میرم صبحونه درست میکنم و میخوریم - تا ششوچهل باید کارامو تموم کنم - بعدش میشینیم پای زبان. امیدوارم بتونم جمعش کنم، جدی خیلی نگرانشم.. فیکلحال ما تلاشمونو میکنیم درحد تلاشمون هم نتیجه میگیریم دیگه، مگه نه؟ (tag q) یلا بای بای.
دست و پاهام یخ زدن. قلبم درد میکنه. امیدوارم امشب سکته نکنم. خیلی خستم. کتاب بازه و کلی لغت مونده..