eitaa logo
تحلیل و پژوهش جنگ های نوین
3.9هزار دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
1.4هزار ویدیو
57 فایل
مرجع تخصصی آگاهی و ارتقای سواد رسانه‌ای، سواد سایبری و سواد امنیتی 💢 در این کانال جنگ های ترکیبی شناختی وعملیات روانی در ایران،منطقه و محیط بین الملل با زبان ساده توضیح داده میشه 💢اخبار مهم و مرتبط به جنگ های نوین
مشاهده در ایتا
دانلود
We always loved the end of the game.. we are waiting...
روزنامه لوفیگارو: قبل از اوج گرفتن اعتراضات در روز ۱۸ و ۱۹ دی ماه؛ حسن روحانی با اعضای دولت خودش و چند نفر از فرماندهان سپاه و روحانیون قم؛ تشکیل جلسه میدن و برنامه ریزی میکنن تا آیت الله خامنه ای رو از قدرت برکنار کنن که به دلیل مخالفت لاریجانی این برنامه عملی نشد. نکته جالب اینه که پزشکیان اصلا به این جلسه دعوت نشد. بعد از شکست این برنامه حسن روحانی و ظریف چند روز حصر خانگی شدن و چهره های اصلاح طلب هم بازدداشت شدن. به همین دلیله که رهبر ایران بارها گفته این کودتا بود.
8.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️ دل‌هاتون رو قوی کنید، پشتیبان داریم ما ▪️هیچ قدرتی در مقابل ۱۳۰۰ سال یا حسین گفتن، توان مقابله ندارد. آیت الله مستجابی
گفتم ی جا دیدمش😅
🚨 تهدیدات سایبری: ورود رسمی ناتو به «جنگ شناختی» با تسلیحات تشخیص هوش مصنوعی اخیراً پلتفرم پیشگام Reality Defender (شرکت برتر ارزیابی‌شده توسط گارتنر در حوزه تشخیص دیپ‌فیک) رسماً به «پروژه آزمایش جنگ شناختی ناتو» (NATO’s Cognitive Warfare Experimentation) پیوسته است. این رویداد سیگنال مهمی برای سیاست‌گذاران کلان سایبری است: میدان نبرد از زیرساخت‌های شبکه‌ای، به ذهن و ادراک جوامع منتقل شده است. 🧠 ابعاد علمی و فنی این رویداد چیست؟ پلتفرم Reality Defender با ارائه راهکارهای مبتنی بر APIهای پیشرفته (نظیر RealScan و RealAPI)، توانایی تحلیل و تشخیص بلادرنگ (Real-time) محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی اعم از صدا، تصویر و ویدیوهای دیپ‌فیک را داراست. پیوستن این شرکت به آزمایش‌های ناتو به این معناست که بلوک غرب در حال ارتقای سیستم‌های دفاع سایبری خود برای مقابله با «کمپین‌های اطلاعاتی پیچیده» و «سلاح‌های دستکاری ادراک» است. در این رزمایش‌های شناختی، نحوه استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی برای خنثی‌سازی عملیات روانی، کشف جعل عمیق در ارتباطات سازمانی و جلوگیری از فریب سیستم‌های احراز هویت (Fraud Prevention) مورد سنجش قرار می‌گیرد. 🔗منبع خبر: Reality Defender Insights
کتاب‌چه‌ی «راه‌نمای آمادگی در برابر تهدیدهای نظامی».pdf
حجم: 13.8M
📕جزوه محتوایی| کتاب‌چه‌ی راه‌نمای آمادگی در برابر تهدیدهای نظامی با هدف ارتقای آگاهی عمومی و افزایش سطح آمادگی فردی و اجتماعی در شرایط بحران تدوین شده. این اثر که توسط «سازمان پدآفند غیرعامل» تهیه شده، تلاش می‌کند با زبانی روشن و کاربردی، مهم‌ترین اصول، توصیه‌ها و اقدامات لازم برای مواجهه‌ی آگاهانه با تهدیدهای نظامی را در اختیار مخاطبان قرار دهد «مطالعه‌ی این راه‌نما می‌تواند گامی مؤثر در راستای افزایش تاب‌آوری، حفظ آرامش و تصمیم‌گیری صحیح در شرایط حساس باشد و به مخاطب کمک کند تا مسئولانه‌تر از خود، خانواده و جامعه‌ مراقبت کند.»
10.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
۱۲ شب سخنرانی استاد میرباقری، محرم ۱۴۰۴ در ۷ دقیقه. (نقشه راه پیروزی بر دشمن طبق آیات سوره انفال. اگر میخواهید از پیروزی به پیروزی حرکت کنید ، جنگ بدر برای شما نشانه ایست چرا که در بدر آرایش صحنه به نفع مومنین نبود همه چیز بر علیه شان بود. تلقی بعضی شکست مطلقی بود که برگشتی در آن نیست)
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🛑🖤 دهم رمضان، فرا رسیدن سالروز رحلت همسر وفادار پیامبر اکرم(ص) و مادر حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها)، ام المومنین حضرت خدیجه کبری سلام‌الله علیها را تسلیت عرض میکنیم.
