🚨 تهدیدات سایبری: ورود رسمی ناتو به «جنگ شناختی» با تسلیحات تشخیص هوش مصنوعی
اخیراً پلتفرم پیشگام Reality Defender (شرکت برتر ارزیابیشده توسط گارتنر در حوزه تشخیص دیپفیک) رسماً به «پروژه آزمایش جنگ شناختی ناتو» (NATO’s Cognitive Warfare Experimentation) پیوسته است. این رویداد سیگنال مهمی برای سیاستگذاران کلان سایبری است: میدان نبرد از زیرساختهای شبکهای، به ذهن و ادراک جوامع منتقل شده است.
🧠 ابعاد علمی و فنی این رویداد چیست؟
پلتفرم Reality Defender با ارائه راهکارهای مبتنی بر APIهای پیشرفته (نظیر RealScan و RealAPI)، توانایی تحلیل و تشخیص بلادرنگ (Real-time) محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی اعم از صدا، تصویر و ویدیوهای دیپفیک را داراست.
پیوستن این شرکت به آزمایشهای ناتو به این معناست که بلوک غرب در حال ارتقای سیستمهای دفاع سایبری خود برای مقابله با «کمپینهای اطلاعاتی پیچیده» و «سلاحهای دستکاری ادراک» است. در این رزمایشهای شناختی، نحوه استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی برای خنثیسازی عملیات روانی، کشف جعل عمیق در ارتباطات سازمانی و جلوگیری از فریب سیستمهای احراز هویت (Fraud Prevention) مورد سنجش قرار میگیرد.
🔗منبع خبر: Reality Defender Insights
کتابچهی «راهنمای آمادگی در برابر تهدیدهای نظامی».pdf
حجم:
13.8M
📕جزوه محتوایی| کتابچهی راهنمای آمادگی در برابر تهدیدهای نظامی
با هدف ارتقای آگاهی عمومی و افزایش سطح آمادگی فردی و اجتماعی در شرایط بحران تدوین شده.
این اثر که توسط «سازمان پدآفند غیرعامل» تهیه شده، تلاش میکند با زبانی روشن و کاربردی، مهمترین اصول، توصیهها و اقدامات لازم برای مواجههی آگاهانه با تهدیدهای نظامی را در اختیار مخاطبان قرار دهد
«مطالعهی این راهنما میتواند گامی مؤثر در راستای افزایش تابآوری، حفظ آرامش و تصمیمگیری صحیح در شرایط حساس باشد و به مخاطب کمک کند تا مسئولانهتر از خود، خانواده و جامعه مراقبت کند.»
10.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
۱۲ شب سخنرانی استاد میرباقری، محرم ۱۴۰۴ در ۷ دقیقه.
(نقشه راه پیروزی بر دشمن طبق آیات سوره انفال.
اگر میخواهید از پیروزی به پیروزی حرکت کنید ، جنگ بدر برای شما نشانه ایست چرا که در بدر آرایش صحنه به نفع مومنین نبود همه چیز بر علیه شان بود.
تلقی بعضی شکست مطلقی بود که برگشتی در آن نیست)
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🛑🖤 دهم رمضان، فرا رسیدن سالروز رحلت همسر وفادار پیامبر اکرم(ص) و
مادر حضرت زهرا (سلاماللهعلیها)،
ام المومنین حضرت خدیجه کبری سلامالله علیها را تسلیت عرض میکنیم.
أَلَا إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿۶۲﴾
آگاه باشید! یقیناً دوستان خدا نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین می شوند. یونس 62
#پیروزی_قطعی_است
☘بیانات رهبر انقلاب درباره پیروزی قطعی ملت ایران
🔹اصحاب موسی که ترسو و کمیقین بودند به موسی گفتند: الان فرعونیان میآیند ما را میگیرند؛ پدرمان درآمد! حضرت موسی فرمود: هرگز! هرگز چنین چیزی پیش نخواهد آمد؛ چرا؟ اِنَّ مَعِیَ رَبّی ... خدا با من است
🔹اگر من و شما بتوانیم این #معیّت_الهی را حفظ کنیم، بدانید آمریکا که هیچ، اگر ده برابر قدرت آمریکا هم کسانی در دنیا نیرو داشته باشند، این نیرویی که خدا با او است، بر آنها غلبه خواهد کرد.
