نیست یک ساعت قرار این جانِ بیآرام را
یا رب آن آرامِ جانِ بیقرارِ من کجاست؟
هدایت شده از پرایوتِ دتری
چشمهایش را بست و گریست
به یاد تمام رویاهایی که مجبور شد
یک شبه آنها را خاک کند..
هدایت شده از پرایوتِ دتری
میشه نفری برای سلامتی دونفر دعا کنید؟
چنتا الهی به رقیه بگید ممنونتون میشم:))
#فورمرامی
نگو سودای آغوش تو را بیرون کنم از سر
کجا سرباز، میل دل بریدن از وطن دارد؟
نه دوری که منتظرت باشم
و نه نزدیک که به آغوشت کشم
نه از آنِ منی که قلبم تسکین گیرد
و نه از تو بینصیبم که فراموشت کنم
تو در میانِ همه چیزی.