أَلَا إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿۶۲﴾ آگاه باشید! یقیناً دوستان خدا نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین می شوند. یونس 62
☘بیانات رهبر انقلاب درباره پیروزی قطعی ملت ایران 🔹اصحاب موسی که ترسو و کم‌یقین بودند به موسی گفتند: الان فرعونیان می‌آیند ما را می‌گیرند؛ پدرمان درآمد! حضرت موسی فرمود: هرگز! هرگز چنین چیزی پیش نخواهد آمد؛ چرا؟ اِنَّ مَعِیَ رَبّی ... خدا با من است 🔹اگر من و شما بتوانیم این را حفظ کنیم، بدانید آمریکا که هیچ، اگر ده برابر قدرت آمریکا هم کسانی در دنیا نیرو داشته باشند، این نیرویی که خدا با او است، بر آنها غلبه خواهد کرد. 🔹خدای متعال ملت ایران را و حقیقت را و حق را، به طور قطع و یقین، پیروز خواهد کرد، ان‌شاءالله.
دفاع پیشدستانه یا عملیات از پیش طراحی‌شده؟ وقتی روایت رسمی با الگوی کنش همخوانی ندارد اسرائیل حمله خود را در چارچوب «دفاع پیشدستانه» توجیه کرده است؛ مفهومی که در ادبیات امنیتی به معنای اقدام برای خنثی‌سازی یک تهدید قریب‌الوقوع تعریف می‌شود. اما سنجش این ادعا نه بر اساس عنوان، بلکه بر اساس الگوی کنش صورت می‌گیرد. وقتی دامنه حملات گسترده است، چندین منطقه را به طور همزمان هدف می‌گیرد، و هم‌زمان عملیات سایبری و جنگ الکترونیک علیه زیرساخت‌های رسانه‌ای و اطلاع‌رسانی فعال می‌شود، این پرسش جدی مطرح می‌شود که آیا با یک واکنش فوری مواجهیم یا با یک سناریوی از پیش طراحی‌شده که اجرای آن به زمان مناسب موکول شده بود. در نظریه‌های نظامی، عملیات پیشدستانه معمولاً ویژگی‌هایی مشخص دارد: تمرکز بر اهداف محدود، سرعت بالا، و اجتناب از گسترش دامنه درگیری. اما آنچه مشاهده شده، نشان از هم‌افزایی میان ضربه سخت و ضربه شناختی دارد. هم‌زمانی حملات فیزیکی با هک و اختلال در خبرگزاری‌ها، بیانگر تلاشی برای مدیریت میدان ادراک است. این الگو بیشتر با مفهوم «جنگ ترکیبی» همخوانی دارد تا یک اقدام محدود بازدارنده. جنگ ترکیبی مستلزم برنامه‌ریزی چندلایه، هماهنگی میان نهادهای مختلف و آماده‌سازی پیشینی است؛ امری که به دشواری می‌توان آن را محصول یک تصمیم لحظه‌ای دانست. اگر فرض برنامه‌ریزی طولانی‌مدت را در نظر بگیریم، آنگاه نقش مذاکرات در این معادله زیر سؤال می‌رود. در چنین چارچوبی، گفت‌وگو نه به عنوان ابزاری برای کاهش تنش، بلکه به عنوان پوشش زمانی برای تکمیل آمادگی‌های عملیاتی تفسیر می‌شود. در ادبیات روابط بین‌الملل، این وضعیت را می‌توان ذیل مفهوم «فریب استراتژیک» تحلیل کرد؛ جایی که یک بازیگر، مسیر دیپلماتیک را فعال نگه می‌دارد تا از غافلگیری در سطح نظامی بهره ببرد. اگر چنین برداشتی تثبیت شود، اعتماد که سنگ‌بنای هر مذاکره‌ای است، به شدت آسیب خواهد دید و بازسازی آن در کوتاه‌مدت ممکن نخواهد بود. در این شرایط، چارچوب پاسخ ایران نیز تغییر می‌کند. مشروعیت دفاع از خود، در حقوق بین‌الملل بر اصل ضرورت و تناسب استوار است. هنگامی که حمله‌ای گسترده و چندبعدی رخ می‌دهد، اصل ضرورت برای پاسخ فعال می‌شود. پرسش اساسی دیگر این نیست که آیا دفاع مشروع است یا خیر، بلکه این است که دامنه و شکل آن چگونه تعریف خواهد شد. اگر برداشت تهران این باشد که با یک سناریوی راهبردی و نه یک اقدام مقطعی مواجه است، پاسخ نیز در همان سطح طراحی خواهد شد. اشاره به عدم