eitaa logo
سفیر روشنگری
1.6هزار دنبال‌کننده
8.5هزار عکس
11.9هزار ویدیو
35 فایل
❁﷽❁ تاسیس؛ "۹۸/۲/۸" با موضاعات روشنگرانه در مسیر زندگی متعالی تحرک،پویایی و رشد و کمال... ارتباط با ما؛← @Zkha1397 کانال های دیگر ما با موضوعی بسیار متفاوت← 🥀 @morvaridkhaky 🥪 @ye_loghmeh
مشاهده در ایتا
دانلود
سفیر روشنگری
گفت: آقا چی کار کنم؟! گفت: منو ول کن بذار یه علی ای، پیغمبری بیان منو بکشن که اقلاً واسه ما تو تاری
هیچ فرقی بین ابوبکر و ابوجهل نبوده!! یعنی چی هیچ فرقی نبوده؟! ابوجهل ویژگیش چی بود؟! این که پیغمبرو قبول نکرد ایمان نیاورد ابوبکرم عین ابوجهل یه ثانیه ام ایمان نیاورد به پیغمبر... به امام صادق علیه السلام گفتن آقا نظرتون راجع به ابوبکر چیه؟! فرمود برای یه لحظه هم به پیغمبر ایمان نیاورد... عجبا این عین ابوجهل برای یه لحظه هم به پیغمبر ایمان نیاورده ولی این نفر دوم اسلامه...🤔 اون ابوجهل اونجوری گور به گور شد... چرا؟! معلوم میشه بابا کلاس کار این با اینا فرق داشته کجا خونده؟! از کجا یاد گرفته بود؟! ادامه دارد... @safir_roshangari🇮🇷
9.48M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 امانتی پیامبر(ص) ◾️شهادت حضرت زهرا(س) تسلیت باد. التماس دعا🥀 @safir_roshangari🇮🇷
رسول اڪرم ص 🌹خطاب به جناب سلمان: اےسلمان محبت فاطمه س درصد موردپرمخاطره سود مےبخشد، ڪہ آسانترین آن✨ 🌹دم مرگ،قبر،محشر،صراط، وبه هنگام حساب وڪتاب است.🌴 📗مقتل خوارزمی،ج1/ص60 @safir_roshangari🇮🇷
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
📹 جمله‌ای که شهید مطهری درباره شهید مفتح به رهبر معظم انقلاب گفت ♦️ برخورد شدید شهید مفتح با ضددین‌های دانشکده الهیات 🗓 سالگرد شهادت شهید مفتح @safir_roshangari🇮🇷
✳ بلای حضرت زهرا؛ معبر هدایت همه‌ی کائنات 🔻 امتحان وجود مقدس سلام الله علیها که در زیارت ایشان به آن اشاره شده -«اَلسَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا مُمْتَحَنَهُ امْتَحَنَكِ الَّذِي خَلَقَكِ فَوَجَدَكِ لِمَا امْتَحَنَكِ صَابِرَهً» سلام بر تو ای آزموده شده، آن كه تو را آفريد آزمودت، پس تو را به آنچه آزمود شكيبا يافت- همان عهد عوالم هستی و عهد هدایت انسان‌ها از طریق پذیرش و حمل نور ولایت الهی به‌وسیله‌ی ایشان است. این عهد، با حرف و حدیث واقع نمی‌شود بلکه ایشان باید بار سنگینی را به دوش بکشد، لذا خداوند ایشان را در لباس بشر آفریده است تا با خاکیان همنشین شده و در عبور از ، معبری برای بندگان خدا بزنند و آنان را از و ، به سمت هدایت کنند؛ لذا ایشان، معبر هدایت ما به‌سوی نور و حقیقت و بلکه معبر هدایت همه‌ی کائنات است. 👤 📚 از کتاب 📖 ص ۴۷ #⃣ @safir_roshangari🇮🇷
سفیر روشنگری
#نفوذ ۴ و #دشمن_شناسی اوج کلاس مکه ابوجهل بود و ابوسفیان!! ابوجهل سال دوم هجری تو جنگ بدر فاتحه ا
۵ و این آقای ابوبکر نفوذی یهودی‌ها بود اینو اونا فرستاده بودن این تو مکتب اونا درس خونده بود یهودیا کیا هستن؟! یهودیا همونایی هستن که امروز دنیا رو میچرخونن این یهودیا از ظهور اسلام می ترسیدن خلاصه براتون میگم از ۴۰۰ سال قبل از اینکه پیغمبر ما به دنیا بیاد در برابر حرکت پیغمبر طراحی کردن... چی طراحی کردن؟! سه تا برنامه طراحی کردن یکی یکی یکی اینا رو براتون توضیح بدم تا متوجه بشید این ابوبکر کی بوده؟! و تاریخ چرا اینجوری شد؟! اوضاع دنیا چرا امروز اینجوریه؟! ترور چیه؟! گفتن آقا با اطلاعاتی که داریم میگردیم پیدا میکنیم میکشیمش نمیزاریم به پیغمبری برسه خودش رو نه ها جَدِش رو... ببینید پیغمبر فرزند عبداللهِ، عبدالله فرزند عبدالمطلب، عبدالمطلب فرزند هاشم از این هاشم ما اطلاعات داریم قبر هاشم کجاست؟! هاشم اهل مکه بود تو مکه زندگی می کرد قبر ایشون کجاست؟! قبر این توی غزه ی فلسطینه این غزه رو امروز بهش میگن غزة الهاشم!! چرا میگن غزة الهاشم؟! چون قبر حضرت هاشم اونجاست اینجا رو به نام او می شناسن قبرش اونجا چیکار میکنه؟!🤔 @safir_roshangari🇮🇷
سفیر روشنگری