🔹خدای متعال ملت ایران را و حقیقت را و حق را، به طور قطع و یقین، پیروز خواهد کرد، انشاءالله.
دفاع پیشدستانه یا عملیات از پیش طراحیشده؟ وقتی روایت رسمی با الگوی کنش همخوانی ندارد
اسرائیل حمله خود را در چارچوب «دفاع پیشدستانه» توجیه کرده است؛ مفهومی که در ادبیات امنیتی به معنای اقدام برای خنثیسازی یک تهدید قریبالوقوع تعریف میشود. اما سنجش این ادعا نه بر اساس عنوان، بلکه بر اساس الگوی کنش صورت میگیرد. وقتی دامنه حملات گسترده است، چندین منطقه را به طور همزمان هدف میگیرد، و همزمان عملیات سایبری و جنگ الکترونیک علیه زیرساختهای رسانهای و اطلاعرسانی فعال میشود، این پرسش جدی مطرح میشود که آیا با یک واکنش فوری مواجهیم یا با یک سناریوی از پیش طراحیشده که اجرای آن به زمان مناسب موکول شده بود.
در نظریههای نظامی، عملیات پیشدستانه معمولاً ویژگیهایی مشخص دارد: تمرکز بر اهداف محدود، سرعت بالا، و اجتناب از گسترش دامنه درگیری. اما آنچه مشاهده شده، نشان از همافزایی میان ضربه سخت و ضربه شناختی دارد. همزمانی حملات فیزیکی با هک و اختلال در خبرگزاریها، بیانگر تلاشی برای مدیریت میدان ادراک است. این الگو بیشتر با مفهوم «جنگ ترکیبی» همخوانی دارد تا یک اقدام محدود بازدارنده. جنگ ترکیبی مستلزم برنامهریزی چندلایه، هماهنگی میان نهادهای مختلف و آمادهسازی پیشینی است؛ امری که به دشواری میتوان آن را محصول یک تصمیم لحظهای دانست.
اگر فرض برنامهریزی طولانیمدت را در نظر بگیریم، آنگاه نقش مذاکرات در این معادله زیر سؤال میرود. در چنین چارچوبی، گفتوگو نه به عنوان ابزاری برای کاهش تنش، بلکه به عنوان پوشش زمانی برای تکمیل آمادگیهای عملیاتی تفسیر میشود. در ادبیات روابط بینالملل، این وضعیت را میتوان ذیل مفهوم «فریب استراتژیک» تحلیل کرد؛ جایی که یک بازیگر، مسیر دیپلماتیک را فعال نگه میدارد تا از غافلگیری در سطح نظامی بهره ببرد. اگر چنین برداشتی تثبیت شود، اعتماد که سنگبنای هر مذاکرهای است، به شدت آسیب خواهد دید و بازسازی آن در کوتاهمدت ممکن نخواهد بود.
در این شرایط، چارچوب پاسخ ایران نیز تغییر میکند. مشروعیت دفاع از خود، در حقوق بینالملل بر اصل ضرورت و تناسب استوار است. هنگامی که حملهای گسترده و چندبعدی رخ میدهد، اصل ضرورت برای پاسخ فعال میشود. پرسش اساسی دیگر این نیست که آیا دفاع مشروع است یا خیر، بلکه این است که دامنه و شکل آن چگونه تعریف خواهد شد. اگر برداشت تهران این باشد که با یک سناریوی راهبردی و نه یک اقدام مقطعی مواجه است، پاسخ نیز در همان سطح طراحی خواهد شد.
اشاره به عدم رعایت مرزبندیهای «جنگ دوازدهروزه» در این چارچوب اهمیت مییابد. هر بحران پیشین، مجموعهای از خطوط نانوشته ایجاد میکند که به نوعی به مدیریت تشدید تنش کمک میکند. شکستن این خطوط، به معنای ورود به فاز جدیدی از تقابل است. در نظریههای تشدید، وقتی یکی از بازیگران سقف درگیری را افزایش میدهد، بازیگر مقابل برای بازگرداندن بازدارندگی ناچار به افزایش سطح پاسخ میشود. این منطق لزوماً احساسی یا واکنشی نیست؛ بلکه محاسبهای است مبتنی بر جلوگیری از تثبیت یک الگوی آسیبپذیری.
