⭕️ ⭕️#کارزار |⬅️کارزار بسیار مهم درخواست برای مشاهده اسکن برگه امتحانی و شفافیت در تصحیح
⚠️عدم شفافیت در تصحیح اوراق و تصحیح سلیقهایی یکی از نگرانیهای اصلی تمام دانشآموزان است. این کارزار را حمایت میکنم تا درخواست ما به گوش عزیزان آموزش پرورش برسد.
https://www.karzar.net/328404
بعضی زخمها خون ندارند، تنها کاری که میکنند این است که آدم را آرام آرام از درون خالی میکنند؛ بیآنکه کسی بفهمد. نه دستی برای بستنشان پیدا میشود، نه مرهمی که نامش را بداند. فقط هر روز، ذرهای از شور زندگی را با خود میبرند؛ درست مثل دریایی که موجهایش آنقدر آرام عقب مینشینند که کسی کم شدن آب را نمیبیند.
عجیب است... آدم برای زخمی که خون دارد، فریاد میزند؛ اما برای زخمی که دیده نمیشود، سکوت میکند. آنقدر سکوت میکند تا درد، جزئی از شخصیتش شود. تا لبخند زدن را یاد بگیرد، در حالی که چیزی درونش هر لحظه فرو میریزد. گاهی فکر میکنم بعضی آدمها هیچوقت از یک اتفاق عبور نمیکنند. فقط یاد میگیرند چطور با جنازهی بخشی از وجودشان زندگی کنند. یاد میگیرند برای همه همان آدم سابق باشند، جز برای خودشان.
شاید دردناکترین بخش ماجرا این باشد که هیچوقت نمیفهمی بالاخره خوب شدهای یا فقط به دردت عادت کردهای. و این دو، از دور شبیه هماند؛ آنقدر شبیه که حتی خودت هم گاهی اشتباهشان میگیری.
انسان، مجموعهی زخمهایی باشد که هیچوقت دیده نشدند؛ زخمهایی که به جای آنکه ما را از پا بیندازند، آرامآرام به بخشی از هویتمان تبدیل شدند. آنقدر که دیگر نمیدانیم کدام بخش وجودمان «ما» هستیم و کدام بخش، درد.