«میدونی چیه؟ همه فکر میکنن عشق یعنی رسیدن، اما گی دبور میگه عشق این نیست، این توهم ما هست که از جامعه نمایش میاد و جامعه نمایش جامعه جهانی امروزه، فرقی هم نمیکنه که توی جهان سوم زندگی کنی یا لندن و لس آنجلس، در هرصورت تو داخل جامعه نمایشی و افکار و سبک زندگی تو به میزان زیادی از این جامعه نمایش شکل گرفته؛
عشق، اون عشقی که مولانا ازش میگه و شمس به خاطرش شهر به شهرو میگرده و مجنون براش آواره میشه و فرهاد براش زیر آوار میره برای آدمهای امروز مسخرهست،
میدونی چرا؟ چون اونا عادت دارن سریع به دست بیارن، و اصلا عادت دارن به دست بیارن، عشق لزوما نباید به دست بیاد،
لزوما نباید به دست بیاد.»
هدایت شده از دفترِخاطراتیکرَوانی
از والیبال تو این ساعت بدم میاد
چون نمیتونم جیغ بزنم وگرنه مامانم با چاقو میوفته دنبالم
هدایت شده از دفترِخاطراتیکرَوانی
با همین وضعیت احتمالا قراره تا ظهر بخوابم و بعدش که بیدار شدم باید عین خر بخونم
تا جبران بشه و درنهایت ساعت ۱۱ دوباره مسابقه داریم