eitaa logo
جهاد روشنگری "سمعب"
642 دنبال‌کننده
465 عکس
1.9هزار ویدیو
27 فایل
سلام‌علیکم در این کانال پیام‌های متنی، صوتی و تصویری فرهنگی، سیاسی و اجتماعی تقدیم شما می‌گردد. و من‌الله‌التوفیق ۰۹۲۲۶۷۳۴۲۷۷
مشاهده در ایتا
دانلود
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 وقتی خبرها شفاف به مردم نمی رسد؛ کنش در میدان مهم‌تر از تحلیل می‌شود حجت‌الاسلام /برنامه ثریا شبکه یک/۲۸فروردین ۱۴۰۵ 🔹از مردم در صحنه یک خواهش دارم؛ بر سر متقن‌ها بایستید. تنگه هرمز یکی از آن هاست[باید آن را مطالبه کنید]. 🔸وقتی خبرها روشن و شفاف به مردم نمی‌رسد، کنش میدان بهتر از تحلیل‌ می‌تواند بر میدان تاثیر بگذارد. ☑️ @m_ghanbarian 🇮🇷به جهاد روشنگری "سمعب" بپیوندید.👇 https://eitaa.com/SAMAB1
15.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 حاج منصور ارضی از دلتنگی برای رهبر شهیدمان خواند @Farsna 🇮🇷به جهاد روشنگری "سمعب" بپیوندید.👇 https://eitaa.com/SAMAB1
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥کنایه طنزپرداز آمریکایی به دلیل مضحک هگست برای برکناری وزیر نیروی دریایی مایکل کوئستا: 🔸چطور می‌شود کسی را مسئول ارشد اجرای عملیات محاصره دریایی علیه ایران است را در میانه عملیات عزل کنی؟ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کانال شهید جمهور 👇👇 @shahid_joomhour 🇮🇷به جهاد روشنگری "سمعب" بپیوندید.👇 https://eitaa.com/SAMAB1
امام شهید.mp3
زمان: حجم: 4.8M
🔻امام شهید نوا: حاج احمد موحد شاعر: سیده‌اعظم حسینی تنظیم و تدوين: محمد عسکری ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ • مـــــارِد • رسانهٔ هنری اداره کل حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس و مقاومت استان بوشهر | @mared_bu | 🇮🇷 🇮🇷به جهاد روشنگری "سمعب" بپیوندید.👇 https://eitaa.com/SAMAB1
🔻پلیس‌ها راحت نمی‌توانند ورار کنند و اشک‌شان را با سرآستین‌شان خشک کنند و یک کلام بگویند دلشان تنگ شده است. پلیس‌ها مسلح می‌شوند، داد می‌زنند، دنبال متهم می‌گردند. اما دلتنگی که سلاح سرد نمی‌شناسد مخصوصا اگر برای یک پلیس زن باشد.
🔻او مثل من نبود هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم با یک سرهنگ نیروانتظامی دوست بشوم. پلیس‌ها برایم عین یک ماشین بودند همیشه؛ دقیق و سرد و بی‌عاطفه. به‌واسطهٔ یک پروژه، با هم آشنا شدیم. کوهی از صلابت در عین حفظ لطافت زنانگی‌اش. اگر فراغتی از کار و خلوتی دست می‌داد، از عملیات‌ها و اغتشاش و درگیری‌هایی که تجربه کرده بود برایم تعریف می‌کرد. از این‌که چقدر آدم وحشی و نااهل دیده و از صدفرسخی بوی تعفن‌شان را حس می‌کند. یک بار به شوخی گفتم بعد اتمام پروژه باید کتابتو بنویسم. خندید و با تواضع جواب داد: این همه شهید هست که کتابشون چاپ نشده. من چیکاره‌ام؟ چند روز پیش جلسه‌ای داشتیم و تا برسد کمی طول کشید. دوماهی می‌شد کار خوابیده بود به‌خاطر جنگ و با هم ملاقاتی نداشتیم. خبرش را داشتم که این مدت از خانه‌اش تکان نخورده و چسبیده به پایگاه که مثل نقل و نبات، موشک‌بارانش می‌کردند. داخل اتاق جلسه که شد، خبری از آن آدم بشّاش همیشگی و پرانرژی نبود. مثل آدمی شده بود که بیماری سختی گرفته است. روی صندلی‌اش نشست و اینقدر فضا سنگین شد که مدیرعلمی، بحث کار را بیخیال شد و شروع کرد به احوالپرسی کردن و پرس و جوی ایام جنگ. در کمال ناباوری کلماتش اینبار هیچ رمقی نداشت. یکهو با عصبانیت و انگار پروسهٔ بازجویی‌اش به بن‌بست رسیده باشد گفت: _کی گفته ما پیروز شدیم؟! ما چیو دادیم و چی گرفتیم؟ چرا عرضه نداریم انتقام بگیریم و... تخت‌گاز می‌رفت. همه شوکه شده بودیم سعی کردم سرم را توی کاغذهام کنم که فشار فضا حالم را بد نکند. یکی از فرماندهان قدیمی جنگ که از قضا او هم توی جلسه بود شروع کرد به ایراد استدلال و فکت تاریخی و تحلیل اوضاع... مابقی اعضا هم هر کدام تقابل به‌حقی با او کردند. او اما پس نمی‌رفت. انگار داشت توی آتشی می‌سوخت. نه ما حرف او را می‌فهمیدیم نه او حرف ما را. می‌گفت: وقتی می‌تونن رهبر ما رو مثل آب خوردن بزنن، یعنی دست برتر رو اونا دارن. وقتی نمی‌تونیم انتقام رهبرمون رو بگیریم یعنی شکست خوردیم... و باز با حالت‌ گُر گرفته ادامه داد: _آسمون مال خودشونه. باید