کتاب «میخواهم بمیرم اما هوس دوکبوکی کردهام» یه کتاب خودزندگینامه است که در اون نویسنده از افسردگی و مشکلات روحیش میگه. این کتاب به زبان ساده و با یه لحن طنز، تضادهای درونی آدمها رو نشون میده، مثلاً از یه طرف احساس میکنی هیچچیز مهم نیست، ولی از طرف دیگه دلت میخواد لذتهای کوچیک زندگی مثل خوردن دوکبوکی رو تجربه کنی. در واقع، این کتاب دربارهی مبارزه با احساسات منفی و پیدا کردن امید توی چیزهای کوچیکه.
@Sam_book
می_خواهم_بمیرم_ولی_دوست_دارم_دوکبوکی_بخورم.pdf
حجم:
20.3M
میخواهم بمیرم اما هوس دوکبوکی کردهام🌱
@Sam_book
کتابخونهسم.
کتابتو ببند، فکرهات رو رها کن... شب بخیر، رؤیابینِ قصهها 🌙
کتابتو ببند، فکرهات رو رها کن...
شب بخیر، رؤیابینِ قصهها 🌙
کتابخونهسم.
کلمات بیدار شدن… تو چی؟ 🌤️
صبح بخیر به کسایی که هنوز دلشون خواب نمیره🌤
اگه میتونستی قدرت فراطبیعی داشته باشی اون چی بود؟
من:
@Sam_book
کافهای قدیمی در یکی از محلات کوچک توکیو، با تمام کافههای دنیا فرق دارد. این کافهی منحصر به فرد قهوهای ویژه سرو میکند که مشتریان با آن میتوانند سفر در زمان را تجربه کنند. بازگشت به گذشته یکی از حسرتهاییست که به نوعی همهی انسانها در دورهای از زندگیشان تجربه میکنند؛ حالا در توکیو کافهای وجود دارد که این رویا را محقق میکند، اما با قوانین خودش!
قوانین کافه این است که مشتریان وقتی به گذشته برمیگردنند، نمیتوانند از اتفاقی جلوگیری کنند یا همه مشکلات در گذشته را حل کنند، آنها تنها به اندازهی. زمان سرد شدن قهوهی مخصوصشان فرصت دارند و زمانی که قهوه سرد شود به زمان حال برمیگردند. در این فرصت محدود آنها میتوانند هر کسی را که میخواهند ملاقات کنند اما هیچ کدام از کارهایی که در این سفر انجام میدهند، آیندهشان را تغییر نمیدهد. پس با وجود این قوانین چرا باید به گذشته برگشت؟
@Sam_book