توصیف پاسخ احتمالی به عنوان «انفجاری» در مقابل «پلکانی» نیز از همین منطق ناشی میشود. پاسخ پلکانی زمانی معنا دارد که طرفین هنوز به حفظ چارچوبهای مدیریت بحران پایبند باشند. اما اگر این چارچوبها فرو بریزد، پاسخ قاطع و گسترده میتواند به عنوان ابزار بازتعریف قواعد بازی به کار گرفته شود. در این سطح، هدف صرفاً تلافی نیست، بلکه بازسازی بازدارندگی و جلوگیری از تکرار الگوی حمله است.
در سطح کلانتر، چنین تحولی پیامدهایی فراتر از دو بازیگر مستقیم خواهد داشت. منطقهای که پیشتر نیز با تنشهای ساختاری مواجه بوده، اکنون با افزایش سطح پیشبینیناپذیری روبهرو میشود. وقتی دیپلماسی به ابزاری تاکتیکی تقلیل یابد و جنگ شناختی همزمان با عملیات سخت فعال شود، اعتماد میان بازیگران منطقهای کاهش مییابد و احتمال ورود سایر بازیگران به چرخه تنش افزایش پیدا میکند.
در نهایت، مسئله اصلی نه صرفاً یک حمله، بلکه تغییر پارادایم در نحوه مدیریت بحران است. اگر الگوی کنش نشان دهد که عملیات نظامی از پیش طراحی شده و مذاکرات نقش پوششی داشتهاند، آنگاه مرحله جدیدی از تقابل آغاز میشود؛ مرحلهای که در آن قواعد گذشته کارآمدی خود را از دست میدهد. در چنین فضایی، پاسخ دیگر محدود به چارچوبهای پیشین نخواهد بود و منطقه با فازی از تشدید روبهرو میشود که بازگشت از آن، پیچیدهتر و پرهزینهتر از آغاز آن خواهد بود.
سیدحسین نوروزی
وقتی رئیسجمهور آمریکا مردم یک کشور مستقل را به شورش دعوت میکند
سخنان اخیر دونالد ترامپ پیش از حمله امروز، صرفاً یک موضعگیری سیاسی نبود؛ یک مداخله آشکار در امور داخلی یک کشور مستقل بود. او به مردم ایران هشدار داد از خانهها بیرون نیایند، به نیروهای نظامی گفت سلاحهایشان را زمین بگذارند و حتی وعده داد «هدیهای» به مردم ایران خواهد داد تا حاکمیت را سرنگون کنند. در ادبیات حقوق بینالملل، این نوع اظهارات نه توصیه است و نه نصیحت؛ مصداق تحریک به براندازی و نقض اصل بنیادین عدم مداخله در امور داخلی کشورهاست.
اصل حاکمیت ملی یکی از ستونهای نظم بینالمللی پس از جنگ جهانی دوم است. منشور سازمان ملل به صراحت هرگونه تهدید یا استفاده از زور علیه تمامیت ارضی و استقلال سیاسی کشورها را منع میکند. حال وقتی یک سیاستمدار بلندپایه آمریکایی، پیش از یک حمله نظامی، مردم یک کشور را به قیام علیه نظام سیاسیشان فرا میخواند، این دیگر صرفاً یک موضع تبلیغاتی نیست؛ این هماهنگی سیاسی و نظامی برای اعمال فشار حداکثری است.
ترامپ در سخنان خود چنین وانمود میکند که گویی مردم ایران در انتظار یک «هدیه خارجی» برای تغییر سیاسی هستند. این دقیقاً همان خطای محاسباتی است که بارها در تحلیلهای آمریکایی درباره ایران تکرار شده است. تصور اینکه جامعه ایران در لحظه بحران امنیتی، به جای انسجام، به سمت فروپاشی حرکت میکند، با تجربه تاریخی این کشور همخوانی ندارد. از جنگ هشتساله گرفته تا دورههای شدید تحریم، هر بار که فشار خارجی به سطح تهدید وجودی رسیده، شکافهای داخلی موقتاً کنار گذاشته شده و اولویت به امنیت ملی داده شده است.