#نفوذ ۵ و #دشمن_شناسی این آقای ابوبکر نفوذی یهودی‌ها بود اینو اونا فرستاده بودن این تو مکتب اونا در
ایشون رئیس التجار مکه بود برای تجارت حرکت کرد به شام مسیر حرکتی اینا از مدینه میگذره یثرب اون موقع اونجا بار پیاده می‌کنن، جنس خرید و فروش میشه... آقای هاشم رئیس این کاروانه رئیس قبیله ی خزرج از ایشون دعوت میکنه مهمون قبیله خزرج میشه اون آقای رئیس طبق علائم و اطلاعاتی که گرفته متوجه میشه این با پیغمبر آخر الزمان ارتباط داره... میگه آقا ما مایلیم شما داماد ما بشین بیا دختر منو برا خودت بگیر... دختر خودش سلما رو میده به این هاشم اونجا ازدواج می کنن وقتی میخواد بره به سلما میگه: سلما تو از این ازدواج یه پسر به دنیا میاری من از این سفر احتمال قوی جان سالم به در نمی برم این پسر به دنیا اومد از یهود مخفی نگهش دار یهود بفهمن میکشنش... بچه به دنیا میاد ۹ سال بچه رو پنهان نگه می دارن عموی این بچه نامش مُطلبِ برای تجارت می‌رفته مهمان همین خانه میشه تو مدینه... میبینه یه بچه توی این حیاط با بچه های دیگه کُشتی میگیره اونا رو میزنه، وقتی میزنه زمین میگه انا ابن هاشمی من بچه هاشمم... این براش سوال میشه!! میگه این بچه کیه؟! نمیگن... اصرار میکنه میگه بابا این چرا میگه هاشم؟!🤔 میگن این برادرزاده ی توئه!! برادر من یه بچه داره!! آره!! این ۹ سالشه؟!😳 بله قضیه رو میگن... میگه خب چرا به ما خبر ندادین؟! میگن وصیت خودشه این بچه رو هیشکی نمیدونه گفت: اگه یهودیا بفهمن میکشنش گفت: ما تو مکه میتونیم حفاظتش کنیم، ما اونجا قبیله داریم... بچه رو برداشت همراه خودش آورد مکه... @safir_roshangari🇮🇷
سفیر روشنگری
ایشون رئیس التجار مکه بود برای تجارت حرکت کرد به شام مسیر حرکتی اینا از مدینه میگذره یثرب اون موقع ا
دیدن مُطلب یه بچه ۹ ساله آورده... مُطلب این کیه؟! گفت: برده اس تو مسیر شام از بازار برده فروشان خریدمش... معروف شد به برده ی مُطلب عبدالمُطلب به هیشکی هیچی نمیگه... این بچه بزرگ شد به حدود سن ۲۵ سالگی که رسید دیگه می تونست از خودش دفاع کنه گفت: آقا این برده من نیستا این برادر زاده منه!! یعنی چی؟! داستان رو گفت چون اسم دیگه ای نداشت این اسم روش موند عبدالمطلب رو نتونستن بِکُشن هاشم رو زدن ولی عبدالمطلب را نتونستن دیگه نمیشد بزنن... اومدن سراغ بچه ی عبدالمطلب عبدالله... این عبدالله پدر پیغمبر قبرش کجاست؟! تو مدینه اس این اهل مکه اس قبرش تو مدینه چیکار میکنه؟!🤔 @safir_roshangari🇮🇷
سفیر روشنگری
دیدن مُطلب یه بچه ۹ ساله آورده... مُطلب این کیه؟! گفت: برده اس تو مسیر شام از بازار برده فروشان خر
یهودیا دیگه فهمیده بودن ایشون بابای همون پیغمبر آخر الزمانه... یه زن زیبای یهودی رو فرستاده بودن مکه گفتن تو برو تلاش کن با این ازدواج کنی اون پیغمبر به ما منتقل بشه... این میومد سر راه عبدالله تو مکه که بیا با من ازدواج کن ایشون می‌گفت نه!! تا اینکه عبدالله با وهب و چند نفر دیگه از اشراف قریش رفته بودن برای شکار، وهب میبینه از پشت یه کوهی چند نفر حمله کردن عبدالله رو بکشن... میگه من رفتم ازش دفاع کنم دیدم اینا از یه چیزی ترسیدن فرار کردن فهمیدم این با این حادثه ای که میخواد تو مکه بیفته ارتباط داره... میره خونه عبدالمطلب میگه نمیخوای واسه این پسرت زن بگیری؟! میگه چرا!! میگه بیا دختر منو بگیر (این از اشراف بوده اشراف که دختر خودشون رو به کسی پیشنهاد نمی کنن) عبدالمطلب میگه باشه!! عبدالله با آمنه ازدواج میکنه... قانون اینه ازدواج که کردن برای تجارت باید برن عبدالله مال التجاره از پدر میگیره میره راهی تجارت میشه... میرسه به مدینه بهش سم میدن از دنیا میره... اما تیرشون دیر به هدف میخوره، نطفه ی بچه در مکه بسته شده... ادامه دارد.... @safir_roshangari🇮🇷
❇️علامه حسن‌زاده آملی(ره) : 🌿اعمالتان همانند یک 🕊پرنده از شمـا پرواز نمی‌کند که برود بلکه مطلق اعمــالتـان در جـانتــان می‌مــاند. 🌱و وقتی پرده‌ها ڪنار رود ڪتاب وجود خـود را می‌بینید. @safir_roshangari🇮🇷