم كه خدای بزرگ، انسان را به اندازه‌ درد و رنجی كه در راه خدا تحمل كرده است پاداش می‌دهد، و ارزش هر انسانی به اندازه درد و رنجی است كه در اين راه تحمل كرده است، و می‌بينيم كه مردان خدا بيش از هركس در زندگی خود گرفتار بلا و رنج و درد شده‌اند، علی بزرگ را بنگريد كه خدای درد است، كه گويی بند بند وجودش، با درد و رنج جوش خورده است. 🔹حسين را نظاره كنيد كه در دريایی از درد و شكنجه فرو رفت، كه نظير آن در عالم ديده نشده است، و زينب كبری را ببينيد، كه با درد و رنج انس گرفته است. 🔸درد، دل آدمی را بيدار مي‌كند، روح را صفا می‌دهد، غرور و خودخواهی را نابود می‌كند، نخوت و فراموشی را از بين مي‌برد، انسان را متوجه وجود خود می‌كند. 🔹انسان گاه‌گاهی خود را فراموش مي‌كند، فراموش می‌كند كه بدن دارد، بدنی ضعيف و ناتوان، كه در مقابل عالم و زمان، كوچک و ناچيز و آسيب‌پذير است، فراموش می‌كند كه هميشگی نيست، و چند صباحی بيشتر نمی‌پايد، فراموش می‌كند كه جسم مادی او نمی‌تواند با روح او هم‌پرواز شود، لذا اين انسان احساس ابديت و مطلقيت و قدرت می‌كند، سرمست پيروزی و اوج آمال و آرزوهای دور و دراز خود، بی‌خبر از حقيقت تلخ و واقعيت‌های عينی وجود، به پيش می‌تازد و از هيچ ظلم و ستمی روگردان نمی‌شود. 🔸اما درد آدمی را به خود می‌آورد، حقيقت وجود او را به آدمي می‌فهماند، و ضعف و زوال و ذلت خود را درک می‌كند، و دست از غرور كبريایی برمی‌دارد، و معنی خودخواهی و مصلحت‌طلبی و غرور را مي‌فهمد و آن را توجيه می‌كند.» بازنشر از کانال: مدرسه تولید محتوا 🎓سلسبیل | SALSABIL @Salsabilhub
💢تعزیه؛ کهن‌الگویِ تئاترِ متعهد و نوآوریِ اجتماعیِ شیعه (۱) ✍️دکتر مجتبی رستمی کیا 🔻مقدمه ▫️تعزیه، کهن‌ترین و ماندگارترین هنرِ نمایشیِ آیینیِ ایران، بسیار فراتر از یک مراسمِ مذهبیِ صرف است. این پدیده‌ی منحصربه‌فرد، روایتی از مقاومت، رنج و شهادت را با زبانی هنری چنان درهم‌آمیخته که آن را به نوآوریِ اجتماعیِ شیعی برای نگهداشت و انتقالِ معارفِ نسلی تبدیل کرده است. تعزیه در طول تاریخ، سه نقطه‌عطفِ سرنوشت‌ساز را پشت سر نهاده و در هر دوره، پوسته‌ای تازه بر تن کرده است. 1⃣نقطه‌عطف اول: آل‌بویه و ایلخانیان (تولد آیین) ▪️در این دوران، سوگِ آیینیِ کربلا با بسترِ فرهنگیِ ایرانِ کهن پیوند می‌خورد. آیین‌های عزاداری که ریشه در سنت‌های اساطیریِ «مقاومت در برابر ظلم» (مانند سوگِ سیاوش) داشتند، حالا با واقعه‌ی عاشورا درآمیختند و اولین نشانه‌های یک «شبیه‌خوانی» جمعی را شکل دادند. ▫️تعزیه در این دوره، بیش از آنکه یک «نمایش» باشد، یک «مراسمِ» زنده و پرشور بود که در فضای باز، میان مردم و برای مردم اجرا می‌شد. 2⃣نقطه‌عطف دوم: صفویه (ابزارِ مشروعیت) ▪️با رسمی‌شدنِ مذهبِ تشیع در دوره‌ی صفوی، تعزیه از یک آیینِ مردمی به ابزاریِ راهبردی برای سیاست و هویت‌سازیِ ملی-مذهبی بدل شد. حکومتِ صفوی با حمایت از این آیین، هم مشروعیتِ دینیِ خود را تقویت می‌کرد و هم در برابرِ رقبایِ سنی‌مذهب، مرزِ هویتیِ خود را مستحکم می‌ساخت. تعزیه کمکم جایگاه خود را در ساختارِ قدرت یافت، هرچند هنوز به شکلِ امروزیِ آن (با صحنه و کارگردانی) نرسیده بود. 3⃣نقطه‌عطف سوم: قاجاریه (اوجِ تحول و تولد تئاترِ ملی) ▫️دوره‌ی قاجار، مهم‌ترین و درخشان‌ترین فصلِ زندگیِ تعزیه