دعوت مستقیم نیروهای نظامی به زمین گذاشتن سلاح، در میانه یک وضعیت جنگی، از منظر امنیتی نوعی عملیات روانی است. اما چنین دعوتی بیش از آنکه تزلزل ایجاد کند، پیام روشنی به مخاطب داخلی میدهد: طرف مقابل نه صرفاً با یک سیاست خاص، بلکه با اصل ساختار سیاسی کشور مسئله دارد. این تفاوت مهم است. در این نقطه، جنگ دیگر به عنوان یک اختلاف تاکتیکی دیده نمیشود، بلکه به عنوان تقابل بر سر موجودیت سیاسی تفسیر میشود.
در محاسبات استراتژیک، بدترین اشتباه آن است که بازیگر مقابل را بر اساس تصویر ذهنی خود تعریف کنیم، نه بر اساس واقعیتهای میدانی. بخش قابل توجهی از سیاستمداران آمریکایی سالهاست فرض میکنند فشار نظامی و اقتصادی، نهایتاً به شکاف در بدنه حاکمیت ایران منجر میشود. اما این فرض بارها آزموده شده و نتیجه معکوس داده است. تهدید مستقیم خارجی معمولاً باعث همگرایی بیشتر نهادهای سیاسی و امنیتی میشود، نه واگرایی.
از منظر منطقهای نیز، چنین موضعگیریهایی پیامد دارد. وقتی یک مقام آمریکایی به صورت علنی از سرنگونی یک حکومت سخن میگوید، سایر بازیگران منطقهای نیز به این جمعبندی میرسند که مسئله صرفاً مدیریت بحران نیست، بلکه پروژه تغییر رژیم است. این برداشت، سطح تنش را افزایش میدهد و دامنه درگیری را گسترش میدهد. زیرا در چنین چارچوبی، هر اقدام دفاعی از سوی ایران، نه صرفاً پاسخ به یک حمله، بلکه مقاومت در برابر پروژهای وسیعتر تلقی میشود.
پیشبینی نتیجه چنین مسیری دشوار نیست. تجربه جنگهای منطقهای نشان داده که ورود به تقابل مستقیم با ایران، به معنای درگیر شدن در یک شبکه پیچیده از واکنشهای متقابل است. جغرافیای سیاسی منطقه، پراکندگی نیروها و پایگاههای آمریکایی، و تنوع بازیگران غیردولتی، همگی معادله را چندلایه میکنند. این جنگ اگر به سمت تشدید حرکت کند، محدود و کوتاه نخواهد ماند.
از منظر راهبردی، اسرائیل و آمریکا با این مسیر دو ریسک بزرگ میپذیرند. نخست، از دست دادن کنترل بر سطح تشدید. دوم، فرسایش مشروعیت بینالمللی. وقتی سخنان یک سیاستمدار آمریکایی آشکارا به براندازی دعوت میکند و همزمان عملیات نظامی رخ میدهد، ادعای دفاع از نظم مبتنی بر قواعد تضعیف میشود. این تناقض در بلندمدت هزینه سیاسی دارد.
این تصور که میتوان با ترکیب فشار نظامی، عملیات روانی و وعدههای سیاسی، ساختار قدرت در ایران را فرو ریخت، بیشتر به یک آرزو شبیه است تا یک محاسبه دقیق. تاریخ منطقه نشان داده که جنگهایی که با اعتماد به فروپاشی سریع طرف مقابل آغاز شدهاند، اغلب به فرسایش طولانی و پرهزینه ختم شدهاند.
در نهایت، اگر این مسیر ادامه یابد، نتیجه نه تثبیت قدرت آمریکا و اسرائیل، بلکه افزایش بیثباتی و ا شکست در دستیابی به اهداف اعلامی خواهد بود. زیرا جنگی که بر پایه خطای محاسباتی درباره جامعه هدف بنا شود، معمولاً در مرحله اجرا با واقعیتهای متفاوتی روبهرو میشود. و واقعیتهای میدانی، برخلاف سخنرانیهای انتخاباتی، با شعار تغییر نمیکنند.
سیدحسین نوروزی
تهران با چهرهای متفاوت وارد میدان شد؛ وقتی بازدارندگی از نو تعریف میشود
در ساعات پس از حمله اسرائیل با همراهی آمریکا، آنچه از سوی تهران دیده شد، صرفاً یک «واکنش نظامی» نبود؛ بازتعریف معادله بود. ایران فقط به دنبال پاسخ دادن نبود، بلکه میخواست نشان دهد چارچوبی که طرف مقابل روی آن حساب باز کرده بود، دیگر معتبر نیست. این تفاوت، تفاوتی تاکتیکی نیست؛ تفاوتی راهبردی است.