رعایت مرزبندی‌های «جنگ دوازده‌روزه» در این چارچوب اهمیت می‌یابد. هر بحران پیشین، مجموعه‌ای از خطوط نانوشته ایجاد می‌کند که به نوعی به مدیریت تشدید تنش کمک می‌کند. شکستن این خطوط، به معنای ورود به فاز جدیدی از تقابل است. در نظریه‌های تشدید، وقتی یکی از بازیگران سقف درگیری را افزایش می‌دهد، بازیگر مقابل برای بازگرداندن بازدارندگی ناچار به افزایش سطح پاسخ می‌شود. این منطق لزوماً احساسی یا واکنشی نیست؛ بلکه محاسبه‌ای است مبتنی بر جلوگیری از تثبیت یک الگوی آسیب‌پذیری. توصیف پاسخ احتمالی به عنوان «انفجاری» در مقابل «پلکانی» نیز از همین منطق ناشی می‌شود. پاسخ پلکانی زمانی معنا دارد که طرفین هنوز به حفظ چارچوب‌های مدیریت بحران پایبند باشند. اما اگر این چارچوب‌ها فرو بریزد، پاسخ قاطع و گسترده می‌تواند به عنوان ابزار بازتعریف قواعد بازی به کار گرفته شود. در این سطح، هدف صرفاً تلافی نیست، بلکه بازسازی بازدارندگی و جلوگیری از تکرار الگوی حمله است. در سطح کلان‌تر، چنین تحولی پیامدهایی فراتر از دو بازیگر مستقیم خواهد داشت. منطقه‌ای که پیش‌تر نیز با تنش‌های ساختاری مواجه بوده، اکنون با افزایش سطح پیش‌بینی‌ناپذیری روبه‌رو می‌شود. وقتی دیپلماسی به ابزاری تاکتیکی تقلیل یابد و جنگ شناختی همزمان با عملیات سخت فعال شود، اعتماد میان بازیگران منطقه‌ای کاهش می‌یابد و احتمال ورود سایر بازیگران به چرخه تنش افزایش پیدا می‌کند. در نهایت، مسئله اصلی نه صرفاً یک حمله، بلکه تغییر پارادایم در نحوه مدیریت بحران است. اگر الگوی کنش نشان دهد که عملیات نظامی از پیش طراحی شده و مذاکرات نقش پوششی داشته‌اند، آنگاه مرحله جدیدی از تقابل آغاز می‌شود؛ مرحله‌ای که در آن قواعد گذشته کارآمدی خود را از دست می‌دهد. در چنین فضایی، پاسخ دیگر محدود به چارچوب‌های پیشین نخواهد بود و منطقه با فازی از تشدید روبه‌رو می‌شود که بازگشت از آن، پیچیده‌تر و پرهزینه‌تر از آغاز آن خواهد بود. سیدحسین نوروزی
وقتی رئیس‌جمهور آمریکا مردم یک کشور مستقل را به شورش دعوت می‌کند سخنان اخیر دونالد ترامپ پیش از حمله امروز، صرفاً یک موضع‌گیری سیاسی نبود؛ یک مداخله آشکار در امور داخلی یک کشور مستقل بود. او به مردم ایران هشدار داد از خانه‌ها بیرون نیایند، به نیروهای نظامی گفت سلاح‌هایشان را زمین بگذارند و حتی وعده داد «هدیه‌ای» به مردم ایران خواهد داد تا حاکمیت را سرنگون کنند. در ادبیات حقوق بین‌الملل، این نوع اظهارات نه توصیه است و نه نصیحت؛ مصداق تحریک به براندازی و نقض اصل بنیادین عدم مداخله در امور داخلی کشورهاست. اصل حاکمیت ملی یکی از ستون‌های نظم بین‌المللی پس از جنگ جهانی دوم است. منشور سازمان ملل به صراحت هرگونه تهدید یا استفاده از زور علیه تمامیت ارضی و استقلال سیاسی کشورها را منع می‌کند. حال وقتی یک سیاستمدار بلندپایه آمریکایی، پیش از یک حمله نظامی، مردم یک کشور را به قیام علیه نظام سیاسی‌شان فرا می‌خواند، این دیگر صرفاً یک موضع تبلیغاتی نیست؛ این هماهنگی سیاسی و نظامی برای اعمال فشار حداکثری است. ترامپ در سخنان خود چنین وانمود می‌کند که گویی مردم ایران در انتظار یک «هدیه خارجی» برای تغییر سیاسی هستند. این دقیقاً همان خطای محاسباتی است که بارها در تحلیل‌های آمریکایی درباره ایران تکرار شده است. تصور اینکه جامعه ایران در لحظه