ز چه جوهر آفریدی، دل داغدارِ ما را ؟
که هزار لاله پوشد، پس از این مزار ما را
تن ماچرا بسوزی؟ که تو خود گناه کردی
تو که بوسهگاه کردی لب پرشرار ما را
چه کنم جز این که گویم «بنِگر به لطف بنْگر
دل گرمسوز ما را؛ رخ شرمسار ما را» ؟
ز سرشك نم فشاندم، به بنفشه زارِ دوری
که ز بوتهها بچینی، گل انتظار ما را
چو نسیمِ آشنایی، ز کدام سو وزیدی ؟
تو که بی قرار کردی، همه لاله زار ما را
منم آن شکسته سازی، که توأم نمینوازی
چه فغان کنم ز دستی، که گسسته تار ما را
ز کویرِ جان سیمین، نه گل و نه سبزه روید
دل رنگ و بو پسندت، چه کند بهار ما را ؟
- سیمین بهبهانی🩸
عاشق ریاضیم. عاشق «جمله» حل کردن و سر و کله زدن با اعدادم. به ایکس علاقه شدید دارم، چون توی دنبال کردن آدمهای ناشناخته دیگه زبردست شدم. از ریاضی سه پایه تنها مبحثی که منو به خودش خیلی جذب کرد همین جملات عمومی و هندسی بودن. واقعا دوسشون دارم. اونقدری که جدای از روزهایی که ریاضی دارم (توی برنامه)، خودم میشینم و چندتا سوال ازشون حل میکنم.
هدایت شده از - کافهشعر .
. کافهشعر .- بوسهٔچشمها(3).mp3
زمان:
حجم:
12M
از هماناول که دیدَمت فهمیدمکه انحنایِلبانت
چاقویِ بریدنِ سَرَم است حنانهجان ..
« پارتِ دوم »
با نوایِ محمد پیروزمند ، هـیوا
وَ پناه ؛ به قلمِ روحنوازِ آلاء وُ کیانورا ..
میدانم که تو دنیای خودت را داری؛ دنیایی که احتمالا رنگ غالبش آبی است و در گوشهاش، یک پیانو در حال نواختن یک آهنگ روسیِ قدیمی و غمگین اما زیباست. دنیا را تو آنطور میبینی که شاید کمتر کسی ببیند؛ با لنز دوربینت، به دنبال آن لحظهی طلایی در میان غروب میگردی و با نگاهِ هنرمندت، حتی در سکوتِ یک جنگل، از آن "معنایی" پیدا میکنی که صادق هدایت با تمام وجودش جستجو میکرد. امیدوارم در سال جدید زندگیات، هر روز مثل یک تابلوی نقاشیِ بینقص باشد که رنگهایش را خودت انتخاب کردهای.
«تولدت مبارک، ستاره»