تا پیش از این، بخشی از محاسبات در واشنگتن بر این فرض استوار بود که ایران واکنش نشان میدهد، اما واکنشش در یک دامنه قابل پیشبینی باقی میماند. یعنی ضربهای متناسب، پیامی سیاسی، سپس تلاش برای مهار بحران. این تصویر، به آمریکا و اسرائیل اجازه میداد هزینه عملیات را قابل مدیریت تصور کنند. اما تهران اکنون در حال تخریب همان تصویر است.
پیام روشن است: پاسخ قطعی است، اما دامنه، زمان و شکل آن را ایران تعیین میکند. این پیام نه از سر بیمحاسبهگی، بلکه دقیقاً از دل یک محاسبه عمیق امنیتی بیرون آمده است. در بازدارندگی، اگر طرف مقابل بتواند سقف واکنش تو را با اطمینان پیشبینی کند، میتواند عملیات علیه تو را از پیش قیمتگذاری کند. یعنی ریسک را میسنجد، هزینه را تخمین میزند، و اگر قابلتحمل بود، اقدام میکند. تهران اکنون میخواهد این قابلیت قیمتگذاری را از واشنگتن بگیرد.
ایران تلاش میکند سطح عدمقطعیت را افزایش دهد، اما نه به شکل بیثبات و کور، بلکه به صورت «عدمقطعیت کنترلشده». یعنی طرف مقابل بداند پاسخ خواهد آمد، اما نداند تا کجا. این تفاوت ظریف اما حیاتی است. تهران نمیخواهد جنگ را بیقید کند؛ میخواهد جنگ را برای طرف مقابل غیرقابلپیشبینی کند. همین غیرقابلپیشبینی بودن است که هزینه تصمیمگیری در واشنگتن را بالا میبرد.
در همین چارچوب، ایران در حال ارسال این پیام است که مرزبندیهای گذشته دیگر الزامآور نیست. اگر در بحرانهای قبلی، خطوطی نانوشته وجود داشت که دو طرف تا حدی به آن پایبند بودند، اکنون تهران میگوید آن خطوط با اقدام اخیر شکسته شدهاند. این اعلام، خود یک ابزار بازدارنده است: یعنی اگر طرف مقابل تصور میکرد میتواند در چارچوبی آشنا بازی کند، باید محاسبهاش را بازنویسی کند.
از زاویه جامعهشناسی سیاسی نیز، محاسبات واشنگتن دچار یک خطای تکراری است. تصور اینکه فشار خارجی و تهدید مستقیم، جامعه ایران را به فروپاشی سریع میکشاند، با تجربه تاریخی همخوانی ندارد. در شرایط تهدید بیرونی، سازوکار «انسجام اضطراری» فعال میشود. اختلافات داخلی بهطور موقت به حاشیه میرود و مسئله بقا در اولویت قرار میگیرد. بنابراین سیاست فشار شدید، بهجای تولید شکاف، ممکن است همگرایی بیشتری ایجاد کند.
در میدان عملیاتی نیز تهران میکوشد پاسخ را چندساحتی تعریف کند. این تصمیم، صرفاً یک انتخاب نظامی نیست؛ یک تصمیم راهبردی برای افزایش هزینه دفاعی طرف مقابل است. وقتی پاسخ در یک نقطه متمرکز باشد، طرف مقابل میتواند با یک سامانه دفاعی مشخص آن را مهار کند. اما وقتی پاسخ در زمان، ابزار و جغرافیا پراکنده شود، مدیریت آن پیچیدهتر میشود. پراکندگی هوشمندانه فشار، خود نوعی بازدارندگی فعال است.
برای آمریکا، این وضعیت یک دوگانه دشوار ایجاد میکند. اگر مسیر تشدید را ادامه دهد، با سطحی از ریسک روبهرو میشود که دیگر قابل برآورد دقیق نیست. اگر عقبنشینی کند، با پرسشهای داخلی و منطقهای درباره اعتبار بازدارندگیاش مواجه میشود. شبکه گسترده پایگاهها، نیروها و منافع آمریکا در منطقه، نقطه آسیبپذیری ساختاری این کشور است. هرچه بحران چندلایهتر شود، حفاظت از این شبکه هزینهبرتر میشود، حتی اگر هیچ جنگ تمامعیاری رخ ندهد.