پایگاه رو ببینید. نابود شده. اصلا بشه. همه چی نابود بشه. من حاضر بودم کل کشور با خاک یکسان بشه اما رهبرم بمونه. همه شاخ‌مان درآمده بود و اصلا دیگر حرفی برای کسی نمی‌آمد. شک ندارم حتی خودش هم حرف‌هاش را باور نداشت. توی جنگ دوازده روزه یک بار هم اثری از ترس و غم توی چهره‌اش ندیده بودم. حتی می‌گفت دخترش توی این مدت اینقدر عاشق کشور شده که گفته فکر خارج رفتن را برای همیشه از سرم بیرون می‌کنم. حالا نشسته بود و همینطور اشک می‌ریخت. حرف‌هاش چنگ به دلم انداخت. دلم تکان خورد یکهو. وسط جلسه از آن سر میز چشم دوختم بهش و گفتم: _دورت بگردم... درسته... می‌فهمم چی میگی... او فقط همین را می‌خواست. دلتنگ بود. زندگی برایش بدون همان یک نفر مثل دنیای بدون هیچ‌کس‌ شده بود. او مثل من نبود. پلیس‌ها راحت نمی‌توانند ورار کنند و اشک‌شان را با سرآستین‌شان خشک کنند و یک کلام بگویند دلشان تنگ شده است. پلیس‌ها، مسلح می‌شوند، داد می‌زنند، دنبال متهم می‌گردند. اما دلتنگی که سلاح سرد نمی‌شناسد مخصوصا اگر برای یک پلیس زن باشد. آرام شد، استکانش را از توی کیفش درآورد و با دیسیپلین خاص خودش چای ریخت و بدون قند سر کشید. جلسه با یک ساعت تأخیر شروع شد. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ • مـــــارِد • رسانهٔ هنری اداره کل حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس و مقاومت استان بوشهر | @mared_bu | 🇮🇷 🇮🇷به جهاد روشنگری "سمعب" بپیوندید.👇 https://eitaa.com/SAMAB1
23.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 از ماجرای تشرف خدمت امام‌زمان(عج) ؛ تا نامه‌ی جالب شهید به خودش..‌. کلیپی بسیار دیدنی و شنیدنی؛ پیرامون زندگی عارف شهید مصطفی انجم‌افروز از شهدای شهرستان دشتی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌🔺پایگاه اطلاع رسانی بنیاد شهید و امور ایثارگران شهرستان دشتی https://eitaa.com/joinchat/3364553899C2175a8f442 🇮🇷به جهاد روشنگری "سمعب" بپیوندید.👇 https://eitaa.com/SAMAB1
6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📌کلیپ جذاب کاربران فضای مجازی ساخته شده توسط هوش مصنوعی ⚠️ نگذار هالیوود یا روایت‌های غربی تو را فریب بدهند. هیچ قدرتی بالاتر از آمادگی برای خدمت به امام زمان نیست. شیعه پیروز است... چه زنده باشد چه مرده... 🇮🇷 @PW_GHH @EMTEDADEKARBALA 🇮🇷به جهاد روشنگری "سمعب" بپیوندید.👇 https://eitaa.com/SAMAB1
فریب زیبایی چهره‌اش را نخورید؛ او کابوسی از نیروهای رضوان است، ملقب به «شکارچی مرکاوا»؛ کوبنده‌ی جمجمه‌ها، قهرمان نبردها. هر که چهره‌اش را دید، دیگر چیزی جز او ندید… و هر که نامش را شنید، مرگ را در حالی استقبال می‌کرد که به زانو درآمده بود. میان تانک‌ها مثل سایه حرکت می‌کرد و پیش از آن‌که برق نگاهش دیده شود، جان دشمنان را می‌گرفت. او فقط یک رزمنده نبود… زلزله‌ای بود در قالب یک انسان؛ وقتی در میدان نبرد غُرش می‌کرد، مرکاواها فرو می‌ریختند و جمجمه‌ها زیر پایش مثل سنگ‌ریزه پراکنده می‌شدند. 🌷شهید عیسی، ملقب به ابوالفضل عباس موسوی. ‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌🇮🇷به جهاد روشنگری "سمعب" بپیوندید.👇 https://eitaa.com/SAMAB1
7.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✖️یک فعال ایرانی در جریان تجمعی در برلین، به سوی رضا پهلوی سس کچاپ پرتاب کرد. دستت طلا👌 ‌🇮🇷کانال دختران انقلاب را دنبال کنید https://eitaa.com/joinchat/3435003923C863f1fbcfc 🇮🇷به جهاد روشنگری "سمعب" بپیوندید.👇 https://eitaa.com/SAMAB1
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴خضریان، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس: کشورهای عربی بدانند که ناو آمریکایی در طول جنگ فرار می‌کند ولی جمهوری اسلامی و شما اینجا می‌مانید و ما شما را رها نخواهیم کرد ✅ کانال اخبار 20:20👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/1009123330C77a0be6d1a 🇮🇷به جهاد روشنگری "سمعب" بپیوندید.👇 https://eitaa.com/SAMAB1
🔴محسن رضایی: صدای استخوان‌های شکسته شده قدرت آمریکا از خلیج فارس و دریای عمان به گوش جهانیان خواهد رسید ✅ کانال اخبار 20:20👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/1009123330C77a0be6d1a