است. در این دوره، تعزیه با الهام از تئاترِ غربی، دگرگونیِ بنیادینی می‌یابد و از یک آیینِ فضای باز به تئاتریِ نمایشی، سرپوشیده و حرفه‌ای تبدیل می‌شود. ساختارِ تعزیه در این عصر، تمام ارکانِ یک تئاترِ مدرن را پیدا می‌کند: ➖ساختارِ مدیریتی: ظهورِ «بانی» (تهیه‌کننده)، «معین‌البکا» (کارگردان) و «ناظم‌البکا» (دستیارِ کارگردان). ➖ساختارِ تولیدِ محتوا: شکل‌گیری «مقتل‌نویسان» و تدوین «فرد» یا همان نمایش‌نامه‌های منظوم. ➖ساختارِ بازیگریِ تخصصی: تقسیمِ نقش‌ها به «موافق‌خوان» (نقش‌های مثبت)، «مخالف‌خوان» (نقش‌های منفی)، «تخت‌خوان» (نقشِ یزید)، «زینب‌خوان»، «زنانه‌خوان» و «بچه‌خوان» که هرکدام با مهارتی خاص اجرا می‌شدند. 📌در ادامه با ما همراه باشید... 🎓سلسبیل | SALSABIL @Salsabilhub
🔰تعزیه؛ کهن‌الگویِ تئاترِ متعهد و نوآوریِ اجتماعیِ شیعه(۲) ✍️دکتر مجتبی رستمی کیا 🔸عناصرِ بیانی: استفاده از «رجزخوانی» برای منازعاتِ کلامی و «اشتلم‌خوانی» در برابرِ «تحریر» و آوازِ موافقان، تا تضادِ شخصیت‌ها را به کمکِ لحن و موسیقی به تصویر بکشد. 🔹اوجِ این تحول، ساختِ باشکوهِ تکیه‌ی دولت به فرمانِ ناصرالدین‌شاه است. این بنا که با الهام از سالن‌هایِ اپرایِ اروپایی ساخته شد، تعزیه را از کوچه‌ها و میادین به صحنه‌ای سلطنتی برد و آن را به نخستین تئاترِ ملیِ ایران مبدل ساخت که گردشگرانِ خارجی را به شگفتی وا می‌داشت. تعزیه در این عصر، به راستی به صنعتِ مادرِ هنرهایِ نمایشی در ایران بدل شد؛ چراکه موسیقی، آوازخوانی، مداحی، نمایش، سناریو، بازیگردانی، طراحیِ لباس و دکوپاژ را در خود تلفیق کرد. 🔻کارکردِ اجتماعی: نوآوری برای انتقالِ معارف 🔸اما شاید عمیق‌ترین لایه‌ی تعزیه، کارکردِ اجتماعیِ آن باشد. تعزیه، یک «نوآوریِ اجتماعی» برای پاسخ به نیازِ همیشگیِ جامعه‌ی ایرانی به همبستگیِ جمعی و انتقالِ ارزش‌های اخلاقی و دینی به نسلِ بعد بوده است. این انتقالِ معارف، هرگز از طریقِ متنِ خشک، بلکه از راهِ تجربه‌یِ عاطفیِ جمعی رخ می‌داده است. مخاطبِ تعزیه، فقط تماشاگر نبود؛ او با گریه و هم‌نوایی، در متنِ روایتِ رنج و مقاومت قرار می‌گرفت و آن را درون‌سازی می‌کرد. 🔹نمونه‌یِ عینیِ این کارکردِ عمیقِ اجتماعی را می‌توان در روستایِ تیکدرِ کرمان دید، جایی که سنتِ تعزیه‌خوانی با روحیه‌ی ایثار و مقاومتِ مردم پیوندی ناگسستنی یافته است. گفته‌شده بسیاری از شهدای این روستا، یا خود تعزیه‌خوان بوده‌اند و یا عمیقاً از فضایِ آن متأثر شده‌اند. این نشان می‌دهد که تعزیه، تنها یک هنرِ نمایشی نبوده، بلکه کارگاهیِ انسان‌سازی بوده است که ارزش‌هایی چون «مقاومت در برابر ظلم» و «ایستادگیِ تا پایِ جان» را نه در گفتار، که در کردار به نسلِ بعد منتقل می‌کرده است. 🔸با سقوطِ قاجار و روی‌کارآمدنِ رضاشاه، موجِ مدرنیزاسیونِ سکولار، پرده‌ی پایانی بر این دوره‌یِ شکوهمند کشید. تعزیه ممنوع اعلام شد و تکیه‌ی دولت، تخریب شد. با این حال، این آیین هرگز نمرد. تعزیه به روستاها و حسینیه‌ها پناه برد و تا به امروز، با حفظِ اصالتِ خود، همچنان به عنوانِ کهن‌الگویی از هنرِ متعهد و انقلابی در تاریخِ ایران می‌درخشد. تعزیه، روایتی است از این که چگونه یک نیازِ معنوی، با عبور از تاریخ، می‌تواند هنر را خلق کند و یک جامعه را بسازد. 📌در ادامه با ما همراه باشید... 🎓سلسبیل | SALSABIL @Salsabilhub
