کتاب رو که باز میکنم، انگار یکی آروم دستم رو میگیره و میبره جایی که دلم مدتهاست منتظرشه.
@Sam_book
اگه میتونستی قدرت فراطبیعی داشته باشی اون چی بود؟
من:
@Sam_book
دو غریبه برای گذر زمان به نوعی بازی سؤالوجواب روی میآورند که طی آن بهتدریج جزئیات خصوصی زندگیشان آشکار میشود. اما چیزی که در ابتدا فقط یک بازی سرگرمکننده بود تا جایی میرسد که تد به شوخی میگوید قصد کشتن همسرش میراندا را دارد. و لیلی نیز با گفتن اینکه مایل است کمکش کند او را غافلگیر میکند.
@Sam_book
⊹کتابخونه سم ᯓ
کتابتو ببند، فکرهات رو رها کن... شب بخیر، رؤیابینِ قصهها 🌙
قلم ساکت شد، ولی خیال هنوز بیداره. شب بخیرِ شاعرِ خوابهام✨