اما خوشحالم که دارم برای درس تلاش میکنم، دبیر دینی واقعا زحمت کشی دارم دوست ندارم فردا ببینه زحمتاش 'کوبیدن آب در هاون' بود
در اوج سکوت او؛ درونش صدایی
فریاد میزد،
فریاد ِبیصدا .
کسی فریاد او را نمیشِنود، گویی این
آدمها ناشنواتر از همیشه، ویرانهٔ
خانهٔ قلبش را به تماشا نشستهاند.
بیرحمانه قلب او را میشِکنند..
غافل از آنکه روحِ مغمومِ او ، زخمیتر
از همیشه لبخند میزند به رویشان !