💢 دگردیسی و ابتذال! (۱) ✍️محمد جواد ابراهیمی 🔸در ادبیات فارسی، ابزاری برای ابراز وضعیت‌های خاص و پیچیده به اسم «ضرب‌المثل» وجود دارد. مَثَلِ «شهر که شلوغ بشه قورباغه هفت‌تیرکش می‌شه» دقیقاً تیر خلاصی به وضع کنونی ماست. البته این قصه به درازای عمر اسلام قدمت دارد؛ 🔹دقیقاً از همان زمان که منادیِ حق و عدالت، ۲۵ سال خانه‌نشین شد و ناکسان و اراذل برای آنکه میل خود را بنشانند جای بزرگ و کوچک را عوض کردند، سنگ بنای هفت‌تیرکشی قورباغه‌ها گذاشته شد. 🔸اسلام از این جهالت‌ها، شتاب‌زدگی‌ها، خودکانون‌پنداری‌ها، خودهمه‌چیزدانی‌ها و هزار «ها»ی دیگر، کم آسیب ندیده است. 🔹روزگاری کرسی خطابه و وعظ از آنِ میثم تمّارها، عمّارها، زُراره‌ها و مجتهدان و فقیهان و دین‌شناسانی بود که به فرمودهٔ حضرت عسکری علیه‌السلام: «فَأَمَّا مَن کانَ مِنَ الفُقَهاءِ صائِناً لِنَفْسِهِ، حافِظاً لِدِینِهِ، مُخالِفاً لِهَواهُ، مُطِیعاً لِأَمْرِ مَوْلاهُ، فَلِلْعَوامِّ أَنْ یُقَلِّدُوهُ»؛ مهذّبانی بودند که پیش از موعظه و بیان، سال‌ها رنج عمل کردن و اشرابِ آن گفته‌ها را ابتدا به جان خود خریده بودند. این چنین بودند که نَفَسشان مؤثر بود و با کاریزمای آنان، امر دین پیش می‌رفت. این چنین افرادی در عصر حیرت، پیشکارِ سلسلهٔ جلیلهٔ نبوت و امامت بودند و هدایت امت به دست آنان سپرده شده بود. 🔸چون حق‌دوست و حق‌طلب بودند، این حق‌جویی، آنان را کانونِ حق‌دوستان و مدافعان حریم حق کرده بود و در طوفان‌های سهمگینِ ناشی از جهل جاهلان و گمراهی و عداوت گمراهان، به‌خوبی امیر حوادث می‌شدند و امت را از اسارت در وادی ضلالت نجات می‌دادند. 🔻ادامه دارد... 🎓سلسبیل | SALSABIL @Salsabilhub
💠دگردیسی و ابتذال! (۲) ✍️محمد جواد ابراهیمی 🔸خط‌کش آنان در مراوده و دوستی، دقیقاً مرام حق‌پسندانه قرآن بود، نه مرام منفعت‌طلبان! و هرگز حتی برای کارهای صحیح از ناصحیحان، ذرّه‌ای مساعده و همراهی نمی‌خواستند؛ بهتر است بگوییم نیازی به آنان نمی‌دیدند (وَمَا كُنتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّينَ عَضُدًا)، چرا که چشمشان به دستان پرقدرتِ یگانه ناصر متعال و عالی‌مقامِ عالم امکان بود. 🔹دل‌هایشان همچون کوه، استوار و ریشه‌دار بود؛ آن‌چنان عنان نفس به دست داشتند که ذرّه‌ای برای مطامع پستِ بزک‌کردهٔ دنیا، از مسیر خود اعراض نکردند و تمام مراقبهٔ آنان جلب رضایت مولایشان بود. 🔸کافی است در این معادله، ذرّه‌ای غفلت وارد شود. غفلت، همچون بیماری فراگیر، از وبا خطرناک‌تر، آن‌چنان دامان انسان را درگیر می‌کند که نتیجه‌اش بر باد رفتن دودمان آدمی خواهد شد. 🔹کسانی که از بدو ورود برای دفاع از کیان حق و حقیقت، برای خاکساری محضر آبروداران این عالم (اهل‌بیت عصمت و طهارت) پا به عرصهٔ تعلیم و تعلّم گذاشته‌اند، با همان چاشنی خطرناکی که چندی پیش مطرح گردید، یعنی «غفلت»، ممکن است به ناگاه شروع به بریدن شاخه‌ای کنند که همگی روی آن نشسته‌اند. قرار بود امیر حوادث بشوند، حالا اسیر حوادث خواهند شد. قرار بود راهبران هدایت در روزگار ظلمت باشند، اکنون همراهی با آنان هر لحظه زنگار قلب آدمی را آن‌چنان افزون می‌کند که چیزی جز تاریکی بر قلب انسان باقی نخواهد داشت. 🔻ادامه دارد... 🎓سلسبیل | SALSABIL @Salsabilhub