بحران امنیتی، به جای انسجام، به سمت فروپاشی حرکت می‌کند، با تجربه تاریخی این کشور همخوانی ندارد. از جنگ هشت‌ساله گرفته تا دوره‌های شدید تحریم، هر بار که فشار خارجی به سطح تهدید وجودی رسیده، شکاف‌های داخلی موقتاً کنار گذاشته شده و اولویت به امنیت ملی داده شده است. دعوت مستقیم نیروهای نظامی به زمین گذاشتن سلاح، در میانه یک وضعیت جنگی، از منظر امنیتی نوعی عملیات روانی است. اما چنین دعوتی بیش از آنکه تزلزل ایجاد کند، پیام روشنی به مخاطب داخلی می‌دهد: طرف مقابل نه صرفاً با یک سیاست خاص، بلکه با اصل ساختار سیاسی کشور مسئله دارد. این تفاوت مهم است. در این نقطه، جنگ دیگر به عنوان یک اختلاف تاکتیکی دیده نمی‌شود، بلکه به عنوان تقابل بر سر موجودیت سیاسی تفسیر می‌شود. در محاسبات استراتژیک، بدترین اشتباه آن است که بازیگر مقابل را بر اساس تصویر ذهنی خود تعریف کنیم، نه بر اساس واقعیت‌های میدانی. بخش قابل توجهی از سیاستمداران آمریکایی سال‌هاست فرض می‌کنند فشار نظامی و اقتصادی، نهایتاً به شکاف در بدنه حاکمیت ایران منجر می‌شود. اما این فرض بارها آزموده شده و نتیجه معکوس داده است. تهدید مستقیم خارجی معمولاً باعث همگرایی بیشتر نهادهای سیاسی و امنیتی می‌شود، نه واگرایی. از منظر منطقه‌ای نیز، چنین موضع‌گیری‌هایی پیامد دارد. وقتی یک مقام آمریکایی به صورت علنی از سرنگونی یک حکومت سخن می‌گوید، سایر بازیگران منطقه‌ای نیز به این جمع‌بندی می‌رسند که مسئله صرفاً مدیریت بحران نیست، بلکه پروژه تغییر رژیم است. این برداشت، سطح تنش را افزایش می‌دهد و دامنه درگیری را گسترش می‌دهد. زیرا در چنین چارچوبی، هر اقدام دفاعی از سوی ایران، نه صرفاً پاسخ به یک حمله، بلکه مقاومت در برابر پروژه‌ای وسیع‌تر تلقی می‌شود. پیش‌بینی نتیجه چنین مسیری دشوار نیست. تجربه جنگ‌های منطقه‌ای نشان داده که ورود به تقابل مستقیم با ایران، به معنای درگیر شدن در یک شبکه پیچیده از واکنش‌های متقابل است. جغرافیای سیاسی منطقه، پراکندگی نیروها و پایگاه‌های آمریکایی، و تنوع بازیگران غیردولتی، همگی معادله را چندلایه می‌کنند. این جنگ اگر به سمت تشدید حرکت کند، محدود و کوتاه نخواهد ماند. از منظر راهبردی، اسرائیل و آمریکا با این مسیر دو ریسک بزرگ می‌پذیرند. نخست، از دست دادن کنترل بر سطح تشدید. دوم، فرسایش مشروعیت بین‌المللی. وقتی سخنان یک سیاستمدار آمریکایی آشکارا به براندازی دعوت می‌کند و همزمان عملیات نظامی رخ می‌دهد، ادعای دفاع از نظم مبتنی بر قواعد تضعیف می‌شود. این تناقض در بلندمدت هزینه سیاسی دارد. این تصور که می‌توان با ترکیب فشار نظامی، عملیات روانی و وعده‌های سیاسی، ساختار قدرت در ایران را فرو ریخت، بیشتر به یک آرزو شبیه است تا یک محاسبه دقیق. تاریخ منطقه نشان داده که جنگ‌هایی که با اعتماد به فروپاشی سریع طرف مقابل آغاز شده‌اند، اغلب به فرسایش طولانی و پرهزینه ختم شده‌اند. در نهایت، اگر این مسیر ادامه یابد، نتیجه نه تثبیت قدرت آمریکا و اسرائیل، بلکه افزایش بی‌ثباتی و ا شکست در دستیابی به اهداف اعلامی خواهد بود. زیرا جنگی که بر پایه خطای محاسباتی درباره جامعه هدف بنا شود، معمولاً در مرحله اجرا با واقعیت‌های متفاوتی روبه‌رو می‌شود. و واقعیت‌های میدانی، برخلاف سخنرانی‌های انتخاباتی، با شعار تغییر نمی‌کنند. سیدحسین نوروزی