تهران دقیقاً روی همین نقطه دست گذاشته است: تبدیل میدان نظامی به میدان محاسبه. پیام این است که ادامه دادن، فقط یک تصمیم تاکتیکی نیست؛ یک تصمیم سیاسی، اقتصادی و حیثیتی است که میتواند برای واشنگتن و متحدانش پرهزینهتر از تصور اولیه باشد. در این چارچوب، ایران تلاش میکند بازدارندگی را بازسازی کند؛ نه با سکوت، نه با واکنش محدود، بلکه با تغییر قواعد.
آنچه اکنون شکل گرفته، یک تقابل بر سر ارادههاست. هر طرف میخواهد دیگری را متقاعد کند که ادامه مسیر برایش گرانتر خواهد بود. تهران با نمایش آمادگی برای عبور از آستانههای قبلی، در حال ارسال یک هشدار راهبردی است: اگر قرار باشد بحران ادامه یابد، ادامه آن در چارچوب امن و قابلپیشبینی واشنگتن نخواهد بود.
در نهایت، مسئله اصلی نه صرفاً پاسخ ایران، بلکه پیام آن است. ایران میگوید شما جنگ را آغاز کردید، اما مسیر و دامنه ادامه آن را نمیتوانید یکطرفه تعیین کنید. همین پیام است که فضای تصمیمگیری در آمریکا را سنگین کرده و نشان میدهد بحران وارد مرحلهای شده که دیگر با محاسبات ساده مهار نخواهد شد.
سیدحسین نوروزی
🔗 http://www.eitaa.ir/IdeaLine
فوری | اگر حمله یا انفجار رخ داد، چه کار کنیم؟ / این پست رو ذخیره کنید و برای همه بفرستید
همان لحظهی انفجار
🔴روی زمین بخوابید.
🔴 دهان را کمی باز نگه دارید (برای کاهش آسیب پرده گوش).
🔴 سر و گردن را با دست یا کیف محافظت کنید.
🔴 به سمت شیشهها نروید. شیشه قاتلِ بیصداست.
اگر داخل ساختمان هستید
🔴 از پنجره، بالکن و آسانسور دور شوید.
🔴 کنار دیوارهای داخلی یا ستونها پناه بگیرید.
🔴 اگر ساختمان آسیب دیده، آرام و بدون دویدن خارج شوید.
🔴 از تجمع در ورودیها خودداری کنید.
اگر در خیابان هستید
🔴 پشت مانع محکم پناه بگیرید (دیوار بتنی، جدول ضخیم).
🔴 روی زمین دراز بکشید تا موج دوم احتمالی بگذرد.
🔴 به سمت محل انفجار حرکت نکنید؛ موج دوم و ازدحام خطرناکتر است.
بعد از انفجار
🔴به افراد زخمی فقط در صورت ایمن بودن محل کمک کنید.
🔴 با موبایل فیلم نگیرید؛ خطوط را اشغال نکنید.
🔴 فقط اخبار رسمی را دنبال کنید.
🔴 از انتشار شایعه خودداری کنید؛ در بحران، شایعه خودش یک سلاح است.
اگر احتمال حمله شیمیایی وجود داشت
🔴 سریع وارد فضای بسته شوید.
🔴 درها و پنجرهها را ببندید.
🔴 سیستم تهویه را خاموش کنید.
🔴 لباس آلوده را درآورده و در کیسه جداگانه قرار دهید.
🔴 با آب و صابون بدن را بشویید.
آمادهباش ساده برای خانه
🔴 چراغقوه + باتری
🔴 آب آشامیدنی برای ۷۲ ساعت
🔴جعبه کمکهای اولیه
🔴 پاوربانک
🔴مدارک مهم در یک پوشه آماده
💡قانون طلایی:
🔴وحشت تصمیم را خراب میکند.
🔴اطلاعات ناقص را منتشر نکنید.
🔴اول جان، بعد خبر.
#آگاهسازی
Khamenei.ir14030426_44208_1281k.mp3
زمان:
حجم:
12M
🔷توصیه رهبر انقلاب به قرائت سوره فتح، دعای ۱۴ صحیفه سجادیه و دعای توسل برای پیروزی جبهه مقاومت